تبليغاتX
Counters
Counters حوادث گلدکوئست
فرمانده نيروي انتظامي شهرستان ساوجبلاغ: شبكه هرمي گلدكوئيست در ساوجبلاغ متلاشي شد خبرگزاري فارس: فرمانده نيروي انتظامي شهرستان ساوجبلاغ از انهدام يك شبكه هرمي گلدكوئيست در اين شهرستان خبر داد. سعدي بابانژاد در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در كرج افزود: با تلاش مأموران نيروي انتظامي ساوجبلاغ فعاليت يك شبكه هرمي گلدكوئيست در اين شهرستان شناسايي و 23 نفر از اعضاي آن توسط پليس اين شهرستان دستگير شدند. وي اظهار داشت: مأموران اطلاعاتي پليس ساوجبلاغ به دنبال پيگيري اطلاعات به دست آمده از فعاليت يك شبكه هرمي در اين منطقه و در يك جريان عملياتي زير شاخه‌ها و اعضاي اين شبكه را شناسايي و در يك عمليات ديگر موفق ‌شدند ليدر اصلي اين شبكه را در شهرستا‌ن كرج دستگير كنند‌. بابانژاد ادامه داد: به دنبال دستيابي و اطلاعات مربوط به فعاليت شبكه مذكور در كرج‌، مأموران پليس ساوجبلاغ با دستور قضايي دادستاني موفق شدند در يك رشته عمليات اطلاعاتي كه با همكاري پليس كرج انجام شد، محل فعاليت پوششي ليدر اصلي اين شبكه هرمي را كه در يك مجتمع مسكوني واقع درخيابان المهدي كرج بود، شناسايي كرده و با انجام مراقبت‌هاي ويژه از برگزاري جلسات مخفيانه، وي را شناسايي و دستگير كنند. اين مسئول انتظامي ادامه داد: در بازرسي از اين مجتمع مسكوني كه با هماهنگي مقامات قضايي انجام شد برگه‌هاي آموزش و تعدادي مدارك مربوط به شركت‌هاي هرمي كشف و ضبط شد . بابانژاد در پايان گفت: پرونده اعضا و ليدر اصلي اين شبكه به مراجع قضايي ارجاع داده شده است
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 2:55  توسط میهن پرست  | 

فرمانده نيروي انتظامي شهرستان ساوجبلاغ: شبكه هرمي گلدكوئيست در ساوجبلاغ متلاشي شد خبرگزاري فارس: فرمانده نيروي انتظامي شهرستان ساوجبلاغ از انهدام يك شبكه هرمي گلدكوئيست در اين شهرستان خبر داد. سعدي بابانژاد در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در كرج افزود: با تلاش مأموران نيروي انتظامي ساوجبلاغ فعاليت يك شبكه هرمي گلدكوئيست در اين شهرستان شناسايي و 23 نفر از اعضاي آن توسط پليس اين شهرستان دستگير شدند. وي اظهار داشت: مأموران اطلاعاتي پليس ساوجبلاغ به دنبال پيگيري اطلاعات به دست آمده از فعاليت يك شبكه هرمي در اين منطقه و در يك جريان عملياتي زير شاخه‌ها و اعضاي اين شبكه را شناسايي و در يك عمليات ديگر موفق ‌شدند ليدر اصلي اين شبكه را در شهرستا‌ن كرج دستگير كنند‌. بابانژاد ادامه داد: به دنبال دستيابي و اطلاعات مربوط به فعاليت شبكه مذكور در كرج‌، مأموران پليس ساوجبلاغ با دستور قضايي دادستاني موفق شدند در يك رشته عمليات اطلاعاتي كه با همكاري پليس كرج انجام شد، محل فعاليت پوششي ليدر اصلي اين شبكه هرمي را كه در يك مجتمع مسكوني واقع درخيابان المهدي كرج بود، شناسايي كرده و با انجام مراقبت‌هاي ويژه از برگزاري جلسات مخفيانه، وي را شناسايي و دستگير كنند. اين مسئول انتظامي ادامه داد: در بازرسي از اين مجتمع مسكوني كه با هماهنگي مقامات قضايي انجام شد برگه‌هاي آموزش و تعدادي مدارك مربوط به شركت‌هاي هرمي كشف و ضبط شد . بابانژاد در پايان گفت: پرونده اعضا و ليدر اصلي اين شبكه به مراجع قضايي ارجاع داده شده است
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 2:55  توسط میهن پرست  | 

رييس مركز اطلاع رساني نيروي انتظامي آذربايجان غربي:

این خبر جدیدترین خبر در دیماه ۸۵ است

باند فعالان شركت هرمي گلدكوئيست در نقده متلاشي شد

خبرگزاري فارس: رييس مركز اطلاع رساني نيروي انتظامي آذربايجان غربي گفت: باند فعالان شركت هرمي گلدكوئيست در نقده متلاشي شد.

به گزارش خبرگزاري فارس از اروميه، شهنام رضايي امروز در جمع خبرنگاران افزود: 9 نفر از اعضاي اصلي اين باند با تلاش مأموران اطلاعات انتظامي شهرستان نقده عصر روز گذشته دستگير شدند.
وي اضافه كرد: اين افراد با داير كردن مكان ويژه‌اي جنب ساختمان ارشاد نقده اقدام به اخاذي از اهالي شهرستان مي‌كردند.

 

٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬

دستگيري 35 عضو شبكه غيرقانوني گلدكوئيست در تهران

خبرگزاري فارس: 35 عضو شبكه غيرقانوني گلدكوئيست عصر ديروز در خانه‌اي در منطقه گلبرگ دستگير شدند.

به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، ساعت 14 ديروز مأموران كلانتري 147 گلبرگ در جريان تجمع اعضاي يك گروه از شبكه‌ گلدكوئيست در خيابان مهر جنوبي گلبرگ قرار گرفتند.
مأموران پس از بررسي صحت گزارش، با دستور قضايي وارد عمل شده و 35 نفر از افراد حاضر در محل را دستگير كردند.
در تحقيقات مقدماتي مشخص شد، 8 نفر از دستگير شدگان از اعضاي اصلي اين شبكه هستند.
همچنين در بازرسي محل تعداد جزوه آموزش شرايط عضويت و يك كيس كامپيوتر كشف شد كه در بررسي كيس كامپيوتر تعدادي تصاوير غيراخلاقي در آن پيدا شد.
متهمان هم‌اكنون براي تحقيقات تكميلي تحويل مأموران پليس آگاهي تهران شده‌اند.
مركز اطلاع‌رساني پليس تهران بزرگ نيز در اين خصوص اعلام كرد، فعاليت اعضاي اين شبكه در ايران غير قانوني است و پليس با اين افراد برخورد مي‌كند.
اين مركز همچنين از شهروندان خواست در صورت اطلاع از محل برگزاري جلسات اعضاي اين گروه موضوع را به مركز فوريتهاي پليس 110 تهران اطلاع دهند.
ا،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

عضو گلدكوئيست در مشهد دستگير شدند

خبرگزاري فارس: پليس مبارزه با جرايم اقتصادي فرماندهي انتظامي خراسان رضوي با متلاشي كردن يك شبكه از اعضاي اصلي گلدكوئيست 38 تن را دستگير كردند.

به گزارش خبرگزاري فارس از مشهد، مأموران انتظامي در پي دريافت اطلاعاتي مبني بر رفت و آمد مشكوك به ساختماني در يك محله مشهد، با هماهنگي مقام قضايي اين خانه را مورد بازرسي قرار دادند و 38 نفر را دستگير كردند.
براساس اين گزارش، در تحقيقات مشخص شد كه دستگيرشدگان اعضاي اصلي شركت هرمي گلدكوئيست هستند كه به قصد عضو‌گيري و افزايش شبكه انساني خود گردهم آمده بودند.
اين متهمان تحويل مراجع قضايي شدند.

