
| |||||||||||||||
|
به گزارش خبرگزاري فارس از اروميه، شهنام رضايي امروز در جمع خبرنگاران افزود: 9 نفر از اعضاي اصلي اين باند با تلاش مأموران اطلاعات انتظامي شهرستان نقده عصر روز گذشته دستگير شدند.
٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬
| |||||||||||||||
| |||
|
به گزارش خبرگزاري فارس از اراك به نقل از مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي استان مركزي، در پي شكايت فردي نزد كلانتري 11 شهرستان تفرش از خسارت مالي وارده به وي از سوي اين شركت تحقيقات پيرامون اين موضوع آغاز شد. | |||
۸۴/۴/۲۶ - ۱۵:۳۲ - آسیا
ابراز نگرانی فعالان دانشجویی از فراگیر شدن سیستمهای هرمی بازاریابی در دانشگاهها و افت علمی دانشجویان
تنی چند از فعالان و اعضای شورای صنفی دانشجویان دانشگاههای كشور نسبت به شیوع سیستمهای هرمی بازاریابی و تبعات منفی آن در دانشگاهها ابراز نگرانی كردند.
نیما شایان، نایب دبیر مجمع صنفی دانشگاههای تهران با ابراز نگرانی نسبت به شیوع سیستمهای هرمی یا network marketing در دانشگاهها بهویژهخوابگاههای دانشجویی، در گفتوگو با ایرنا، گفت: متصور نبودن آینده كاری، وضعیت اقتصادی پایین نخبگان دانشجویی، هزینههای بسیار بالای زندگی در شهرهای بزرگ برای دانشجویان خوابگاهی، استفاده نكردن از پتانسیلهای دانشجویی در طرحهای بزرگ ملی در ابعاد مختلف و فضای ضعیف علمی پژوهشی در دانشگاهها، باعث شده تا عدهای از دانشجویان از اصالت علمی- فرهنگی خود فاصله گرفته و به امید سراب زندگی بی دغدغه از سوی سران این سیستمها، تمام وقت و توان خود را جهت بارور كردن این راه صرف كنند.
وی افزود: حذف ترمهای متوالی و افت تحصیلی شدید در میان دانشجویان درگیر در این سیستمها كه تعدادشان كم نیست، دلیلی بر این ادعاست.
شایان، اشتغالزایی كم از طرف دولت برای دانشآموختگان و نخبگان كشور را دلیلی برای كشیده شدن آنان به سمت اینگونه سیستمهای بازاریابی غیرعلمی عنوان كرد و گفت: این سیستمهای بازاریای هرمی مانند گلدكوئیست نه تنها برای جامعه دانشجویی بلكه برای جریان فرهنگی جامعه ایران یك سم مهلك است. چرا كه اگر این فعالیت غیرعلمی و غیرتولیدی فراگیر شود ضمن اینكه مقادیر هنگفتی از ثروت كشور را به صورت ارز خارج میكند و زیانهای جبران ناپذیری را به بدنه اقتصادی كشور وارد میكند، میتواند زمینههای افول روحیه عدالت طلبی و حق جویی را در میان دانشجویان و كلیه اقشار جامعه به وجود آورد.
وی شیوع گلدكوئیست در ایران را گونهای از فاجعه اقتصادی در كشور عنوان كرد و گفت: در این عرصه بیش از آنكه بازاریابی علمی صورت گیرد، نوعی جلب مشتری براساس نزدیكی روابط و عواطف موجود بین افراد انجام میشود و باعث تبدیل كلیه روابط دوستانه قبلی به روابط كاری كاذب میشود.
شایان در ادامه با بیان اینكه این سیستم بازاریابی در سال 2002 توسط یك دانشجو وارد ایران شد و به سرعت رشد كرد، گفت: هم اكنون تنها در تهران نزدیك به 300 هزار نفر عضو این شبكه خرید هستند و طبق آمار منتشره از سوی روابطعمومی دادسرای عمومی انقلاب در مهر 83 حدود 84میلیون دلار ارز از طریق این سیستم از كشور خارج شده است.
وی با بیان اینكه این سیستم در كشورهایی مانند ایران كه اقتصاد بیمارگونه دارند رسوخ پیدا كرده است، تصریح كرد: این گونه سیستمها در كشورهایی مانند ایتالیا یا انگلستان كه یك مدیر ارزان قیمت در سال حدود 320 هزار دلار حقوق میگیرد جواب نمیدهد، چرا كه گلدكوئیست در حالت ایدهآل در سال حدود 260 هزار دلار سوددهی خواهد داشت.
سیستمهای هرمی بازاریابی در دانشگاهها به اعتیاد دانشجویان تبدیل شده است
مسعود وكیلی نیا، دبیر مجمع صنفی دانشگاههای تهران نیز با بیان اینكه فراگیر شدن این سیستمهای هرمی بازاریابی در دانشگاهها به اولین اعتیاد دانشجویان تبدیل شده است، خاطر نشان كرد:اینگونه سیستمها در بین كلیه دانشجویان و اقشار دانشگاهی چه مذهبی و یا غیر مذهبی همه گیر شده است و متاسفانه با موانع و برخوردهای قانونی نیز روبهرو نیست و حتی توجیهات شرعی و قانونی نیز برای آن مطرح میشود.
وی در گفتوگو با ایسنا با بیان اینكه امروزه نیروهای انسانی متخصص اولین منابع و شاخصهای توسعه در كشورها تبدیل شدهاند، گفت: متاسفانه شیوع این سیستم در بین دانشجویان باعث درگیرشدن آنها در این سیستم و عدم بهرهوری و بكارگیری تخصص آنها در عرصههای علمی و تولیدی كشور شده و خواهد بود.
وی سیستمهای هرمی بازاریابی را نوعی استثمار و قمار عنوان و خاطر نشان كرد: فعالان و اعضای صنفی دانشجویان دانشگاههای كشور آمادگی هرگونه همكاری برای رفع این معضلات در دانشگاهها را اعلام میكنند.
سیستمهای هرمی بازاریابی دغدغه اصلی بسیاری از دانشجویان شده است.
در همین خصوص فراز چنگیزی دبیر اسبق شورای صنفی دانشكده برق دانشگاه صنعتی اصفهان با بیان اینكه شیوع سیستمهای هرمی بازاریابی باعث شده تا دغدغه اصلی دانشجویان از درس خواندن به سمت اینگونه شغلهای كاذب تغییر جهت یابد،گفت: دستیابی به درآمدهای زودرس و ناگهانی و توقعات بالای دانشجویان برای اشتغال در شغلهای پردرآمد، عامل گرایش آنان به سمت اینگونه سیستمهای بازاریابی كاذب و غیرعلمی شده است.
چنگیزی در خاتمه گفتوگو با ایلنا خاطرنشان كرد: در این راستا برگزاری جلسات آموزشی و كارگاههای آموزشی از سوی مراكز كارآفرینی دانشگاهها برای بررسی تبعات و سایر جنبههای اینگونه سیستمهای هرمی بازاریابی و همچنین افزایش آگاهی دانشجویان و آشنایی آنان با سیستمهای بازاریابی علمی درجهت رفع این معضل در دانشگاهها كشور بسیار كمك كننده خواهد بود.
بازاریابی شبکه ای در سنگاپورقانونی است و اعدام مشمول جریمۀ شرکت در طرح های هرمی نمی با شد
با توجه به اینکه دولت سنگاپور در مواقعی حتی از ایالات متحده هم جدی تر با شرکت های بازاریابی شبکه ای برخورد نموده بیان قوانین و ترجمۀ آخرین بیانیۀ وزارت بازرگانی و صنعت این کشور و جرائمی که برای فعالیت در شرکت های هرمی وضع نموده مفید خواهد بود. ازجملۀ توجهاتی که می توان به اینگونه قوانین داشت این است که اولا تمامی وزارتخانه ها یا نهادهای دولتی کشورهای متعدد چندین بار قوانین خود را اصلاح نمودند و نمونۀ بارز آن تجدید نظر دولت سنگاپور برای توسعۀ کشور در بازار جهانی بنا بر خواستۀ مردم در سال 2002 بود لازم به ذکر است دولت سنگاپور پیش از این در سال 1973 قوانینی سنگین در دستور کار خود داشت . همچنین تمامی نهادهای دولتی جرائمی که برای طرح های هرمی وضع نمودند تنها شامل حبس یا جریمه نقدی است و نه اعدام .
چگونه فعالیت های بازاریابی چند سطحی در سنگاپور حاکم شدند؟
فعالیتهای بازاریابی چند سطحی در سنگاپور با تصویب قانون بازاریابی شبکه ای و فروش هرمی پابرجا ماندند.
قانون اصلی بازاریابی چند سطحی و فروش هرمی (ممنوع) برای اولین باردرسال 1973 تصویب شد. در ماه ژوئن سال 2000 مجلس یک اصلاحیه برای این قانون به منظور تشریح فروش هرمی برای کنترل تمامی کسب وکارهائی که ماهیت چند سطحی داشتند تصویب نمود.
هرچند ، باوجود اینکه تمامی تکنیک های بازاریابی چند سطحی نامطلوب نیستند ، دولت همزمان با تصویب قانون فروش هرمی و بازاریابی چند سطحی دستور مستثنی کردن کسب وکارهای قانونی را از قانون مصوبه همچون کمپانی های بیمه و شرکت های فروش مستقیم را صادر کرد.
آخرین بیانیۀ دولت سنگاپور در رابطه با بازاریابی شبکه ای و فروش هرمی
وزارت تجارت و صنعت سنگاپور(MTI) حمایت های خود را روی طرح های بازاریابی چند سطحی فعال در سنگاپور باهدف حمایت از مصرف کنندگان زیاد نموده است. دستور تجدید نظر روی بازاریابی چند سطحی و فروش هرمی (شامل انجمن ها و طرح ها) از اول ژانویۀ سال 2002 ترتیب اثر قرار خواهد گرفت.
قانون بازاریابی چند سطحی (MLM) و فروش هرمی (ممنوع) در سال 1973 برای حمایت از مصرف کنندگان در مقابله با طرح های مضر هرمی تصویب شد.
یک طرح هرمی غیر قانونی نوعاً به شرکت کنندگانی نیاز دارد که هزینه هائی را پرداخت کنند. در عوض به شرکت کنندگان وعدۀ پاداش های جذاب مالی برای استخدام هر شرکت کنندۀ اضافی داده می شود.
به محض اینکه فروشندگان بیشتری استخدام می شوند ، شرکت کنندگان امیدوارند تا پرداخت های خود را بدست آورند و سودهای قابل توجهی کسب کنند. چنین هرمی با این ساختار درنهایت از مستخدمین جدید به اتمام می رسد و سقوط می کند ، نتیجه این است که فروشندگان در پائین هرم تمامی پول های پرداختی را از دست می دهند. بازاریابی چند سطحی غیر قانونی معمولا مشخصه های زیر را دارا می باشد:
الف : مبلغان ادعا می کنند بدست آوردن پول چقدر آسان است، که افراد می توانند خیلی سریع در مدت کوتاهی ثروتمند شوند. و راه کسب پول از طریق استخدام دیگران به طرح می باشد.
ب: کالای مورد نظر چیزی نیست که یک نفر در حالت نرمال آن را خریداری کند.
ج: شرکت کنندگان مورد نیازند تا پول را در طرح سرمایه گذاری کنند خواه به شکل یک ورودیه یا خرید کالا.
*"تمامی طرح های بازاریابی چند سطحی مضر و غیر قانونی نیستند"*. قانون MLM وزارت صنعت و تجارت را برای مستثنی قرار دادن طرح ها و موسسه های خاص زیر لوای قانون سال 2000 صاحب اختیار می داند . بیمه ، امتیازات و طرح های فروش مستقیم که دارای معیارهای خاصی هستند از قانون MLM معاف می باشند. هرچند به دلیل توسعه در بازار و پیشنهادهائی از سوی مردم وزارت صنعت و تجارت در مشورت با صنعتگران و به دلیل توجه به نظرات مردم قانون MLM را مورد تجدید نظر قرار داد . اصلاحات اصلی قانون جدید از این قرار هستند:
الف : حمایت ها – یک شرکت کننده نمی تواند برای تهیه هرگونه سود یا بدست آوردن کالائی به منظور یک شرکت کنندۀ صرف شدن در طرح مورد نیاز باشد، به جزخرید ابزاری که برای اثبات هستند ونه برای فروش دوباره که برای آن پورسانتی پرداخت نمی شود . یک طرح بازاریابی چند سطحی قانونی برای فروشندگان ریسک مالی را تحمیل نمی کند برای مثال فروشندگان زیر نظر مفاهیم منطقی تجاری بایستی مستحق بازپس گیری تمام پول خود برای کالاهائی که توسط آنها خریداری یا نگهداری شده و به مصرف کنندۀ نهائی فروخته نشده باشند. تنها اگر کالاها ظرف مدتی شصت روزه بازگردانده شوند .
ب: ممنوعیت های رفتاری - کمپانی ها نباید طرح را به عنوان فرصت هائی برای سریع ثروتمند شدن معرفی کنند. و نباید از کلاهبرداری و فریبکاری ، اجبار، تهدید یا روشهای نامعقول برای عضویت افراد در طرح استفاده کنند. به جای آن شرکت ها باید روی تلاش هایشان در تبلیغ کیفیت و شمایل کالاها تمرکز کنند. اگر یک شرکت می خواهد پتانسیل درآمدزائی را به شرکت کننده های بالقوه نشان دهد باید رکوردهای بیشترین ، کمترین و متوسط درآمدهای فروشندگان گذشته را نگه دارد.
ج: تسهیم پورسانت - این حق یک فروشنده است که پورسانت ها را از چندین لایه از فروشندگانی که توسط او استخدام شدند کسب کند . هرچند این پورسانت ها بایستی از فروش کالا یا خدمتی که در مورد آن بحث و گفتگو شده بدست آمده باشد و نه از عضویت یا استخدام اعضای اضافی به طرح مورد نظر .
*" هر کسی که به تبلیغ یا شرکت در طرح بازاریابی چند سطحی غیرقانونی بپردازد ، بر طبق حکم دادگاه بالاترین جریمۀ او دویست هزار دلار و یا به حبس نه بیشتر از 5 سال و یا هر دوی این جریمه ها محکوم است. ضمناً قانون دادگاه را برای جریمه ای اضافی صاحب اختیار می داند این جریمه نباید بیشتر از مقدار سودی که مبلغ بدست آورده باشد. "*
اصلاحات در چهاردهم دسامبر سال 2001 منتشر خواهد شد. این یک زمان مناسب برای شرکت هاست تا قوانین جاری خود را بازبینی کنند و به مبلغان خود دربارۀ تغییرات اطلاع رسانی کنند. قانون جدید در اول ماه ژانویه سال 2002 ترتیب اثر داده خواهد شد.
مطلب کامل قانون بازاریابی چندسطحی و فروش هرمی در سایت MIT (وزارت بازرگانی و صنعت سنگاپور ( قابل دسترسی است.
در حالی که دولت می تواند بوسیلۀ قوانین اصلاحی برای جلوگیری از فعالیت های فریبکارانه کمک کننده باشد. بهترین دفاع برای مصرف کنندگان این است که مراقب باشند و درگیر کلاهبرداری و طرح های سریع ثروتمند شدن نشوند. هنگام سرمایه گزاری مصرف کنندگان بایستی تنها به سود فرصت های مالی نگاه نکنند .
وزارت بازرگانی و صنعت
سیزده دسامبر 2001
در حال حاضر بازاریابی شبکه ای در شرق آسیا از جایگاه ویژه ای برخوردار است و کشورهای سنگاپور ، مالزی و ژاپن به آن توجه ویژه ای دارند به طوری که تنها 800 شرکت بازاریابی شبکه ای در مالزی و تحت کنترل و حمایت دولت این کشور فعالیت می کنند.
امیر آزادی
لازم به ذکر است دقیقا همین مطلب از سوی اینجانب در سایت www.dss.ir منتشر شد که با کلیک روی این لینک قابل دسترس است: http://www.dss.ir/index.php?action=show_news&news_id=139
|
گلدكوئيست غمنامه اي بر قمار قرن بيست و يكم محسن حدادي روياي پولدار شدن آنهم به كوتاه ترين زمان و آسان ترين شيوه! همواره در ذهن بشر دوپا بوده و هست، بويژه كه شرايط اقتصادي هم آنچنان كه بايد خوب نباشد. جالب تر اينكه تب پولدار شدن از روش هاي هرمي كه كلي كلاس و درس و دانشگاه هم بايد بروي تا شيرفهم شوي عجب كلاه گشادي است، مثل ماجراي بنزين هر چند ماه يكبار در خانه هاي ملت مي غلتد و به در و ديوار مي خورد، چند تايي مشتري پيدا مي كند و مي رود تا چند وقت ديگر. حالا هم به شكرانه برخوردهاي جدي مسئولان با اين برنامه ها مثل آلودگي هوا، مصرف بنزين، بدحجابي، تعطيلات، مفاسد اقتصادي و... يكباره چشم باز مي كني و مي بيني دور و برت پر شده از شركت هاي هرمي، همان ها كه سال قبل با موج آفريني رسانه ها و فريادهاي مسئولان و بده بستان هاي قوه قضاييه رفته بودند كه براي هميشه بروند توي پاركينگ! اصل ماجرا آدم ابوالعجايب ابا مكر ابن كلك؛ همواره بدنبال راه ميان بر است. از كودكي و كوچكي و بازيهاي كوچه گانه! و كلكهاي دم دستي گرفته تا مدرسه و تقلب و دانشگاه و غيبت و حاضري زدن ديگران و اداره و كارت نزدن و هواي همكار داشتن و زيرآبي معاملات بورس كردن و استفاده از رانت دولت براي خانواده و... (اه چقدر كلك بلد بودم خودم خبر نداشتم) آدميزاد اصلا هميشه دنبال آسايش بدون زحمت است فراموش مي كند كه اگر زحمتي نباشد آسايش معنا ندارد فكر نمي كند كه بايد زحمت كشيد تا منتظر فرصتي براي استراحت بود. (درس اخلاق رو صفا كردي!) شعار اصلي ما اشرفان مخلوقات اين است: مزد آن گرفت «جاي» برادر كه كرد! مراد از برادر خود است! خلاصه كه داستان آدم شدن پينوكيو هم فايده اي ندارد و ملت حتي گربه نره هاي درشت هيكل هزاره سوم را نمي بينند، آن هم با اين همه دنگ و فنگ و سروصدا. هنوز دنبال درخت طلا مي گردند تا يك سكه بكارند و يك درخت برداشت كنند! و اما ايران... يكسال پيش و در يك فضاي ملي، مكلا و معمم همه دست در دست يكديگر دادند كه گلدكوئيست و هزار نوع ديگر گلدكوفت و گلدزهرمار را بايكوت كنند. كلي دادگاه و شكايت و فتوا و... براي اينكه حالي به احوالات ملت داده شود و ديگر كسي پشت دستش را جيز كند اگر برود سراغ اين زرنگ بازي ها اما حالا و در يكسالگي اين اقدام جسورانه و جدي! دولت و ملت ، باز هم سرو كله گلدكوئيستي ها با انواع و اقسام