 

 

هشتمين باند گلدكوئيست در آبادان متلاشي شد‌

خبرگزاري فارس: فرمانده نيروي انتظامي آبادان گفت: هشتمين باند گلدكوئيست در شهرستان آبادان با تلاش مأموران نيروي انتظامي متلاشي شد.

علي‌رضا متين‌راد در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس در خرمشهر افزود: طي سال جاري اين باند هشتمين تشكيلات شركت‌هاي غير‌قانوني هرمي در آبادان است كه متلاشي مي‌شود.
وي اظهار داشت: اعضاي اين باند 16 نفر هستند كه همگي دستگير و تحويل مراجع قضايي شدند.
متين‌راد اضافه كرد: از اعضاي اين باند كامپيوتر، سي‌دي و بروشورهاي مربوط به شركت‌هاي هرمي كشف و ضبط شده است.
فرمانده نيروي انتظامي آبادان تصريح كرد: اين باند قبل از آغاز به كار گسترده در ابتداي اقدامات خود شناسايي و منهدم شد.
وي به شهروندان آباداني در مورد عضويت در اين گروه هشدار داد و خاطرنشان كرد: عضويت در اين گروه‌ها جرم محسوب مي‌شود.
متين‌راد در پايان از شركت‌هاي هرمي به عنوان اخلال‌گران عرصه اقتصادي نام برد و گفت: از مردم آبادان مي‌خواهيم هر گونه اطلاعات در اين مورد را سريعاً به مراجع قضايي و انتظامي اطلاع دهند.


((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((

۱۸ عضو فعال گلد كوئيست در تفرش دستگير شدند

خبرگزاري فارس:‌ مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي استان مركزي از دستگيري 18 عضو فعال گلد كوئيست در تفرش خبرداد.

به گزارش خبرگزاري فارس از اراك به نقل از مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي استان مركزي، در پي شكايت فردي نزد كلانتري 11 شهرستان تفرش از خسارت مالي وارده به وي از سوي اين شركت تحقيقات پيرامون اين موضوع آغاز شد.
بر اساس اين گزارش: با انجام تحقيقات و بررسي‌هاي انجام شده محل فعاليت اين شركت در تفرش شناسايي و با هماهنگي مقام قضايي مأموران نيروي انتظامي با حضور به موقع در يكي از جلسات اين شركت، 18 نفر از اعضاي فعال آن‌را دستگير و تحويل مقامات قضايي دادند.
اين گزارش مي‌افزايد:‌ همچنين در اين رابطه تعدادي سي دي، فلاپي و اساسنامه شركت كشف و ضبط شد

+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 13:35  توسط میهن پرست  | 

گسترش زنجیره‌ای تیم‌های بازاریابی در خوابگاه‌های‌دانشجویی
گلدكوئیست و بحران علمی- فرهنگی در دانشگاه‌ها


گلدكوئیست و بحران علمی- فرهنگی در دانشگاه‌ها 
۸۴/۴/۲۶ - ۱۵:۳۲ - آسیا

ابراز نگرانی فعالان دانشجویی از فراگیر شدن سیستم‌های هرمی بازاریابی در دانشگاه‌ها و افت علمی دانشجویان



 

تنی چند از فعالان و اعضای شورای صنفی دانشجویان دانشگاه‌های كشور نسبت به شیوع سیستم‌های هرمی بازاریابی و تبعات منفی آن در دانشگاه‌ها ابراز نگرانی كردند.

نیما شایان، نایب دبیر مجمع صنفی دانشگاه‌های تهران با ابراز نگرانی نسبت به شیوع سیستم‌های هرمی یا network marketing در دانشگاه‌ها به‌ویژه‌خوابگاه‌های دانشجویی، در گفت‌وگو با ایرنا، گفت: متصور نبودن آینده كاری، وضعیت اقتصادی پایین نخبگان دانشجویی، هزینه‌های بسیار بالای زندگی در شهرهای بزرگ برای دانشجویان خوابگاهی، استفاده نكردن از پتانسیل‌های دانشجویی در طرح‌های بزرگ ملی در ابعاد مختلف و فضای ضعیف علمی ‌پژوهشی در دانشگاه‌ها، باعث شده تا عده‌ای از دانشجویان از اصالت علمی- فرهنگی خود فاصله گرفته و به امید سراب زندگی بی دغدغه از سوی سران این سیستم‌ها، تمام وقت و توان خود را جهت بارور كردن این راه صرف كنند.

وی افزود: حذف ترم‌های متوالی و افت تحصیلی شدید در میان دانشجویان درگیر در این سیستم‌ها كه تعدادشان كم نیست، دلیلی بر این ادعاست.

شایان، اشتغالزایی كم از طرف دولت برای دانش‌آموختگان و نخبگان كشور را دلیلی برای كشیده شدن آنان به سمت این‌گونه سیستم‌های بازاریابی غیرعلمی عنوان كرد و گفت: این سیستم‌های بازاریای هرمی مانند گلدكوئیست نه تنها برای جامعه دانشجویی بلكه برای جریان فرهنگی جامعه ایران یك سم مهلك است. چرا كه اگر این فعالیت غیرعلمی و غیرتولیدی فراگیر شود ضمن اینكه مقادیر هنگفتی از ثروت كشور را به صورت ارز خارج می‌كند و زیان‌های جبران ناپذیری را به بدنه اقتصادی كشور وارد می‌كند، می‌تواند زمینه‌های افول روحیه عدالت طلبی و حق جویی را در میان دانشجویان و كلیه اقشار جامعه به وجود آورد.

وی شیوع گلدكوئیست در ایران را گونه‌ای از فاجعه اقتصادی در كشور عنوان كرد و گفت: در این عرصه بیش از آنكه بازاریابی علمی صورت گیرد، نوعی جلب مشتری براساس نزدیكی روابط و عواطف موجود بین افراد انجام می‌شود و باعث تبدیل كلیه روابط دوستانه قبلی به روابط كاری كاذب می‌شود.

شایان در ادامه با بیان اینكه این سیستم بازاریابی در سال 2002 توسط یك دانشجو وارد ایران شد و به سرعت رشد كرد، گفت: هم اكنون تنها در تهران نزدیك به 300 هزار نفر عضو این شبكه خرید هستند و طبق آمار منتشره از سوی روابط‌عمومی دادسرای عمومی انقلاب در مهر 83 حدود 84میلیون دلار ارز از طریق این سیستم از كشور خارج شده است.

وی با بیان اینكه این سیستم در كشورهایی مانند ایران كه اقتصاد بیمارگونه دارند رسوخ پیدا كرده است، تصریح كرد: این گونه سیستم‌ها در كشورهایی مانند ایتالیا یا انگلستان كه یك مدیر ارزان قیمت در سال حدود 320 هزار دلار حقوق می‌گیرد جواب نمی‌دهد، چرا كه گلدكوئیست در حالت ایده‌آل در سال حدود 260 هزار دلار سوددهی خواهد داشت.

سیستم‌های هرمی بازاریابی در دانشگاه‌ها به اعتیاد دانشجویان تبدیل شده است

مسعود وكیلی نیا، دبیر مجمع صنفی دانشگاه‌های تهران نیز با بیان اینكه فراگیر شدن این سیستم‌های هرمی بازاریابی در دانشگاه‌ها به اولین اعتیاد دانشجویان تبدیل شده است، خاطر نشان كرد:‌این‌گونه سیستم‌ها در بین كلیه دانشجویان و اقشار دانشگاهی چه مذهبی و یا غیر مذهبی همه گیر شده است و متاسفانه با موانع و برخوردهای قانونی نیز روبه‌رو نیست و حتی توجیهات شرعی و قانونی نیز برای آن مطرح می‌شود.

وی در گفت‌وگو با ایسنا با بیان اینكه امروزه نیروهای انسانی متخصص اولین منابع و شاخص‌های توسعه در كشورها تبدیل شده‌اند، گفت: متاسفانه شیوع این سیستم در بین دانشجویان باعث درگیرشدن آنها در این سیستم و عدم بهره‌وری و بكارگیری تخصص آنها در عرصه‌های علمی و تولیدی كشور شده و خواهد بود.

وی سیستم‌های هرمی بازاریابی را نوعی استثمار و قمار عنوان و خاطر نشان كرد: فعالان و اعضای صنفی دانشجویان دانشگاه‌های كشور آمادگی هرگونه همكاری برای رفع این معضلات در دانشگاه‌ها را اعلام می‌كنند.

سیستم‌های هرمی بازاریابی دغدغه اصلی بسیاری از دانشجویان شده است.

در همین خصوص فراز چنگیزی دبیر اسبق شورای صنفی دانشكده برق دانشگاه صنعتی اصفهان با بیان اینكه شیوع سیستم‌های هرمی بازاریابی باعث شده تا دغدغه اصلی دانشجویان از درس خواندن به سمت این‌گونه شغل‌های كاذب تغییر جهت یابد،‌گفت: دستیابی به درآمدهای زودرس و ناگهانی و توقعات بالای دانشجویان برای اشتغال در شغل‌های پردرآمد، عامل گرایش آنان به سمت این‌گونه سیستم‌های بازاریابی كاذب و غیرعلمی شده است.

چنگیزی در خاتمه گفت‌وگو با ایلنا خاطرنشان كرد: در این راستا برگزاری جلسات آموزشی و كارگاه‌های آموزشی از سوی مراكز كارآفرینی دانشگاه‌ها برای بررسی تبعات و سایر جنبه‌های این‌گونه سیستم‌های هرمی بازاریابی و همچنین افزایش آگاهی دانشجویان و آشنایی آنان با سیستم‌های بازاریابی علمی درجهت رفع این معضل در دانشگاه‌ها كشور بسیار كمك كننده خواهد بود.

 

 

بازاریابی شبکه ای در سنگاپورقانونی است و اعدام مشمول جریمۀ شرکت در طرح های هرمی نمی با شد

با توجه به اینکه دولت سنگاپور در مواقعی حتی از ایالات متحده هم جدی تر با شرکت های بازاریابی شبکه ای برخورد نموده بیان قوانین و ترجمۀ آخرین بیانیۀ وزارت بازرگانی و صنعت این کشور و جرائمی که برای فعالیت در شرکت های هرمی وضع نموده مفید خواهد بود. ازجملۀ توجهاتی  که می توان به اینگونه قوانین داشت این است که اولا تمامی وزارتخانه ها یا نهادهای دولتی کشورهای متعدد چندین بار قوانین خود را اصلاح نمودند و نمونۀ بارز آن تجدید نظر دولت سنگاپور برای توسعۀ کشور در بازار جهانی بنا بر خواستۀ مردم در سال 2002 بود لازم به ذکر است دولت سنگاپور پیش از این در سال 1973 قوانینی سنگین در دستور کار خود داشت . همچنین تمامی نهادهای دولتی جرائمی که برای طرح های هرمی وضع نمودند تنها شامل حبس یا جریمه نقدی است و نه اعدام .

چگونه فعالیت های بازاریابی چند سطحی در سنگاپور حاکم شدند؟

فعالیتهای بازاریابی چند سطحی در سنگاپور با تصویب قانون بازاریابی شبکه ای و فروش هرمی پابرجا ماندند.

قانون اصلی بازاریابی چند سطحی و فروش هرمی (ممنوع) برای اولین باردرسال 1973 تصویب شد. در ماه ژوئن سال 2000 مجلس یک اصلاحیه برای این قانون به منظور تشریح فروش هرمی برای کنترل تمامی کسب وکارهائی که ماهیت چند سطحی داشتند تصویب نمود.

هرچند ، باوجود اینکه تمامی تکنیک های بازاریابی چند سطحی نامطلوب نیستند ، دولت همزمان با تصویب قانون فروش هرمی و بازاریابی چند سطحی دستور مستثنی کردن کسب وکارهای قانونی را از قانون مصوبه همچون کمپانی های بیمه و شرکت های فروش مستقیم را صادر کرد.

 

آخرین بیانیۀ دولت سنگاپور در رابطه با بازاریابی شبکه ای و فروش هرمی

وزارت تجارت و صنعت سنگاپور(MTI) حمایت های خود را روی طرح های بازاریابی چند سطحی فعال در سنگاپور باهدف حمایت از مصرف کنندگان زیاد نموده است. دستور تجدید نظر روی بازاریابی چند سطحی و فروش هرمی (شامل انجمن ها و طرح ها) از اول ژانویۀ سال 2002 ترتیب اثر قرار خواهد گرفت.

قانون بازاریابی چند سطحی (MLM) و فروش هرمی (ممنوع) در سال 1973 برای حمایت از مصرف کنندگان در مقابله با طرح های مضر هرمی تصویب شد.

یک طرح هرمی غیر قانونی نوعاً به شرکت کنندگانی نیاز دارد که هزینه هائی را پرداخت کنند. در عوض به شرکت کنندگان وعدۀ پاداش های جذاب مالی برای استخدام هر شرکت کنندۀ اضافی داده می شود.

به محض اینکه فروشندگان بیشتری استخدام می شوند ، شرکت کنندگان امیدوارند تا پرداخت های خود را بدست آورند و سودهای قابل توجهی کسب کنند. چنین هرمی با این ساختار درنهایت از مستخدمین جدید به اتمام می رسد و سقوط می کند ، نتیجه این است که فروشندگان در پائین هرم تمامی پول های پرداختی را از دست می دهند. بازاریابی چند سطحی غیر قانونی معمولا مشخصه های زیر را دارا می باشد:

الف : مبلغان ادعا می کنند بدست آوردن پول چقدر آسان است، که افراد می توانند خیلی سریع در مدت کوتاهی ثروتمند شوند. و راه کسب پول از طریق استخدام دیگران به طرح می باشد.

ب: کالای مورد نظر چیزی نیست که یک نفر در حالت نرمال آن را خریداری کند.

ج: شرکت کنندگان مورد نیازند تا پول را در طرح سرمایه گذاری کنند خواه به شکل یک ورودیه یا خرید کالا.

*"تمامی طرح های بازاریابی چند سطحی مضر و غیر قانونی نیستند"*. قانون MLM وزارت صنعت و تجارت را برای مستثنی قرار دادن طرح ها و موسسه های خاص زیر لوای قانون سال 2000 صاحب اختیار می داند . بیمه ، امتیازات و طرح های فروش مستقیم که دارای معیارهای خاصی هستند از قانون MLM معاف می باشند. هرچند به دلیل توسعه در بازار و پیشنهادهائی از سوی مردم وزارت صنعت و تجارت در مشورت با صنعتگران و به دلیل توجه به نظرات مردم قانون MLM را مورد تجدید نظر قرار داد . اصلاحات اصلی قانون جدید از این قرار هستند:

الف : حمایت ها –   یک شرکت کننده نمی تواند برای تهیه هرگونه سود یا بدست آوردن کالائی به منظور یک شرکت کنندۀ صرف شدن در طرح مورد نیاز باشد، به جزخرید ابزاری که برای اثبات هستند ونه برای فروش دوباره که برای آن پورسانتی پرداخت نمی شود . یک طرح بازاریابی چند سطحی قانونی برای فروشندگان ریسک مالی را تحمیل نمی کند برای مثال فروشندگان زیر نظر مفاهیم منطقی تجاری بایستی مستحق بازپس گیری تمام پول خود برای کالاهائی که توسط آنها خریداری یا نگهداری شده و به مصرف کنندۀ نهائی فروخته نشده باشند. تنها اگر کالاها ظرف مدتی شصت روزه بازگردانده شوند .