نام هاي جديد و سبك هاي نوين در تهران و ساير استان ها مشغول به كار شدند... و اين در حالي است كه علي رغم تأكيدات مكرر مسئولان امر مبني بر غيرقانوني بودن اين شركت ها و فعاليت ها و همچنين مصوبه مجلس مبني بر عدم اجازه فعاليت به اينگونه شركت ها در داخل كشور، برخورد جدي و قاطعانه با اين پديده قرن ارتباطات! را هنوز نديده ايم! البته اينكه برخي دولتي ها دستشان در كار بوده و حالا چوب لاي چرخ قوه قضاييه پر سرعت ما مي گذارند و اجازه نمي دهند پس از يك سال حتي اسامي برخي سركرده هاي گردن كلفت گلدكوئيست كه بالغ بر هزاران شكايت از آنها ثبت شده را اعلام كنند، به ما ربطي ندارد!! مهم اين است كه هنوز برخي مردم- با تأسف برخي دانشجويان هم- براي زود پولدار شدن از پينوكيوي چوبي هم كم عقل ترند. راستي اگر اين روش خيلي خوبي براي پولدار شدن است چرا هميشه بساطش در كشورهاي آسيايي و در حال توسعه پهن است؟! نسخه هاي ايراني! وست ويژن يا همان گلدكوئيست ايراني هم به مدد همين اهمال كاري و عدم برخورد قاطع با شكارچيان پول مردم در ايران شكل گرفت. طرف تجربه گلدكوئيست را داشت و زد روي دست آن. در واقع محصولات!! خود را ارزان تر مي فروخت و به جاي سكه و زيورآلات و طلاجات آمد زرنگي كرد و صنايع دستي! فروخت، منبت كاري، گليم، تنديس هاي چوبي و... بعد هم گفت هر كس در اين نت ورك ماركتينگ محصول 15 هزار توماني بخرد و 6 نفر را(...) كند، 7 هزار و پانصد تومان پورسانت دريافت مي كند يعني ارزش هر مشتري 1500 تومان! حالا پس از يكسال بيش از هزار شكايت از شركت هاي گلدكوئيست، گلدماين، گلدبيز، هفت الماس، وست ويژن، آسوگستر شرق و چندتاي ديگر... به ستاد مبارزه با قاچاق رسيده است. البته مي دانيد كه به خاطر همان دست هاي پنهان كه هميشه پنهان مي مانند! همواره شكايت به دادسرا مي رسد و همين! تازه همين شنبه هفته پيش 17 كيلو طلا و جواهر در قالب سكه و ساعت گلدكوئيست توي فرودگاه امام(ره) كشف و ضبط! شد. چي مي گي؟ خب مسافرايي كه اينها رو آورده بودن هم تحويل مقامات قضايي شدن ديگه! چرا گير مي دي؟؟!! درد يكي نيست ، امروزه روز همه مرجع تقليد شدن، همه خودشون تصميم مي گيرن و به رأي و نظر كسي هم كار ندارن. البته من به اين ميگم؛ حماقت و رانندگي با سرعت 200كيلومتر بدون چراغ در اتوبان مه گرفته. حالا چراغ و سرعت و اتوبان مه گرفته را خودتان پيدا كنيد. به هرحال براي آنها كه هنوز قبول ندارند و «مثلاً» تأكيد مي كنم مثلاً مذهبي هم هستند ]مذهبي ها ياد گرفته اند مثل امام موسي كاظم(ع) كار كنند و دستمزدشان را خرج خانواده كنند[ دوباره كه نه صدباره مي گوييم كه اي برادر و خواهر: حرام است... عاقلان بشنوند و ناقلان بجارند! (همان منتشر كردن گوش به گوش) با اتفاق نظر مراجع عظام تقليد؛ گلدكوئيست حرام اعلام شد. حالا هر شب با كلي عمله و اكله! راه بيفت بيا توي پاركينگ خونه و فك بزن كه: آره سكه ها رسيده توي گمرك گير كرده، شما دو نفر ديگه تون رو پيدا كنيد. بعد هم يه سكه دو هزار توماني نقره را توي يك جعبه جادو! بپيچ و نشون ملت بده و بگو: اين سكه سهيله كه تازه رسيده. مي دوني چقدر مي ارزه؛ 4هزار دلار!!! مقصر كيه؟! يك كارشناس اقتصادي معتقد است رسانه ها در امر اطلاع رساني در اين زمينه خيلي كوتاهي كرده اند. وي مي گويد علت اصلي فعاليت و سرمايه گذاري در اين شركتها را بايد در ترس از فقر بيشتر جستجو كرد. هرجا كه اين ترس مشهودتر و نمايانتر باشد امكان سرمايه گذاري در اين شركتها بيشتر مي شود براي همين شما مردم را مي بينيد كه با سرمايه هاي اندك مثلاً 100هزار تومان و 200هزار تومان و 500هزار تومان وارد اين هرم مي شوند، براي كسب پولي كه بتواند فقر و ناداري و مشكلات معيشتي آنها را برطرف كند، امروز در جامعه ما نگراني از فقر يك نگراني عمومي است و بايد براي آن يك فكر اساسي شود. واعظان كاين جلوه بر محراب و منبر ... اينكه برخي بچه مثبت ها هم وسوسه شدند جاي تعجب ندارد، جاي تأسف دارد براي متوليان و راهنمايان آنها كه نتوانسته اند آنها را براي كسب روزي حلال ، خوب قانع كنند كه برو كار ميكن مگو كار نيست!! كه ايزد در بيابانت دهد باز... به جاي دلالي و چانه زني مجاني براي گول مالي سر ديگران برو دنبال كاسبي حلال... البته باز هم همان حكايت هميشگي آخر وقتي جوان هست و كار نيست... كار هست و كار حلال نيست... كار حلال هست و جوان اهل كار نيست چه كنيم؟ (چي شد؟!) راستي اصلاً تقصير آنها هم نيست تقصير دولتمردان ماست؛ براي زندگي كه نمي شود با باد هوا گذران كرد بايد برويم دنبال پول چه پولي بهتر از... تا وقتي كار و كسب و رفاه مردم مهيا نباشد همين آش است و همين كوزه!! تازه متهم مي شويم كه ما روزنامه نگارها حسوديم! به ما مي گويند اگر مي توانيد خودتان يك «پرت پوليست» بزنيد و مردم را سرگرم و پولدار كنيد... خدا خير بدهد به كسي كه فقر و بيكاري را كمي مرهم شود، نه غلام؟! برو جان برادر كار پيدا كن اگر هست! اين قمار قرن بيست و يكم آنقدر لايه هاي دروني دارد كه هيچ كس فكر نمي كند دارند با عقل او قمار مي كنند... چه كسي باور مي كند كه «او» دارد بدترين و گشادترين كلاه دنيا را بر سر مظلومترين، ]با عرض معذرت[ مغفول ترين ]با عرض شرمندگي[ تنبل ترين و ]با عرض احترام[ خنگ ترين آدمها مي گذارد. اينكه به محض ورود بايد 4بدبخت ديگر را بپيچاني و به بردگي اين زنجيره استعمار و قدرت و ثروت درآوري، يعني چه؟ اينكه تا پايان عمر آن سرشاخه زنجيره خوب و خوش و سلامت بدون درگيري هر روز چاق و فربه تر گردد و تو همچنان به اميد و آرزوي اينكه 4نفري كه يوق بر گردنشان انداختي هر يك 4نفر فلك زده ديگر را اغفال كنند و آن 4نفر 4نفر ديگر را و در فكر و خيال پول آنها به عرش بروي! يعني چه؟ پولي كه با زحمت بدست آمده ولي بي زحمت در جيب ديگري مي رود كه تو اصلاً نمي داني كيست. خيلي جالب است پول مي دهي نمي داني چرا و به كي. آدم اجير مي كني نمي داني چرا و براي كي؟ آخر سر هم طرف فرار مي كند و تو دستت به هيچ جا بند نيست و آن يك نفر كه مي شناسي هم خود اظهار بدبختي مي كند... اينكه چرا ما هيچ وقت نمي خواهيم با زحمت به آسايش برسيم خود جزئي از همان صفت ابوالعجايب ماست. به هرحال بد نبود ما كه در اكثر مواقع كارشناسان كاركشته اي هستيم كه همه را مسئول بدبختي خود مي دانيم و دائم از بدبخت تر شدنمان گله منديم اينجا هم مي گفتيم ما خودمان داريم خودمان را بدبخت مي كنيم. نكنيم ديگر! اي كاش اينجا هم همچون خيلي جاها كه به زمين و زمان فحش مي دهيم كمي هم به خودمان... اصلا بي خيال اينها كه گفتيم، در كشور ما كه نيست ! |
|
فروپاشي دو شبكه غيرقانوني هرمي با دستگيري 79 عضو باند