ب: ممنوعیت های رفتاری  - کمپانی ها نباید طرح را به عنوان فرصت هائی برای سریع ثروتمند شدن معرفی کنند. و نباید از کلاهبرداری و فریبکاری ، اجبار، تهدید یا روشهای نامعقول برای عضویت افراد در طرح استفاده کنند. به جای آن شرکت ها باید روی تلاش هایشان در تبلیغ کیفیت و شمایل کالاها تمرکز کنند. اگر یک شرکت می خواهد پتانسیل درآمدزائی را به شرکت کننده های بالقوه نشان دهد باید رکوردهای بیشترین ، کمترین و متوسط درآمدهای فروشندگان گذشته را نگه دارد.

ج: تسهیم پورسانت  - این حق یک فروشنده است که پورسانت ها را از چندین لایه از فروشندگانی که توسط او استخدام شدند کسب کند . هرچند این پورسانت ها بایستی از فروش کالا یا خدمتی که در مورد آن بحث و گفتگو شده بدست آمده باشد و نه از عضویت یا استخدام اعضای اضافی به طرح مورد نظر .

*" هر کسی که به تبلیغ یا شرکت در طرح بازاریابی چند سطحی غیرقانونی بپردازد ، بر طبق حکم دادگاه بالاترین جریمۀ او دویست هزار دلار و یا به حبس نه بیشتر از 5 سال و یا هر دوی این جریمه ها محکوم است. ضمناً قانون دادگاه را برای جریمه ای اضافی صاحب اختیار می داند این جریمه نباید بیشتر از مقدار سودی که مبلغ بدست آورده باشد. "*

اصلاحات در چهاردهم دسامبر سال 2001 منتشر خواهد شد. این یک زمان مناسب برای شرکت هاست تا قوانین جاری خود را بازبینی کنند و به مبلغان خود دربارۀ تغییرات اطلاع رسانی کنند. قانون جدید در اول ماه ژانویه سال 2002 ترتیب اثر داده خواهد شد.

مطلب کامل قانون بازاریابی چندسطحی و فروش هرمی در سایت MIT (وزارت بازرگانی و صنعت سنگاپور ( قابل دسترسی است.

در حالی که دولت می تواند بوسیلۀ قوانین اصلاحی برای جلوگیری از فعالیت های فریبکارانه کمک کننده باشد. بهترین دفاع برای مصرف کنندگان این است که مراقب باشند و درگیر کلاهبرداری و طرح های سریع ثروتمند شدن نشوند. هنگام سرمایه گزاری مصرف کنندگان بایستی تنها به سود فرصت های مالی نگاه نکنند .

وزارت بازرگانی و صنعت

سیزده دسامبر 2001

در حال حاضر بازاریابی شبکه ای در شرق آسیا از جایگاه ویژه ای برخوردار است و کشورهای سنگاپور ، مالزی و ژاپن به آن توجه ویژه ای دارند به طوری که تنها 800 شرکت بازاریابی شبکه ای در مالزی و تحت کنترل و حمایت دولت این کشور فعالیت می کنند.

امیر آزادی

لازم به ذکر است دقیقا همین مطلب از سوی اینجانب در سایت www.dss.ir  منتشر شد که با کلیک روی این لینک قابل دسترس است: http://www.dss.ir/index.php?action=show_news&news_id=139