طعمه جديد گلدكوئست روستائيان و اهالي شهرهاي كوچك اگر جوان باشي و شغل نداشته باشي و درس نخوانده باشي يا خوانده باشي و الان با يك عنوان مثل دكتر، مهندس، كارشناس، كارشناس ارشد و... بيكار بچرخي، زندگيت چه شكلي مي شود؟ بي نظم، بي هدف، عاطل و باطل، پر از اوقات بيهوده كه ثانيه ها و ساعت ها و خلاصه عمر را تباه مي كنند اما هيچ فايده اي ندارند. اغلب جوان هايي كه اين روزها با شوق و ذوق يافتن يك شغل پردرآمد و پر سود راهي شهر مي شوند و به عضويت گلدكوئست درمي آيند، رها شدگان از چنين وضعيت يا شرايطي مشابه هستند. بحران بيكاري در جامعه ما وجود دارد. هرچند كه آمار و ارقام حاصل از نتايج تحقيقات انجام شده در اين باره، به طور دائم از كاهش نرخ بيكاري خبر مي دهد اما خوشبختانه يا بدبختانه ما جوان ترين جمعيت دنيا را داريم و هر روز خيل تازه اي از اين جمعيت به دسته جويندگان كار مي پيوندند. فرار جوانان از بيكاري كمبود امكانات، نبود بازار كار مناسب و محدود بودن گستره فعاليت هاي تجاري و اقتصادي در آنها باعث شده است كه معضل بيكاري در شهرستان هاي دور از مركز، شهرهاي كوچك و محروم و روستاها عميق تر بروز كند. اين همان نقطه ضعفي است كه گلدكوئستي ها و ديگر شركت هايي كه به صورت شبكه اي بازاريابي مي كنند، برآن دست گذاشته اند. آنها با وعده هايي بزرگ مثل شغل پردرآمد كه مي تواند تأمين كننده نيازهاي اوليه زندگي هر آدمي باشد، جوان ها را جذب مي كنند. «كامران-ف»، جوان 29 ساله اي است كه با چهارنفر از دوست هايش، سيزده ميليون تومان در گلدكوئست سرمايه گذاري كرده اند. او مي گويد: «درسم تمام شده بود. براي يافتن كار به هر دري زده بودم، فايده اي نداشت تا به وسيله دوست هايم با گلدكوئست آشنا شدم. آنها در ابتداي راه كلي احترام به ما گذاشتند. با عزت و تمنا به جلسه هايشان راهمان دادند و چنان تصويري از انسان هاي متمول، با شخصيت اجتماعي مطلوب، داراي پرستيژ حرفه اي و اجتماعي از ما ساختند كه خودمان هم باور كرده بوديم ، اين رؤياها حقيقي است.» وي مي افزايد: «من كه تا ديروز يك آدم بيكار بودم و صبح تا غروب كاري جز خوابيدن و در كنج خانه خزيدن نداشتم، ناگهان با يك دنياي شلوغ، پر از جلسه، پر از كتاب و آموزش و هيجان و كار روبه رو شدم. همين ها كافي بود تا فكر كنم كه گلدكوئست حقيقت دارد. افسوس كه عمر اين خيال كوتاه بود. همين كه پول را پرداختم و زيرشاخه نفر بالادستي شدم و فقط بعد از چند جلسه آموزش و ارائه هدف و عضو گيري هاي ناموفق ديگر كسي كاري به كار من نداشت. سرگروه فقط هر ازگاه تلفن مي زد كه آيا توانستي جلسه پرزنت (عضوگيري) بگذاري يا نه يا اين كه چند عضو گرفتي؟ بعداً فهميدم كه او نگران خوابيدن دست هاي خودش است و تلفن هايش براي پي گيري هم فقط براي اطمينان از تعداد اعضاي جديدي است كه منافع او را تأمين مي كنند.» اين جوان و دوست هايش با ابراز تأسف از اين كه در كمال ناپختگي، سرمايه زندگي شان را ازدست دادند و به دليل ناكامي دچار افسردگي شده اند، مي گويند: «تنها هنر گلدكوئست اين است كه آدم ها را به وسيله اي تبديل مي كند كه بتوانند خيلي خوب نقش پله هاي نردبان را بازي كنند.» آخر حكايت جوان هاي تهراني و گلدكوئيست يا هريك از شركت هاي بازاريابي شبكه اي كه به صورت هرمي فعال هستند اين است كه سرخورده و غمگين مي شوند، ضرر مالي مي بينند و به نوعي گرفتار آسيب هاي روحي و رواني ناشي از آن مي شوند. اما قصه شهرستاني ها فرق دارد.زندگي آنها به مراتب لطمات سنگين تري از عضويت ناكام در گلدكوئست مي بينند. زندگي در هوم فيس وقتي جوان هاي شهرستاني براي عضويت و كار در گلدكوئست به تهران مي آيند، درواقع به يك هوم فيس دعوت مي شوند. جمله معروف «پول و پتو بردار وبيا» را كه يادتان هست. كاربردش در همين هوم فيس هاست. پول براي خريد امتياز و پتو براي اين كه زيرانداز و روانداز بازارياب هاي تازه كار باشد. يك جوان از اهالي «فسا» در استان فارس كه تجربه زندگي در هوم فيس را دارد، چنين مي گويد: «هوم فيس، آپارتمان يا اتاقي است كه يك سرشاخه پاييني با زيرشاخه هاي خود كرايه مي كند. اين مكان هم دفتر كار اين افراد مي شود و هم محل زندگي شان.» زندگي در هوم فيس قوانين و مقررات خاص خود را دارد. نكته اول، همان اصل ثابت عضويت در گلدكوئست است كه آدم ها بايد به شكل جدي به موضوع بازاريابي براي شركت گلدكوئست به عنوان يك شغل بنگرند. اين جوان، مي افزايد: «از هشت صبح تا ده شب ساعت اداري براي كاركردن در هوم فيس است. دراين زمان هيچ كس حق خوابيدن ندارد، همه بايد لباس رسمي به تن داشته باشند، سيگار نكشند و همواره در حال انجام دادن كاري مثل عضوگيري، برپايي جلسه هاي پي گيري، آموزش، خريد اينترنتي و نظاير اين ها باشند. كليه هزينه هاي هوم فيس مثل غذا، كرايه خانه، تلفن، آب، برق و گاز بين اعضا تقسيم مي شود و هركس تا وقتي مي تواند در هوم فيس بماند كه بتواند اين قوانين را رعايت كند.» وي لبخند مي زند و با لذت از خاطرات شيرين روزهاي اوليه عضويت و حضورش در هوم فيس چنين مي گويد: «اوايل همه چيز به نظر عالي و مطلوب مي رسيد. اين زندگي براي جوان هايي كه دوست دارند كار كنند و پول در بياورند، شرايط ايده آلي است. زندگي ات نظم پيدا مي كند و همه كارهايت با حساب و كتاب انجام مي شود. اما...» فروريختن ابهت آدم ها حرفش را مي خورد، لبخند از روي لبش جمع مي شود و به جايش اخم، منظر غم انگيز خود را بر پيشاني او مي گسترد، صدايش را پايين مي آورد و زمزمه مي كند: «حيف كه ابهت هوم فيس خيلي زود در نظرها مي شكند. اگر عضوگيري هايت ناموفق باشد، كم كم پول و سرمايه اي كه با خودت آوردي به آخر برسد و بي پول بشوي، كار را ياد بگيري ولي نتواني در انجام دادن آن موفق باشي چون حاضر نيستي مثل بالاسري هايت به همه دروغ بگويي كه فلان قدر پول در مي آورم و اين قدر پورسانت مي گيرم و چنين و چنان تازه روي ديگر سكه رخ مي نمايد. وقتي پول نداري از غذا خبري نيست. بقيه مي خورند ولي تو بايد مثل يك انسان مفلوك از امتيازها محروم بشوي، امكانات مشترك مثل كامپيوتر و خط اينترنت در اختيارت قرار نگيرد و هر لحظه درد تحقير را به جان بخري. آن وقت است كه بچه ها به قرض كردن از بالاسري يا بقيه اعضا رو مي آورند و دائم بدهي روي بدهي مي گذارند. آخرسر هم اين فشارها باعث مي شود كه اعضا ببرند و از هوم فيس بيرون بزنند. در حالي كه روحشان آسيب ديده، قلبشان شكسته و آرزوهايشان به باد رفته است.» شهرستاني ها به اين دليل در ابتداي ورود براي سرشاخه ها ارج و قرب دارند كه اميدوار هستند، بتوانند قوم و خويش خود را به صورت گروهي وارد شبكه كنند. در واقع در جلسات آموزشي بيان مي شود كه هر انسان بالغ دست كم 150 دوست و آشنا دارد كه هر يك از آنها پتانسيل ورود به سيستم را دارند و مي توانند يك زيرشاخه پورسانت ساز براي سرشاخه ها باشند. وقتي عضو جديد نتواند اين افراد را جذب كند يا در اواسط كار به باورهايي جديد دست پيدا كند و به اصل ماجرا و احتمال بسيار بسيار ضعيف (بخوانيد در حد صفر) پولدارشدن در سيستم بازاريابي شبكه اي پي ببرد، ديگر حضورش در گروه فايده اي ندارد، پس بايد قيد او را زد و از چرخه بازي بيرونش كرد. در لباس راستگوها، دروغ بگوييد يكي از مراجعان به دفتر روزنامه در اين باره مي گويد: «هميشه سرشاخه ها در جلسه هاي آموزشي به اعضا مي گويند كه راستگو باشيد، مدعي هستند كه سيستم برپايه صداقت و درستي است و از اين موضوع به عنوان يك بعد مثبت قوي براي كار در شبكه گلدكوئست ياد مي كنند. اما حقيقت اين نيست. در واقع در همان جلسه هاي آموزشي فوت و فن دروغگويي را چنان به افراد مي آموزند كه در ظاهري راستگويانه، دروغ هاي شاخدار را چنان بيان كنند كه شنونده نتواند صحت يا سقم موضوع را دريابد. آيا همين موضوع كه هيچ يك از دعوت كننده ها حاضر نيستند در دعوت هاي اوليه شان اسمي از گلدكوئست، EBL، گلدماين، تجارت الماس و... ببرند، نوعي انكار حقيقت نيست؟ آيا اين دروغ نيست كه دعوت كننده ها به افراد وعده كار پردرآمد و هميشگي مي دهند و مدعي ارزش كالاي خريداري شده معادل بهاي پرداختي آن هستند در حالي كه اين فعاليت فقط در صورتي درآمدزا خواهد بود كه ما نيز بتوانيم افراد ناآگاه ديگري را وارد سيستم كنيم و بعد آنها گروه ديگري را؟ اين حقيقت هرگز بيان نمي شود كه سرشاخه ها بعد از مدت كوتاهي از فعاليت نكردن يك زيرشاخه، او را به حال خود رها مي كنند، هيچ تعهدي در قبال سرمايه گذاري او حس نمي كنند و دستش را مي سوزانند. در حالي كه همواره در ابتداي راه مدعي مي شوند كه ما به شما كمك مي كنيم، ما شما را رها نمي كنيم. آيا به راستي اينها دروغ نيست؟» كارتن خوابي جنتلمن ها اوضاع شهرستاني هايي كه از هوم فيس ها اخراج مي شوند يا خودشان از ادامه كار نااميد شده و از هوم فيس بيرون مي آيند، بغرنج است. يكي از آنها كه از خانواده اي آبرومند و محترم از روستاهاي اطراف رشت است، مي گويد: «بعد از ورود من به گلدكوئست، پسرعمه ها و پسرعموهايم نيز به دنبال من به تهران آمدند. حالا من دريافته ام كه سيستم برخلاف ادعاهاي سرشاخه ها سودده نيست، منع شرعي دارد و كار كردن در آن سخت و تقريبا غيرممكن است چون جز اطرافيان درجه اول كه به اصطلاح امتياز پنج افراد محسوب مي شوند، كسي حاضر نيست يك ميليون يا يك و نيم ميليون تومان پول خود را در سيستم سرمايه گذاري كند. به اين دلايل مي خواهم برگردم ولي پسرعموهايم نمي آيند. حالا از طرفي پدرم مي گويد كه من عرضه كار كردن ندارم از طرفي هم كل فاميل عليه من شوريده اند كه اگر برگردي بايد پول همه ما را پس بدهي. مانده ام چه كنم. الان سه شب است كه در پارك مي خوابم و پايم را به هوم فيس نمي گذارم چون اگر آن جا بروم هم، گرفتار جنگ و دعوا با اعضا و اقوام خودم كه ساكن هوم فيس هستند، مي شوم.» بغض مي كند و از ما مي خواهد بنويسيم كه گلدكوئست براي او سرابي بوده است كه كل زندگيش را بابت آن باخته است. و مي افزايد: «به عشق پول و پولدار شدن مجنون بيابانگرد شده ام. اگر در گذشته پول نداشتم حداقل خانه و سرپناه، خانواده و آبرو داشتم ولي حالا اينها را هم ندارم.» آپارتمان هاي خيابان نواب صفوي، جردن، تهرانپارس، خيابان خليج، كاشانك و بخشي از شهرري معروف ترين مكان ها براي برپايي هوم فيس است. با اين حال يك شكست خورده از گلدكوئست مي گويد كه كافي است به هر جاي شهر سر بزني و از هر كوچه گذر كني تا ببيني كه چطور سقف هاي پوشالي، پناهگاه جوانان ساده دل اين سرزمين شده است تا از آنها مترسك هايي بسازد كه حافظ منافع سودجويان شبكه هاي عنكبوتي گلدكوئست در ايران باشند. راستي! از قوه قضاييه چه خبر؟ ***************
طعمه جديد گلدكوئست روستائيان و اهالي شهرهاي كوچك |
|||||||||

خوشبختانه با توجه به اطلاع رسانی به موقع تلویزیون و مطبوعات تا حد زیادی جلوی سیل مخرب سیستمهای هرمی در ایران و سایر نقاط دیگر گرفته شد .
مدتی بود که فاجعه کوئست در شهرستان ملایر خوابیده بود اما با خبر شدم که کوئست در شهرستان ملایر به کارش دارد ادامه میدهد .خبر تاسف باری است که ما هم اکنون با آن روبرو هستیم و روز به روز به تعداد مالباختگان اضافه میشود من نمیدانم چه چیزی باعث شده که کوئست در شهر ملایر به کارش هنوز ادامه میدهد و سر شاخه ها و عاملین اصلی آن بدون هیچ پیگرد قانونی آزادانه در شهر ملایر میگردند .
به راستی عمق این فاجعه در شهر ملایر به چه حد باید برسد که مسئولان ملایر به فکر چاره اندیشی با فتند ؟
سر کیسه کردن مردم ,نشر اکاذیب ,زیر سئوال بردن نظام مقدس جمهوری اسلامی ,پایمال کردن خون شهدا فاجعه بزرگی نیست که مسئولان را به فکر چاره اندیشی بیاندازد؟
من هم اکنون از مسئولان نظام از جمله رئیس جمهور محترم آقای احمدی نژاد می خواهم که با چاره اندیشی به موقعشان در حل این معضل بزرگ در شهر ملایر ما را یاری کنند و با تشکیل کمیته های ضد سیستمهای هرمی در هر شهر و در هر استان موافقت کنند شاید با اینکار ندای مالباخته گان کوئست در ملایر و سایر نقاط ایران به گوش مسئولین برسد و کسانی که از مقابله با اینگونه سیستمها سر باز میزنند اینرا بدانند در دولت جدید آقای احمدی نژاد جایی نخواهند داشت.
شما هم اگر خواهان بر قراری عدالت هستید ازهمین الان مبارزات خود را علیه این سیستمها شروع کنید و از هیچ چیزی نترسید چرا که اینکار کمتر از جهاد در را خدا نیست.
خرداد 1385
|
اعدام برای مدیران گلدکوئست ، گلدماین و EBL
| |||||||||
| |||||||||
|
|
جزييات جنايت دلخراش قتل و عام یک خانواده توسط سرشاخه ی کوئست | ||
|
| ||
| شنبه 19 فروردين ماه 1385 23:40 | ||
| ||
| تحقيقات کارآگاهان پليس استان تهران نشان مي دهد جنايت خونين خانوادگي که در آن 4 عضو يک خانواده قتل عام شده اند ، با انگيزه اختلاف مالي 2 ميليون توماني شبکه گلدکوئست بوقوع پيوسته است. در اين جنايت خونين که 16 فروردين بوقوع پيوست ، هنگامي که يک نقاش ساختمان به نام ذبيح الله در ساعت 19 به خانه مسکوني خود در خيابان هشت متري شورا بازگشت با اجساد خونين 4 عضو خانواده خود روبه رو شد.سردار رضا زارعي روز گذشته درنشست خبري با خبرنگاران در توضيح اين جنايت خونين که چهارشنبه گذشته بوقوع پيوسته گفت : ماجراي اين جنايت هنگامي فاش شد که بعد از ظهر 16 فروردين مرد ميانسالي به نام «ذبيح الله» با مراجعه به ماموران پليس از وقوع جنايتي وحشتناک در داخل خانه اش خبر داد. با اطلاعاتي که اين مرد در اختيار پليس قرار داد ، ماموران به محل وقوع حادثه در محدوده قلعه حسن خان رفتند و با اجساد غرق به خون 2 زن و 2 مرد مواجه شدند که در ادامه مشخص شد مقتولان «شمسي 40 ساله» مادر و «معصومه 18 ساله» دختر و دو پسر خانواده به نامهاي «محمود 26 ساله» و «محمد 17 ساله» هستند که به دليل وارد آمدن ضربات مرگبار توسط جسمي سخت به سرشان به طرز وحشتناکي به قتل رسيده اند. بدين ترتيب کارآگاهان پليس به بازجويي از پدر خانواده پرداختند که وي مدعي شد صبح روز جنايت با يکي از دخترانش از خانه خارج شده و پس از بازگشت به خانه ، هنگامي که خانواده اش در را باز نکرده اند مشکوک شده و با کمک قفل ساز در را باز کرده و بلافاصله بعد از ورود به خانه با اجساد خانواده اش که در رختخواب قتل عام شده بودند روبه رو شده است. کارآگاهان در ادامه تحقيقات خود و با بررسي دقيق صحنه جنايت ، متوجه نوشته هايي شدند که طبق امضاي آن در ساعت 7:30 دقيقه روز جنايت و توسط فردي به نام علي با ماژيک روي ديوار اتاق محل جنايت نوشته شده و با ابراز تنفر نسبت به مقتولان انگيزه خود را از اين جنايت رهايي از تحقيرهاي دائمي اعضاي خانواده عنوان کرده است. در ادامه بررسي هاي پليسي مشخص شد پدر خانواده برادر 28 ساله اي به نام علي دارد که از اعضاي گلدکوئست بوده و شب قبل از جنايت به خاطر اختلافات مالي با پسر بزرگ خانواده برادرش درگيري شديدي پيدا کرده است. با اين اطلاعات کارآگاهان اين فرضيه را مطرح کردند که ممکن است علي مظنون اصلي اين پرونده باشد و به انگيزه انتقام گيري دست به قتل عام خانوادگي زده باشد. تحقيقات کارآگاهان پليس درباره علي نشان مي داد که وي از 15 سال پيش با خانواده برادرش زندگي مي کرده و طي چند سال اخير با پسر بزرگتر برادرش وارد شبکه گلدکوئست شده اند و حدود 20 ميليون تومان هم در اين زمينه سرمايه گذاري کرده است ، اين در حالي است که مدتي قبل و پس از آنکه 2 ميليون تومان ضرر کرده است بين وي و برادر زاده اش اختلاف شديدي بوجود آمده که شدت اين درگيري به حدي بوده است که يک شب قبل از جنايت يعني در شب 15 فروردين متهم به قتل و برادر زاده اش با يکديگر درگيري فيزيکي پيدا کرده اند و براساس فرضيه هاي پليسي احتمالا از همان زمان متهم کينه مقتول را به دل گرفته و درصدد انتقامگيري از اعضاي خانواده برآمده است و روز حادثه بعد از خروج برادرش از خانه با پتک به اطاقي که مقتولان در آنجا خواب بوده اند رفته و آنها را با ضربات پتک و به طرز فجيع به قتل رسانده و سپس از محل جنايت گريخته است. سردار زارعي در ادامه افزود: با توجه به شواهد و قرائن موجود ، «علي» به عنوان مظنون اصلي اين پرونده تحت تعقيب کارآگاهان پليس است و فعاليتهاي شبانه روزي براي دستگيري وي همچنان ادامه دارد. حسادت انگيزه قتل خانواده ام بود در همين حال روز گذشته پدر خانواده با بيان اين که حسادت مهمترين انگيزه برادرش براي ارتکاب جنايت بوده است گفت: برادرم جوان بسيار گوشه گير و منزوي اي بود که از طريق پسر بزرگم فهميدم او به تازگي معتاد به مخدر کراک شده است. پسرم عمويش را براي درمان و ترک اعتياد پيش يک متخصص مي برد و چون پسرم موقعيت هاي خوبي پيدا کرده بود برادرم به او حسادت مي کرد.