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 10:22  توسط میهن پرست  | 

گلدكوئيست غمنامه اي بر قمار قرن بيست و يكم

محسن حدادي
روياي پولدار شدن آنهم به كوتاه ترين زمان و آسان ترين شيوه! همواره در ذهن بشر دوپا بوده و هست، بويژه كه شرايط اقتصادي هم آنچنان كه بايد خوب نباشد. جالب تر اينكه تب پولدار شدن از روش هاي هرمي كه كلي كلاس و درس و دانشگاه هم بايد بروي تا شيرفهم شوي عجب كلاه گشادي است، مثل ماجراي بنزين هر چند ماه يكبار در خانه هاي ملت مي غلتد و به در و ديوار مي خورد، چند تايي مشتري پيدا مي كند و مي رود تا چند وقت ديگر. حالا هم به شكرانه برخوردهاي جدي مسئولان با اين برنامه ها مثل آلودگي هوا، مصرف بنزين، بدحجابي، تعطيلات، مفاسد اقتصادي و... يكباره چشم باز مي كني و مي بيني دور و برت پر شده از شركت هاي هرمي، همان ها كه سال قبل با موج آفريني رسانه ها و فريادهاي مسئولان و بده بستان هاي قوه قضاييه رفته بودند كه براي هميشه بروند توي پاركينگ!
اصل ماجرا
آدم ابوالعجايب ابا مكر ابن كلك؛ همواره بدنبال راه ميان بر است. از كودكي و كوچكي و بازيهاي كوچه گانه! و كلكهاي دم دستي گرفته تا مدرسه و تقلب و دانشگاه و غيبت و حاضري زدن ديگران و اداره و كارت نزدن و هواي همكار داشتن و زيرآبي معاملات بورس كردن و استفاده از رانت دولت براي خانواده و... (اه چقدر كلك بلد بودم خودم خبر نداشتم) آدميزاد اصلا هميشه دنبال آسايش بدون زحمت است فراموش مي كند كه اگر زحمتي نباشد آسايش معنا ندارد فكر نمي كند كه بايد زحمت كشيد تا منتظر فرصتي براي استراحت بود. (درس اخلاق رو صفا كردي!) شعار اصلي ما اشرفان مخلوقات اين است: مزد آن گرفت «جاي» برادر كه كرد! مراد از برادر خود است! خلاصه كه داستان آدم شدن پينوكيو هم فايده اي ندارد و ملت حتي گربه نره هاي درشت هيكل هزاره سوم را نمي بينند، آن هم با اين همه دنگ و فنگ و سروصدا. هنوز دنبال درخت طلا مي گردند تا يك سكه بكارند و يك درخت برداشت كنند!
و اما ايران...
يكسال پيش و در يك فضاي ملي، مكلا و معمم همه دست در دست يكديگر دادند كه گلدكوئيست و هزار نوع ديگر گلدكوفت و گلدزهرمار را بايكوت كنند. كلي دادگاه و شكايت و فتوا و... براي اينكه حالي به احوالات ملت داده شود و ديگر كسي پشت دستش را جيز كند اگر برود سراغ اين زرنگ بازي ها اما حالا و در يكسالگي اين اقدام جسورانه و جدي! دولت و ملت ، باز هم سرو كله گلدكوئيستي ها با انواع و اقسام نام هاي جديد و سبك هاي نوين در تهران و ساير استان ها مشغول به كار شدند... و اين در حالي است كه علي رغم تأكيدات مكرر مسئولان امر مبني بر غيرقانوني بودن اين شركت ها و فعاليت ها و همچنين مصوبه مجلس مبني بر عدم اجازه فعاليت به اينگونه شركت ها در داخل كشور، برخورد جدي و قاطعانه با اين پديده قرن ارتباطات! را هنوز نديده ايم! البته اينكه برخي دولتي ها دستشان در كار بوده و حالا چوب لاي چرخ قوه قضاييه پر سرعت ما مي گذارند و اجازه نمي دهند پس از يك سال حتي اسامي برخي سركرده هاي گردن كلفت گلدكوئيست كه بالغ بر هزاران شكايت از آنها ثبت شده را اعلام كنند، به ما ربطي ندارد!! مهم اين است كه هنوز برخي مردم- با تأسف برخي دانشجويان هم- براي زود پولدار شدن از پينوكيوي چوبي هم كم عقل ترند. راستي اگر اين روش خيلي خوبي براي پولدار شدن است چرا هميشه بساطش در كشورهاي آسيايي و در حال توسعه پهن است؟!
نسخه هاي ايراني!
وست ويژن يا همان گلدكوئيست ايراني هم به مدد همين اهمال كاري و عدم برخورد قاطع با شكارچيان پول مردم در ايران شكل گرفت. طرف تجربه گلدكوئيست را داشت و زد روي دست آن. در واقع محصولات!! خود را ارزان تر مي فروخت و به جاي سكه و زيورآلات و طلاجات آمد زرنگي كرد و صنايع دستي! فروخت، منبت كاري، گليم، تنديس هاي چوبي و... بعد هم گفت هر كس در اين نت ورك ماركتينگ محصول 15 هزار توماني بخرد و 6 نفر را(...) كند، 7 هزار و پانصد تومان پورسانت دريافت مي كند يعني ارزش هر مشتري 1500 تومان! حالا پس از يكسال بيش از هزار شكايت از شركت هاي گلدكوئيست، گلدماين، گلدبيز، هفت الماس، وست ويژن، آسوگستر شرق و چندتاي ديگر... به ستاد مبارزه با قاچاق رسيده است. البته مي دانيد كه به خاطر همان دست هاي پنهان كه هميشه پنهان مي مانند! همواره شكايت به دادسرا مي رسد و همين! تازه همين شنبه هفته پيش 17 كيلو طلا و جواهر در قالب سكه و ساعت گلدكوئيست توي فرودگاه امام(ره) كشف و ضبط! شد. چي مي گي؟ خب مسافرايي كه اينها رو آورده بودن هم تحويل مقامات قضايي شدن ديگه! چرا گير مي دي؟؟!!
درد يكي نيست ، امروزه روز همه مرجع تقليد شدن، همه خودشون تصميم مي گيرن و به رأي و نظر كسي هم كار ندارن. البته من به اين ميگم؛ حماقت و رانندگي با سرعت 200كيلومتر بدون چراغ در اتوبان مه گرفته. حالا چراغ و سرعت و اتوبان مه گرفته را خودتان پيدا كنيد. به هرحال براي آنها كه هنوز قبول ندارند و «مثلاً» تأكيد مي كنم مثلاً مذهبي هم هستند ]مذهبي ها ياد گرفته اند مثل امام موسي كاظم(ع) كار كنند و دستمزدشان را خرج خانواده كنند[ دوباره كه نه صدباره مي گوييم كه اي برادر و خواهر: حرام است... عاقلان بشنوند و ناقلان بجارند! (همان منتشر كردن گوش به گوش)
با اتفاق نظر مراجع عظام تقليد؛ گلدكوئيست حرام اعلام شد. حالا هر شب با كلي عمله و اكله! راه بيفت بيا توي پاركينگ خونه و فك بزن كه: آره سكه ها رسيده توي گمرك گير كرده، شما دو نفر ديگه تون رو پيدا كنيد. بعد هم يه سكه دو هزار توماني نقره را توي يك جعبه جادو! بپيچ و نشون ملت بده و بگو: اين سكه سهيله كه تازه رسيده. مي دوني چقدر مي ارزه؛ 4هزار دلار!!!
مقصر كيه؟!
يك كارشناس اقتصادي معتقد است رسانه ها در امر اطلاع رساني در اين زمينه خيلي كوتاهي كرده اند. وي مي گويد علت اصلي فعاليت و سرمايه گذاري در اين شركتها را بايد در ترس از فقر بيشتر جستجو كرد. هرجا كه اين ترس مشهودتر و نمايانتر باشد امكان سرمايه گذاري در اين شركتها بيشتر مي شود براي همين شما مردم را مي بينيد كه با سرمايه هاي اندك مثلاً 100هزار تومان و 200هزار تومان و 500هزار تومان وارد اين هرم مي شوند، براي كسب پولي كه بتواند فقر و ناداري و مشكلات معيشتي آنها را برطرف كند، امروز در جامعه ما نگراني از فقر يك نگراني عمومي است و بايد براي آن يك فكر اساسي شود.
واعظان كاين جلوه
بر محراب و منبر ...
اينكه برخي بچه مثبت ها هم وسوسه شدند جاي تعجب ندارد، جاي تأسف دارد براي متوليان و راهنمايان آنها كه نتوانسته اند آنها را براي كسب روزي حلال ، خوب قانع كنند كه برو كار ميكن مگو كار نيست!! كه ايزد در بيابانت دهد باز... به جاي دلالي و چانه زني مجاني براي گول مالي سر ديگران برو دنبال كاسبي حلال... البته باز هم همان حكايت هميشگي آخر وقتي جوان هست و كار نيست... كار هست و كار حلال نيست... كار حلال هست و جوان اهل كار نيست چه كنيم؟ (چي شد؟!)
راستي اصلاً تقصير آنها هم نيست تقصير دولتمردان ماست؛ براي زندگي كه نمي شود با باد هوا گذران كرد بايد برويم دنبال پول چه پولي بهتر از... تا وقتي كار و كسب و رفاه مردم مهيا نباشد همين آش است و همين كوزه!! تازه متهم مي شويم كه ما روزنامه نگارها حسوديم! به ما
مي گويند اگر مي توانيد خودتان يك «پرت پوليست» بزنيد و مردم را سرگرم و پولدار كنيد... خدا خير بدهد به كسي كه فقر و بيكاري را كمي مرهم شود، نه غلام؟!
برو جان برادر كار پيدا كن اگر هست!
اين قمار قرن بيست و يكم آنقدر لايه هاي دروني دارد كه هيچ كس فكر نمي كند دارند با عقل او قمار مي كنند... چه كسي باور مي كند كه «او» دارد بدترين و گشادترين كلاه دنيا را بر سر مظلومترين، ]با عرض معذرت[ مغفول ترين ]با عرض شرمندگي[ تنبل ترين و ]با عرض احترام[ خنگ ترين آدمها مي گذارد. اينكه به محض ورود بايد 4بدبخت ديگر را بپيچاني و به بردگي اين زنجيره استعمار و قدرت و ثروت درآوري، يعني چه؟ اينكه تا پايان عمر آن سرشاخه زنجيره خوب و خوش و سلامت بدون درگيري هر روز چاق و فربه تر گردد و تو همچنان به اميد و آرزوي اينكه 4نفري كه يوق بر گردنشان انداختي هر يك 4نفر فلك زده ديگر را اغفال كنند و آن 4نفر 4نفر ديگر را و در فكر و خيال پول آنها به عرش بروي! يعني چه؟ پولي كه با زحمت بدست آمده ولي بي زحمت در جيب ديگري مي رود كه تو اصلاً نمي داني كيست. خيلي جالب است پول مي دهي نمي داني چرا و به كي. آدم اجير مي كني نمي داني چرا و براي كي؟ آخر سر هم طرف فرار مي كند و تو دستت به هيچ جا بند نيست و آن يك نفر كه مي شناسي هم خود اظهار بدبختي مي كند...
اينكه چرا ما هيچ وقت نمي خواهيم با زحمت به آسايش برسيم خود جزئي از همان صفت ابوالعجايب ماست. به هرحال بد نبود ما كه در اكثر مواقع كارشناسان كاركشته اي هستيم كه همه را مسئول بدبختي خود مي دانيم و دائم از بدبخت تر شدنمان گله منديم اينجا هم مي گفتيم ما خودمان داريم خودمان را بدبخت مي كنيم. نكنيم ديگر! اي كاش اينجا هم همچون خيلي جاها كه به زمين و زمان فحش مي دهيم كمي هم به خودمان... اصلا بي خيال اينها كه گفتيم، در كشور ما كه نيست !