ما جرای قتلهای سریالی گلدکوئست |
| چهره نگاري عاملان قتلهاي سريالي سرشاخه هاي گلدکوئست با احضار 2زن که پيش از اين عاملان قتلهاي سريالي گلدکوئست در يک قدمي قتل آنها بودند، تحقيقات پليس آگاهي وارد مرحله تازه اي شد. >>> | |||||||||||||||||
| اقدام ناموفق براي قتل 2 سرشاخه ديگر گلدکوئست عاملان قتلهاي سريالي گلدکوئست پيش از ارتکاب 2 جنايت ديگر در شرق و شمال تهران با حضور بموقع همسايه ها از محل متواري شدند پيش بيني اين بود که افسران زبده و فعال پيشتر مطرح کرده بودند ، تحت اين عنوان که قتل هاي سريالي سرشاخه ها به اين زودي ها پايان نمي يابد. >>> | |||||||||||||||||
| 3 بازپرس ويژه ، مامور پرونده قتل هاي سريالي گلدکوئست صبح ديروز 3 بازپرس ويژه قتل تهران ، پس از حضور در دادسراي جنايي به همراه رئيس شعبه 10 پليس آگاهي ، آخرين جزييات مربوط به قتل سرشاخه هاي گلدکوئست را تحليل و ارزيابي کردند. >>> | |||||||||||||||||
| سرقت «کيس رايانه» سرشاخه گلدکوئست فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ از نتيجه تحقيقات پليس آگاهي درباره قتلهاي مرموز 3 زن در تهران پرده برداشت. >>> | |||||||||||||||||
| قتل هاي سريالي سرشاخه هاي گلدکوئست اين سومين قتل مشابه است که در آن رد طناب قرمز ديده مي شود قتلهايي که از نظر افسران زبده جنايي به دليل اوجگيري اختلافات درون تشکيلاتي گلدکوئست اتفاق افتاده و پيش بيني مي شود که اين جنايت ها بزودي پايان نيابد. >>> | |||||||||||||||||
| مصوبه مجلس درباره فعاليت شرکتهاي هرمي مبهم تشخيص داده شد اعضاي شوراي نگهبان مصوبه مجلس را درخصوص طرح الحاق يک بند و يک تبصره به ماده (1) قانون مجازات اخلالگران در نظام اقتصادي کشور ، مصوب 1369 و اصلاح تبصره (1) در خصوص ممنوعيت فعاليت شرکتهاي هرمي داراي ابهام دانست. >>> | |||||||||||||||||
| مجلس و شوراي عالي امنيت ملي وارد عمل شوند قاضي ويژه رسيدگي به پرونده گلدکوئست ، خواستار همکاري هر چه سريعتر مجلس ، وزارت امور خارجه ، وزارت اطلاعات ، شوراي عالي امنيت ملي و ساير ارگان هاي مرتبط با اين پرونده شد. >>> | |||||||||||||||||
|
نماينده گلدکوئست در ايران متواري شد
| |||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
قاضي حميدرضا طايفي در گفت و گو با خبرنگار اجتماعي فارس افزود: چنانچه وكيل شركت گلدكوئست بخواهد دفاعي از اين شركت انجام دهد اين دفاع بدون حضور متهمان پرونده كه همان اعضاي هئيت مديره و يا مدير عامل شركت است براي قوه قضائيه پذيرفتني نيست و بنابراين براي دفاع بايد حتما اعضاي هئيت مديره و يا مدير عامل اين شركت به عنوان متهم در دادسرا حاضر شوند.
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||
|
قاضي حميدرضا طائفي در گفت و گو با خبرنگار اجتماعي فارس با بيان اينكه اگر توجهي به اين موضوع نشود خانوادهها با بحران روبرو خواهند شد، افزود: بسياري از خانوادههايي كه همسران آنها عضو اين شبكه غير قانوني شدهاند با اقدامات كلاهبرداري اقدام به جمعآوري پول از افراد ساده لو تحت عنوان زير شاخه ميكنند كه گاهي اين مبالغ هنگفت بوده و باعث بروز فساد در خانوادهها شده است.
| |||||||||||||||||
رئيس شعبه سوم دادسراي كاركنان دولت:
عوامل فعال در شركت اي بي ال تحت پيگرد قرار مي گيرند
با تمامي عوامل فعال در شركت اي بي ال و شركت هاي مشابه برخورد قانوني مي شود.
رئيس شعبه سوم دادسراي كاركنان دولت اعلام كرد: با تمامي عوامل اعم از بازاريابان، فروشندگان و مسئولان شركت هاي غيرقانوني «اي بي ال» و مشابه آن برخورد مي شود و در اين راستا دستورات لازم به نيروي انتظامي داده شده است.
قاضي حميدرضا طايفي به خبرگزاري فارس گفت: با توجه به اخبار منتشر شده، در خصوص غيرقانوني بودن فعاليت شركت هاي گلدكوئيست، متاسفانه اخيرا مشاهده شده كه افراد سودجو با نام شركت هاي جديد مانند «اي بي ال» و نام هاي ديگر اقدام به عضوگيري و بازاريابي كرده اند كه در اين خصوص اعلام میشود هرگونه فعاليت در اين گونه شركت ها جرم تلقي شده و با تمامي عوامل آن برخورد قضايي میشود.
طايفي اضافه كرد: در آينده نزديك دفاتر تمام شركت هاي غيرقانوني پلمپ میشود.
منبع: روزنامه کيهان مورخ دوشنبه 9 خرداد 1384 - کليک کنيد...
تهران ـ قاچاقچياني كه محموله گلدكوئيسـت را غيرقانوني وارد ايـران مـي كردنـد در رويارويي با ماموران اين محمـولـه را به دريا ريختند.
سخنگوي ستاد مبارزه با قاچـاق كــالا و ارز گفت: هم اكنون كار خارج كـردن ايـن محمـولـه از دريـا در حـال انجـام اسـت و تاكنــون نيــز مقـداري از آن از زيـر آب خارج شده است.
وي مكان كشف اين محمـولـه را بـنـدر لنگه ذكر كرد و گفت: مطابق گزارش نـيـروي انتظامي يـك مـحمـولـه ديگـر در يـكـي از بنــادر جنــوب كشــف شـده اسـت كـه ايـن محمولـه بـه صـورت سـالـم توقيف شده است.
سخنگوي ستاد مبارزه با قاچـاق كــالا و ارز گفت: مـحمـولـه هـاي فـوق كـه بــه صـورت غيرقانوني در حال واردشدن به كشـور بود به مقصد شيراز در حال حمل بوده است.
وي افزود: قرار بود طي مـراسـمـي از سوي اين شركت محموله ها به افراد سرشاخـه خـود در شيراز تحويل شود.
منبع: واحد مرکزی خبر (IRIBNEWS) - کليک کنيد...
مجلسيك فوريت طرح ممنوعيت فعاليت شركتهايي مانند "گلدكوئيست" را تصويب كرد
به نقل از خبرگزاری ايرنا:
نمايندگان مجلس شوراي اسلامي روز چهارشنبه به يك فوريت طرحي راي مثبت دادند كه در صورت تصويب نهايي آن ، فعاليت شركتها و موسسات با ساختار هرمي با شبكه بيانتها ،از قبيل گلدكوئيست، ممنوع ميشود.
به گزارش خبرنگار پارلماني ايرنا، اين طرح به امضاي ۵۰نفر از نمايندگان رسيده است .
در صورت تصويب نهايي اين طرح، "هرگونه فعاليت موسساتي كه با ايجاد ساختار هرمي، زنجيرهاي بيانتها از افراد را براي جذب افراد ديگر و مشاركت آنها در جذب سرمايه، بدون استخدام و بدون پرداخت حقالزحمه و تنها با دريافت حق عضويت يا اجبار به خريد كالا به كار ميگيرند تحت هر عنوان جرم محسوب شده و ممنوع ميباشد.