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 10:30  توسط میهن پرست  | 

رئيس قوه قضاييه در بخشنامه اى ابلاغ كرد
دستور مجازات قاطعانه
شركت هاى هرمى

• رئيس قوه قضاييه در بخشنامه اى از دادسراها و محاكم قضايى خواست به محض قطعيت حكم عاملان شركتهاى هرمى، در اجراى كيفر تسريع شود
• درحال حاضر پرونده ۴۲ متهم گلدكوئيستى با صدور كيفرخواست و قرار مجرميت براى رسيدگى به دادگاه ارجاع شده است
• بيشتر متهمان از سرشاخه ها و رابطان اصلى شركت گلدكوئيست هستند كه هر يك از ۱۰۰ تا ۴۰۰ عضو زيرمجموعه داشته اند
• شركت هاى هرمى، مالباختگان و شاكيان زيادى به جامعه تحميل كرده اند و براى عضوگيرى به هر وسيله اى ازجمله برپايى ميهمانى هاى شبانه و سوءاستفاده از غفلت و احساسات نوجوانان و جوانان و رواج فساد اخلاقى، متوسل شده اند
گروه اجتماعى: رئيس قوه قضاييه در بخشنامه اى از دادسراها و محاكم قضايى خواست به محض قطعيت حكم عاملان شركتهاى هرمى، در اجراى كيفر تسريع شود.
در متن اين بخشنامه كه روابط عمومى قوه قضاييه منتشر كرده، آمده است: «در مورد پديده رو به افزايش انواع فعاليت شركتهايى با ساختار هرمى (نظير گلدكوئيست) در تطميع و جذب افراد به اميد سودهاى كلان و تصاعدى و با هدف اخلال در نظام اقتصادى كشور، اقتضا دارد دادسراهاى عمومى و انقلاب و دادگاههاى كيفرى (اعم از بدوى و تجديد نظر) در برخورد قضايى با داير كنندگان اين مؤسسات و شبكه هاى مخرب و عناصر فعال در آن، با قاطعيت عمل و با توجه به نوع، كميت و كيفيت اعمال انتسابى و دلايل موجود در پرونده، براى مرتكبان جرايم، مجازاتهاى متناسب قانونى تعيين و به محض قطعيت حكم، نسبت به اجراى كيفر تسريع شود تا از گسترش پديده هاى مزبور در جامعه جلوگيرى شود.»
درحال حاضر پرونده ۴۲ متهم گلدكوئيستى با صدور كيفرخواست و قرار مجرميت براى رسيدگى به دادگاه ارجاع شده است. بيشتر متهمان از سرشاخه ها و رابطان اصلى شركت گلدكوئيست هستند كه هر يك از ۱۰۰ تا ۴۰۰ عضو زيرمجموعه داشته اند.
شركت هاى هرمى در سال هاى اخير، مالباختگان و شاكيان زيادى به جامعه تحميل كرده اند و براى عضوگيرى به هر وسيله اى ازجمله برپايى ميهمانى هاى شبانه و سوءاستفاده از غفلت و احساسات نوجوانان و جوانان و رواج فساد اخلاقى، متوسل شده اند.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 12:23  توسط میهن پرست  | 

اين بار «گلدكوئيست» براي اعضاي جديد خوابگاه گرفت


فروپاشي دو شبكه غيرقانوني هرمي با دستگيري 79 عضو باند

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: حوادث

دو شبكه غيرقانوني گلدگوئيست در سطح شهرستان كرج شناسايي و 79 تن از اعضاي فعال اين گروه‌ها دستگير شدند.

رييس پليس استان تهران در گفت‌وگو با ‏خبرنگار «حوادث» ايسنا در خصوص اقدامات نيروي انتظامي در راستاي شناسايي و برخورد با شبكه‌هاي غيرقانوني گلدگوئيست‏ گفت: به دنبال دريافت گزارش‌هايي مبني بر فعاليت گسترده اعضاي شبكه‌هاي هرمي، ماموران اداره مبارزه با جرايم اقتصادي اقدامات گسترده‌اي را جهت شناسايي اعضا در دستور كار خود قرار دارند.

سردار زارعي با اشاره به نحوه فعاليت اين شبكه‌ها افزود : ماموران در جريان تحقيقات در خصوص شبكه اول پي بردند كه اعضاي اين شبكه فعاليت بسيار گسترده‌اي در سطح كشور دارند بطوريكه جوانان و نوجوانان روستايي را پس از شناسايي با وعده‌هاي كسب درآمدهاي سنگين، اغفال كرده و از استانهاي دور دست با در نظر گرفتن خوابگاه براي متقاضيان،  به شهرستان كرج مي‌كشاندند.

وي در ادامه افزود: اين شبكه كه توسط دو نفر به نام‌هاي «عليشاه» و «حاصل» اداره مي‌شد، با دريافت مبلغ 15ميليون ريال از فريب‌خوردگان اقدام به عضوگيري و فعاليت‌ مي‌كردند.

سردار زارعي با اشاره به اقدامات گسترده اطلاعاتي و پليسي در راستاي شناسايي دقيق اين شبكه ، گفت: پس از پشت سر گذاشتن مراحل تحقيقاتي، عوامل پليس استان تهران موفق به شناسايي دو مركز و محل سكونت موقت عوامل اين شبكه شده و طي عملياتهاي جداگانه‌اي به يكي از مراكز «office» وارد شده و در اين محل 47 تن از اعضاي اصلي اين شبكه را دستگير كردند.

به گفته سردار زارعي در بازرسي‌هاي پليسي از محل‌هاي ملاقات و پرزنت‌كردن اعضا 47 جلد جزوه ، تعدادي كتاب، وي سي دي، كاتولوگهاي آموزشي و تبليغي و ... كشف و ضبط شد.

رييس پليس استان تهران همچنين به ايسنا گفت: متهمين اصلي ضمن پذيرش اتهامات وارده اعتراف كردند كه كه حدود 433 ميليون و 370 هزار ريال از زير مجموعه‌ها، اخذ و از اين طريق درآمدي در حدود 12 هزار دلار براي خود كسب مي‌كردند.

سردار زارعي همچنين در توضيح دستگيري اعضاي باند دوم گلدكوئيست گفت: اين باند نيز كه توسط دو نفر به نام‌هاي «افشين» و «شهرام» اداره مي‌شد، در جنوب كرج اقدامات گسترده‌اي را جهت اغفال جوانان و دريافت مبالغ سنگيني پول آغاز و با اجاره يك آپارتمان و تشكيل باند اقدام به اعمال مجرمانه مي‌كردند.

وي افزود: اعضاي باند، شگردهاي خاصي را جهت به دام انداختن جوانان به كار مي‌بردند و حتي در بعضي مراحل با دادن پاداش‌هاي نقدي براي آنان ايجاد انگيزه مي‌كردند.

رييس پليس استان تهران، با اشاره به ابعاد گسترده اين كلاهبرداري اظهار كرد: تعدادي از شهروندان نيز كه در دام اين شبكه گرفتار شده بودند اقدام به شكايت از آنها كرده و پس از اطلاع ماموران پليس استان از موضوع، مراحل شناسايي و كنترل شبكه و تعقيب و مراقبت نامحسوي اعضا وسرشاخه‌ها، آغاز شد.

سردار زارعي افزود: سرانجام 26 مرداد ماه، طي يك عمليات غافلگيرانه 32 نفر از اعضاي شبكه به همراه گردانندگان اصلي دستگير و در بازرسي از مخفيگاه آنان 12 حلقه سي‌دي ، انواع كاتالوگ، بروشور، آموزشي و ... كشف و ضبط شد.

رييس پليس استان تهران هشدار داد: اين گونه شبكه‌ها با فريب جوانان و دادن وعده‌هاي دروغين اقدام به دريافت مبالغ سنگيني پول مي‌كنند و ضمن ايجاد اخلال در نظام اقتصادي كشور، باعث وارد آمدن لطمات شديدي به بنيان اقتصادي و روحي خانواده‌ها نيز مي‌شوند.

وي با توصيه به شهروندان جهت پرهيز از هر گونه همكاري با اين گونه شبكه‌ها، از آنها خواست هرگونه اخبار و اطلاعات در زمينه فعاليت شبكه‌هاي غيرقانوني هرمي را از طريق تلفن 110 به پليس اطلاع دهند.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 21:4  توسط میهن پرست  | 

 

 

مرداد  امسال  روزهای  تلخی رابرای کوئستیها   به همراه داشت

.

 

بسیاری از گلدکوئستیهای از خدا بیخبر در بسیاری از استانهای بزرگ کشور دستگیر شدند

 

این خبرهای داغ را در وبلاگ حوادث کوئست بیابید

 

بازداشت 248  نفر از فعالان شرکتهای هرمی در استان فارس

 

248 نفر از فعالان شرکتهای هرمی امسال در استان فارس دستگیر شدند.

.هم اکنون 52  پرونده در دادگستری استان فارس تشکیل شده که به جرایم فعالان شرکتهای هرمی رسیدگی میکند .

این افراد در شرکتهایی چون گلدکوئست >گلدماین . وست ویژن فعالیت میکردند.

اخلال در نظام اقتصادی تحصیل مال نامشروع  کلاهبرداری و  اغفال افراد  از جرایم  فعالان شرکتهای هرمی است.ا

و خبر دوم حاکی از دستگیرشدگان باند گلدکوئست در شهرستان گنبداست (گنبد از شهرهای استان گلستان است)

 

21 از نفر از فعالان شرکت هرمی گلدکوئست در شهرستان گنبد دستگیرشدند.

فرمانده ی نیروی انتظامی گنبد با اعلان این خبر گفت :این افراد در غالب سه باند فعالیت می کردند و از آنها اسناد و مدارکی که برای عضویت به کار می بردند بدست آمده است..

 

اعلان این خبر زنگ خبری است برای دیگر کوئستیها ودیگر سیستمهای هرمی که امروزو فردا دسبند سرد عدالت را احساس خواهند کرد

برگشت به وبلاگ ملایر در آتش گلدکوئست.

 

چگونگی شکلگیری کوئست در ملایر

 

دادستان عمومي و انقلاب اصفهان در گفت‌و‌گو با فارس:  (نتورک مارکتينگ وست ویژن)

 

 

 

با تلاش معاونت اطلاعات نیروی انتظامی آبادان از فعالیت شرکت گلدکوئیست در این منطقه جلوگیری شد.

 

از مکان تجمع   این افراد 119 سی دی آموزشی ,دو عدد رایانه 22 کیف  ویژه,  و دها  جزوه ی آموزشی بدست آمده است.

در این موضوع 2 نفر دستگیر شدند این افراد توانسته بودند در مدت فعالیت مخرب خود  60 نفر را جذب این سیستم مخوف کنند.