همچنين در صورت تصويب نهايي اين طرح ، بكارگيري افراد دراين موسسات تحت موضع عقد جعاله و عناوين مشابه نيز ممنوع است .
يك فوريت اين طرح را حميدرضا كاتوزيان نماينده تهران درجلسه علني روز چهارشنبه مطرح كرد.
طراحان معتقدند" فعاليتهاي شركتها و موسسات غالبا غير ايراني از قبيل گلدكوئيست با انجام فعاليتهاي ناسالم اقتصادي منشاء ضرر و زيان اقشار مختلف مردم ميشوند و با روال غيرشرعي مبادرت به ارايه فعاليتهاي غير توليدي كرده، مقادير هنگفتي از ثروت ملي كشور را بصورت ارز از ايران خارج ميكنند و زيانهاي جبران ناپذيري را به بدنه اقتصادي كشور وارد مي سازند.
منبع: خبرگزاري ايرنا مورخ 4/3/1384 كليك كنيد...
----------------- به نقل از خبرگزاري مهر: -----------------
با موافقت مجلس
فعالیت شرکت گلدگوئیست در ایران ممنوع میشود
نمایندگان مجلس شورای اسلامی با تصویب فوریت طرحی ، فعالیت شرکت ها و موسسات با ساختار هرمی در شبکه بی انتها از جمله گلدگوئیست را ممنوع کردند.
به گزارش خبرنگار پارلمانی "مهر" در مقدمه این طرح یک فوریتی که به امضای 50 نماینده مجلس رسیده است، چنین آمده است: با توجه به اینکه توسعه فعالیت های شرکت ها و موسسات غالبا غیر ایرانی از قبیل گلدگوئیست که با انجام فعالیتهای ناسالم اقتصادی منشاء ضرر و زیان اقشار مختلف مردم شده و با روال غیر شرعی مبادرت به ارایه فعالیت های غیر تولیدی کرده و مقادیر هنگفتی از ثروت ملی کشور را به صورت ارز از ایران خارج نموده و زیانهای جبران ناپذیری را به بدنه اقتصادی کشور وارد می سازد و به منظور صیانت از فعالیت های اقتصاد سالم و حمایت از رقابت منصفانه این ماده واحده به مجلس شورای اسلامی تقدیم می شود.
بر اساس این ماده واحده که به تصویب 134 نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی رسید هرگونه فعالیت موسساتی که با ایجاد و ساختار هرمی ، زنجیره ای بی انتها از افراد برای جذب افراد دیگر و مشارکت آنها در جذب سرمایه بدون استخدام و بدون پرداخت حق الزحمه و تنها با دریافت حق عضویت یا احیاء به خرید کالا به کار می گیرند ، تحت هر عنوان جرم محسوب شده و ممنوع می باشد.
همچنین بر اساس تبصره این ماده واحده کارگری افراد در این موسسات تحت موضوع عقد جعاله و عناوین مشابه نیز ممنوع است.
منبع: خبرگزاري مهر مورخ 4/3/1384 كليك كنيد...
¤ نوشته شده در ساعت 9:21 توسط وطن پرست
**************************************************************
، بسياري از آنهايي که اسير اين شبکه اختاپوسي شده بودند، حالشان گرفته شد. خيلي از آنها ميليون ها تومان در اين شبکه سرمايه گذاري کرده بودند و حالا با بسته شدن شبکه يک شبه پولشان دود شده و رفته بود به هوا.
متاسفانه آنها همگي اغفال شدگان تبليغات نادرست و توخالي يک شبکه کلاهبرداري هنگ کنگي شده اند و البته خودشان هم ديگراني را اغفال کرده اند، تا به سودهاي رويايي دست پيدا کنند.
اين گزارشي است از شبکه گلدکوئست که در حال حاضر، مهمترين شبکه کلاهبرداري اينترنتي به حساب مي آيد و در يک سال گذشته توانسته است جاي شبکه قدرتمند دياموندز و سه قلوي ديگر او يعني پرايم بانک ، ان پيراميد ، کيمبرلي و شبکه هاي داخلي مشابه آنها را بگيرد.
احتمالا کارتون پينوکيو را ديده ايد و لابد يادتان هست که در قسمتي از ماجراهاي اين کارتون گربه نره و روباه مکار عروسک ساده لوح ژپتوي نجار را گول مي زنند و به او مي گويند اگر سکه هاي خود را در جنگل طلا بکارد، بعد از مدتي کوتاه درختي خواهد روييد که ميوه اش سکه هاي طلا خواهد بود.
عروسک بيچاره هم حرفهاي اين دو موجود حيله گر را باور مي کند و طلاي خود را در جنگل مي کارد و بقيه داستان را هم که خودتان در جريان هستيد. پينوکيوي بيچاره هشتپلکومي شود و در حالي که به يک دراز گوش تبديل شده ، از يک سيرک سردرمي آورد.
حالا اگر شنيديد به جاي روباه مکار و گربه نره شرکتهايي پيدا شده اند که همين ادعا را دارند؛ يعني ادعا مي کنند درخت طلا و الماس دارند و خيلي ها هم در جنگل آنها ميليون ها تومان ريال و دلار کاشته اند، با خودتان نگوييد چه همه پينوکيو، چرا که پينوکيودر آخر فيلم آدم شد، اما حالا آدمهايي هستند که در آخر فيلم معلوم مي شود پينوکيو شده اند؛ فريب خوردگان بهشت خيالي گلدکوئست.
|
استمرار فعالیت گلدکوئیست اقتدار تصميم گيري ها را زير سؤال برده است مسئولان نظام خود را درگير كنند - |
|
دوشنبه 3 مرداد 1384 |
|
دفتر شركت پلمب شد هشدار دادگستری به اعضاي شبكه گلدکوئیست - |
|
یکشنبه 3 مهر 1384 |
|
گفت وگو با محمدرضا قديمى كارشناس تجارت الكترونيك
بازاريابى هرمى ، شكست يا پيروزى
رضا جوالچى
• • • •بازاريابى شبكه اى را چگونه تعريف مى كنيد و اين بازاريابى داراى چه ويژگى هايى است؟ براى اينكه با بازاريابى شبكه اى آشنا شويم ضرورى است ابتدا اشاره اى به سيستم هاى سنتى داشته باشيم. در يك سيستم سنتى، معمولاً توليدكنندگان كالاى خود را به عمده فروشان عرضه مى كنند و عمده فروشان آن را به خرده فروشان و آنها نيز آن را به مصرف كنندگان نهايى مى فروشند. در اين ميان سهم عمده اى از قيمت كالا و خدمات پرداخت شده توسط مشترى نهايى، نصيب واسطه ها مى شود. اما اگر يك توليدكننده، بتواند مستقيماً كالا يا خدمات خود را به مصرف كننده نهايى برساند، قطعاً مى تواند كالاى خود را با قيمت پائين تر به فروش برساند. به همين دليل بسيارى از شركت ها به طور مستقيم از سيستم سنتى، اقدام به راه اندازى بخش هاى بازاريابى مى كنند. اما از آنجايى كه تعداد بازاريابان در اين سيستم محدود است، هيچ گاه نمى توان در چنين شرايطى محصول شركت را در سطح گسترده به فروش رساند. اينجا است كه بازاريابى شبكه اى به عنوان يك ابزار مفيد نقش خود را ايفا مى كند. در يك سيستم بازاريابى شبكه اى، شركت مقررات خاصى را تعيين مى كند مانند درصد پورسانت، قيمت محصول و... سپس افراد مى توانند به عنوان بازارياب مستقل اقدام به بازاريابى براى محصولات شركت بكنند. براى اينكه تعداد بازاريابان گسترش يابد، به هر بازارياب اين امكان داده مى شود كه بازاريابان ديگرى را در زير مجموعه خود معرفى كند و آموزش دهد. از تلاش تيم بازارياب زيرمجموعه افراد نيز، پورسانتى براى فرد معرف درنظر گرفته مى شود. در واقع اين انگيزه اى مى شود كه هر فرد، بازارياب ديگرى را در زيرمجموعه خود تعريف كند. به اين ترتيب، تعداد بازاريابان بسيار زياد و بازار فروش محصولات شركت بسيار گسترده مى شود. بازاريابان همگى تحت يك چارچوب خاص بازاريابى مى كنند و حق بازاريابى خود را به طور سيستماتيك دريافت مى نمايند. تحقق اين شرايط در يك سيستم سنتى امكان پذير نيست، چرا كه اصلاً ارتباط مستقيم با اين تعداد بازارياب در دنياى واقعى امكان پذير نيست و در اين ميان اينترنت كمك مى كند كه افراد حقوق خود را كه در واقع حق بازاريابى خودشان و تيم زيرمجموعه شان است، به راحتى بررسى و دريافت كنند، بدون آنكه هيچ گونه رابطه استخدامى بين بازاريابان مستقل و شركت وجود داشته باشد. •يكى از مواردى كه مجلس در طرح خود براى جلوگيرى از فعاليت شركت هاى مشابه گلدكوئيست مطرح كرده در مورد رابطه استخدامى بين افراد و شركت ها است شما در اين زمينه چه نظرى داريد؟ اساساً رابطه استخدامى بين شركت و بازاريابان، چه در سيستم هاى سنتى و معمول و چه در بازاريابى شبكه اى معمولاً وجود ندارد. اگر شركت هايى را كه در حال حاضر در ايران فعاليت مى كنند و همگى بازارياب در خدمت خود دارند، بررسى كنيم، متوجه مى شويم كه معمولاً بازاريابان به صورت پورسانتى كار مى كنند. يعنى شركت مى گويد اگر كالا را فروختى، X درصد قيمت كالا به عنوان پورسانت به شما پرداخت مى شود. چون اگر غير از اين باشد و شركت ها بخواهند به هر بازارياب فارغ از ميزان فروش آن حقوق پرداخت كنند، هيچ گاه نمى توانند كارايى لازم را از افراد مشاهده كنند. اين موضوعى است كه اصولاً بازاريابان، چه سنتى و چه مدرن آن را پذيرفته اند. در بازاريابى شبكه اى نيز موضوع مشابه است، با اين تفاوت كه در اين سيستم به دليل تعداد زياد بازاريابان موضوع بسيار حادتر است. بنابراين اگر بازاريابى شبكه اى را به عنوان يك روش نوين و مفيد بازاريابى بپذيريم، اصولاً نمى توانيم انتظار داشته باشيم اين افراد به استخدام شركت درآيند. •چگونه مى توانيم زمينه هاى سوءاستفاده از بازاريابى شبكه اى را شناسايى كنيم و بدون آنكه اصل آن را زير سئوال ببريم با آن برخورد داشته باشيم؟ مسئله اى كه منتقدان معمولاً به آن اشاره مى كنند، اين است كه در يك شبكه ناسالم، افرادى كه در انتهاى هرم قرار مى گيرند متضرر مى شوند. چون اين افراد مبالغى را براى كالا يا خدماتى مى پردازند كه ارزش آن بسيار كمتر از رقم پرداخت شده است. از آنجايى كه اين افراد نمى توانند فردى را پيدا كنند كه در زيرمجموعه خود قرار دهند، لذا پورسانتى نمى گيرد و متضرر مى شود. نكته دقيقاً همين جا است. در يك بازاريابى شبكه اى صحيح و قانونى، اولين اصل اين است كه كالا و يا خدمات مورد بازاريابى بايد باارزش واقعى و يا قيمت بازار آن برابر باشد. به اين ترتيب اگر افراد در يك سيستم بازاريابى شبكه اى وجهى براى كالايى بپردازند كه مورد نياز آنها است و قيمت آن نيز با قيمت بازار كالا و خدمات برابر است، اصولاً ديگر ضررى وجود ندارد، كه پايين يا بالاى هرم آن متحمل شوند. حتى آخرين نفر نيز، وجهى را پرداخت كرده و كالا و خدماتى را متناسب با قيمت پرداخت شده دريافت كرده است. از اين رو هيچ گاه احساس غبن نمى كند. البته ويژگى هاى ديگرى هم وجود دارد كه درجه اهميت آن نسبت به اصل مطرح شده بسيار كمتر است. •پس از اينكه در طرح مجلس فعاليت شركت هايى كه از ساختار هرمى برخوردار هستند ممنوع اعلام بشود آيا اين ممنوعيت به بازاريابى صحيح شبكه اى نيز لطمه خواهد زد؟ براى اظهار نظر راجع به اين موضوع ضرورى است كه طرح مجلس را به طور كامل مطالعه كنيم. متاسفانه من از جزئيات طرح خبر ندارم. اگر مفاد طرح مذكور فقط همان باشد كه در اخبار مطرح شده است، بايد عرض كنم در آنجا بر چند نكته تاكيد شده بود: ۱- هرمى بودن ۲- زنجيره اى و بى انتها بودن ۳- عدم وجود رابطه استخدامى بين شركت و بازاريابان. بايد گفت كه يك بازاريابى شبكه اى صحيح و قانونى نيز اين سه ويژگى را به احتمال بسيار زياد دارد. بنابراين يا بايد كلمات طرح مذكور اصلاح شوند و يا تبصره اى وجود داشته باشد. و يا اساساً در قانون مذكور، تشخيص قانونى يا غيرقانونى بودن يك بازاريابى شبكه اى را به يك كميته كارشناسى در دستگاه هاى اجرايى كشور سپرد. كارشناسان مى توانند با استفاده از ويژگى هاى استاندارد و پذيرفته شده در دنيا كه به مهمترين آنها اشاره كردم به راحتى تشخيص دهند كه يك شبكه با ساختار هرمى قانونى است يا خير؟ حتى افراد عادى هم مى توانند اين تشخيص را بدهند. اگر قيمت كالا و يا خدمات فروخته شده توسط يك شركت از قيمت بازار، يا قيمت كارشناسى آن بالاتر باشد، بازاريابى شبكه اى آن شركت محل سئوال است. •به عنوان آخرين سئوال نظر شما راجع به خروج ارز توسط شركت هايى چون گلدكوئيست و شركت هاى خارجى مشابه چيست؟ از آنجايى كه ارز براى كشورهاى در حال توسعه از اهميت ويژه اى برخوردار است، هر فعاليتى كه منجر به خروج بى رويه ارز از كشور شود حساسيت زا خواهد بود. در كشور خودمان دوره هايى را به خاطر داريم كه ورود برخى از اقلام به كشور ممنوع بود. يعنى ما براى از دست ندادن ارز، حتى ورود كالا را به عنوان يك امر تجارى ممنوع كرده ايم. بنابراين مسئله خروج ارز را بايد به طور مجزا از بحث بازاريابى شبكه اى بررسى كنيم. يعنى حتى ممكن است يك بازاريابى شبكه اى تمام ويژگى هاى لازم را نيز داشته باشد ولى به دليل اينكه مبدأ آن يك شركت خارجى است و ارز زيادى از كشور خارج مى كند، دولت و مجلس آن را غيرقانونى اعلام كنند. چه برسد به اينكه در حال حاضر ارز هنگفتى براى ورود كالايى كه اساساً به اقتصاد كشور ما هيچ گونه كمكى نمى كند و ارزش واقعى آن نيز بسيار كمتر از ارقام پرداخت شده است از كشور خارج مى شود. بديهى است معضل در اين حالت چندين برابر است. |
| |||
|
قاضي حميدرضا طايفي در گفتوگو با خبرنگار اجتماعي فارس افزود: انتشار اخباري مبني بر سفر نمايندگان شركت گلدكوئيست به ايران ترفندهايي است كه به منظور اعتمادسازي كاذب صورت گفته است كه در اين خصوص جا دارد تا رسانهها در خصوص اينگونه اقدامات هوشياري لازم را داشته باشند. | |||
| قاضی پرونده فعالیت شرکت های هرمی شکل در ایران اعلام کرد: | ||||
| درآمد حاصل از فعالیت گلدکوئیست از نظر شرعی حرام است/ تشکیل 4 هزار پرونده و دستگیری 30 نفر درباره فعالیت گلدکوئیست | ||||
| قاضی پرونده فعالیت شرکت های هرمی شکل در ایران از بررسی طرحی در قوه قضاییه خبر داد که در صورت تصویب آن، با هر شرکت با فعالیت هرمی شکل داخلی و خارجی برخورد شدیدی خواهد شد. | ||||
|
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری"مهر"، حمید رضا طائفی در میزگردد خبری "بررسی فعالیتهای شرکتهای هرمی در ایران" در ابتدا گفت: در فعالیت شرکت های هرمی شکل همچون گلدکوئیست و در شرایط مساوی، افراد موجود در راس هرم که عمدتا نیز یهودی هستند، درآمد بالایی بدست می آورند. وی افزود: این شرکت ها که بدون مجوز بانک مرکزی ، وزارت امور اقتصادی و دارایی و شورای پول و اعتبار در ایران فعالیت می کنند، با فعالیت های مالی ارزهای بسیاری بدون نظارت از کشور خارج کرده اند که در نهایت آن نیز به اقتصاد کشور آسیب خواهد رساند. طائفی تصریح کرد: براساس تصویب مجلس، فعالیت در این شرکت های هرمی شکل نظیر گلدکوئیست جرم محسوب می شود. به گفته وی، براساس این قانون، افراد بالاسری موجود در شبکه، دوبرابر درامدی که نصیبشان شده جریمه خواهند شد. قاضی پرونده فعالیت شرکت های هرمی شکل در ایران از تشکیل پرونده های فعالیت شرکت های هرمی شکل داخلی از جمله وست ویژن در قوه قضاییه خبر داد و گفت: قوه قضاییه نیز رسیدگی به این پرونده ها را آغاز کرده است. وی بیشترین شکایات را از شرکت گلدکوئیست اعلام کرد و گفت: در روزهای آینده لیست کامل آنها نیز منتشر خواهد شد. طائفی همچنین اعلام کرد: تاکنون برای فعالیت شرکت گلدکوئیست در ایران چهار هزار پرونده در قوه قضاییه تشکیل شده و 30 نفر از متولیان اصلی این شرکت نیزدر ایران دستگیر و با قرار وثیقه بسیار سنگین آزاد شده اند. وی به نحوه صدور حکم در این خصوص اشاره و تصریح کرد: پس از انجام تحقیقات اولیه، اعلام قرار مجرمیت و صدورکیفر خواست ، حکم نهایی صادر می شود. وی تاکید کرد: به هیچ وجه شرکت های با فعالیت هرمی شکل داخلی به تایید قوه قضاییه نرسیده است. به عبارت دیگر شاید این شرکت ها ثبت شده باشند ولی بدون مجوز اقدام به فعالیت های مالی در کشور می کنند. وی خاطرنشان کرد: درآمدی که از طریق فعالیت در این گونه شرکت ها نیز نصیب افراد می شود از نظر شرعی حرام است و از نظر قانونی نیز جرم محسوب می شود. وی از ثبت 20 شرکت با فعالیت هرمی شکل داخلی و خارجی در کشور خبر داد که بدون مجوز فعالیت مالی در کشور انجام می دهند. | ||||
| ||||
| ||||