گلدكوئستي ها تسليم مي شوند

«خيابان مفتح جنوبي، نبش خيابان زهره، دادسراي ويژه جرايم قاچاق كالا و ارز». اين نشاني مرجع قضايي است كه از فروردين امسال ملجأ فريب خوردگان شبكه بازاريابي گلدكوئست و ديگر شركت هاي هرمي شده است. اگر زماني نه چندان دور اعضاي ناموفق شبكه گلدكوئست يا فريب خوردگان اين سيستم از مراجعه به دادسرا و طرح شكايت عليه سرشاخه ها مي ترسيدند و واهمه داشتند كه به عنوان يك عضو شبكه، خودشان هم در مظان اتهام قرار بگيرند، خوشبختانه امروز ديگر چنين نيست.
در دادسراي ويژه جرايم قاچاق كالا و ارز به روي همه كساني كه كوچك ترين اطلاعاتي از سرشاخه هاي اصلي، مياني يا پاييني گلدكوئست و ديگر شبكه هاي هرمي دارند، باز است؛ با اين تضمين كه سرپرست اين دادسرا اعلام مي كند هدفمان شناسايي و دستگيري سرشاخه هاي اصلي است و اگر برايمان اثبات بشود كه اعضاي ناكام، حتي در صورت عضوگيري انگيزه اي سوء نداشته اند، از اتهام بري خواهند شد.
حالا ديگر وقت آن است كه مردم آستين همت بالا بزنند. از چيزي يا كسي نترسند و به محض مشاهده فعاليت هاي مشكوك اعضاي گلدكوئست يا شركت هاي مشابه در محله، كوچه و ساختمان محل سكونت شان يا دعوت ابهام آميز به جلسه هاي عضوگيري به وسيله اعضاي اين شركت، در هر كجا و به هر ترتيب به سرعت به دادسراي ويژه جرايم قاچاق كالا و ارز مراجعه و افراد متخلف را معرفي كنند.
فراخوان عمومي براي معرفي سرشاخه هاي گلدكوئست
«ترحم اسفندياري» معاون دادستان تهران و سرپرست دادسراي ويژه جرايم قاچاق كالا و ارز با اعلام اين موضوع مي گويد: «ما از همه كساني كه به هر ترتيب به وسيله سرشاخه ها فريب خورده و به نحوي وارد شبكه شده اند، دعوت مي كنيم به دادسرا بيايند و شكايت خود را اعلام كنند. اين افراد مطمئن باشند حتي اگر زيرشاخه داشته باشند هم در صورت احراز اين موضوع كه انگيزه سوء نداشته اند، از اتهام بري خواهند شد.»
وي با صراحت بيان مي كند كه تمام تلاش وي و مجموعه همكارانش در دادسرا بر اين است كه سرشاخه هاي اصلي را شناسايي كنند و به مجازات عمل خود برسانند و تاكيد مي كند: «اگر كسي به دادسرا مراجعه كند و اطلاعات سرشاخه هاي خود را اعلام كند حتي اگر زيرمجموعه داشته باشد، با او چنان رفتار مي شود كه از جهات قانوني، تبرئه شود.» مردم مي توانند دست آهنين براي ريشه كن كردن بنيان گلدكوئست در ايران باشند. اين موضوع را معاون دادستان تهران مي گويد و مي افزايد: «كساني كه مي آيند و اطلاعات افراد فعال در شبكه هاي بازاريابي شركت هاي هرمي نظير گلدكوئست را اعلام مي كنند و اصرار دارند كه اين افشاگري محرمانه باشد، مي بينند كه حتي مشخصات، نام و نشان آنها به صورت شفاهي هم پرسيده نمي شود. از آنها نمي خواهيم حتي خطي برايمان بنويسند. مجموعه گزارش هاي مردمي را به ضابط تخصصي دادسرا كه اداره سوم آگاهي است، مي سپريم تا با تحقيق از محل و افراد به صحت و سقم گزارش ها دست يابند و بعد براساس نتيجه اين بررسي ها به سرعت وارد عمل مي شويم.»
قوه قضائيه براي برخورد با مجرمان و متخلفان فعال در شبكه بازاريابي گلدكوئست يا ديگر شركت هاي هرمي مصمم است. به همين دليل از مردم دعوت مي كند تا هرچه سريع تر اطلاعات مربوط به فعاليت هاي زيرزميني اين شبكه عنكبوتي را به مراجع قضايي اعلام كنند.
انتقاد از عملكرد قوه قضائيه
تاكنون عملكرد قوه قضائيه، نيروي انتظامي و پليس و ديگر نهادهاي مرتبط با موضوع برخورد با عوامل شركت هاي هرمي در ايران مورد انتقاد افراد بسياري بوده است. پس از تصويب قانون منع فعاليت شركت هاي هرمي در ايران كه بهمن سال گذشته با الحاق يك بند و يك تبصره به ماده يك قانون مجازات اخلال گران در نظام اقتصادي كشور مصوب 1369 و اصلاح تبصره يك ماده دو آن كه به قانون ممنوعيت فعاليت شركت هاي هرمي اينترنتي يا گلدكوئست مشهور شده است، انتظار مي رفت با اتكا به ضمانت اجرايي پرقدرت و مقتدر به سرعت زمينه فعاليت چنين شركت هايي در ايران از بين برود.
رخ ندادن چنين اتفاقي باعث شد تا منتقدان به شكوه درآيند.
«حميدرضا كاتوزيان» رئيس كميسيون صنايع و معادن مجلس شوراي اسلامي و نماينده مردم تهران در اين باره مي گويد: «قوه قضائيه، وزارت اطلاعات، آگاهي و نيروي انتظامي چنان كه انتظار مي رفت در اين باره عمل نكرده اند. در حالي كه قانون منع فعاليت شركت هاي هرمي از جمله گلدكوئست شفاف و روشن است. پس از تصويب اين قانون انتظار مي رفت. سازمان ها و نهادهاي مسئول به سرعت وارد عمل شوند. دفاتر را پلمب كنند، شركت هاي فعال را ببندند و اعضاي مرتبط را دستگير و به مردم معرفي كنند. اما در كمال تأسف ديديم كه تقريباً هيچ اقدام قابل توجهي انجام نگرفت.» وي معتقداست كمبود نيرو و امكانات محدود مي تواند تنها بهانه قابل پذيرش درباره اين بي توجهي باشد.
حضور سرشاخه ها در جلسه هاي خارج از كشور، همه چيز عليه امنيت ملي
منابع خبري كه مايل به درج نام و نشان خود نيستند، از نشست هاي مشكوك سران ايراني گلدكوئست در دوبي و تهران خبر مي دهند كه اين افراد با راهنمايي كارشناسان خارجي و رؤسا و مديران شركت گلدكوئست اقدامات مخرب و نقشه هايي عليه امنيت ملي و فلج كردن نظام اقتصادي كشور برگزار مي كنند. يك فرد مطلع مي گويد: «در اين جلسه ها رؤسا و ليدرها باهم تصميم مي گيرند كه مثلاً چه طور فلان شخص را بخريم، چگونه فلان فرد يا مسئول را وارد سيستم كنيم تا از عنوان و مسئوليتش استفاده كنيم و مسايلي از اين دست، مهم ترين موضوعاتي است كه در جلسه هاي تيمي در دفاتر معروف دوبي و تهران بررسي مي شود.»
بعضي از منتقدان عملكرد دستگاه هاي انتظامي و قضايي در برابر متخلفان گلدكوئستي مي گويند چگونه مي شود كه مردم كوچه و بازار هم از اين اخبار مطلع هستند و مثلاً نام و نشان سران داخلي و خارجي گلدكوئست و برنامه ها و جلسه هايشان را مي دانند اما مسئولان و ضابطان قضايي از اين مسائل بي اطلاع هستند؟
تاسيس اولين دفتر تخصصي اينترنت
اين موضوعات را با معاون دادستان تهران در ميان مي گذارم. وي در پاسخ مي گويد: «ارجاع مسئوليت رسيدگي به پرونده هاي شركت گلدكوئست و شركت هاي مشابه به دادسراي ويژه جرايم قاچاق كالا و ارز، نشانه اي از توجه ويژه قوه قضائيه به اين موضوع است. چرا كه اصلاً رسيدگي به اين پرونده ها در تخصص اين دادسرا ست.»
در سه ماهه گذشته به 610 پرونده شركت هاي هرمي در دادسراي ويژه جرايم قاچاق كالا و ارز رسيدگي شده كه 57 پرونده تاكنون نهايي شده و 120 نفر در اين راستا با صدور كيفرخواست و با قرار مجرميت به عنوان مجرم براي صدور حكم نهايي راهي دادگاه شده اند. «اسفندياري» از ديگر تلاش هاي دادسراي ويژه جرايم قاچاق كالا و ارز را تأسيس دفتر اينترنت بيان مي كند و مي گويد: « اين دفتر تخصصي براي اولين بار در دادسرا تشكيل شده است. دراين دفتر تلاش مي كنيم با كمك كارشناسان زبده علوم رايانه و اينترنت اطلاعات اعضاي گلدكوئست را از سايت شركتهاي هرمي استخراج كنيم.»
كارشناسان دفتر اينترنت و رايانه دادسرا قادر هستند كه به راحتي زيرشاخه هاي هر فرد، ميزان پورسانت دريافتي آنها و كل جريان و جزييات گردش حساب اعضا را به دست آورند.
سرپرست دادسراي ويژه جرائم قاچاق كالا و ارز اظهار مي كند: «كارشناسان اين دفتر از زبده ترين نيروهاي مركز امور مشاورين و وكلاي قوه قضاييه هستند كه شناخت كافي از شركت هاي هرمي و نحوه فعاليت آنها دارند. علاوه بر اين به طور دائم در كنار بقيه نيروهاي دادسرا تحت آموزش مداوم براي به روزشدن اطلاعات و آگاهي شان نسبت به نحوه فعاليت اين شركت ها هستند.»
متخصصان وارد گود شوند
به دست آوردن اطلاعات اعضاي شبكه گلدكوئست اولين سرنخ براي رسيدن به ريشه هاي اصلي است. از «اسفندياري» مي پرسم: «آيا با توجه به زبان قوي كه برنامه سايت گلدكوئست را نوشته است، امكان دسترسي به اطلاعات بنيادين و شناخت سرشاخه هاي اوليه در ايران وجود دارد يا خير؟
او با لبخندي برلب مي گويد: «كارشناسان ما در اين راه نيز تلاشهايي انجام داده اند كه همچنان ادامه دارد. خوشحال مي شويم كه بتوانيم در كنار گروه فعال در دادسرا، از تخصص كارشناسان زبده، استادان رايانه و اينترنت و ديگر افراد آگاه با سطح علمي ويژه دراين زمينه نيز برخوردار شويم.»
ظاهراً همه چيز مهيا است تا عزم ملي ايرانيان براي ريشه كن كردن فعاليت گلدكوئست و شركت هاي مشابه راسخ و يكپارچه شود. «اسفندياري» اظهار اميدواري مي كند در اين دور تازه با همت عمومي و وفاق ملي بتوانيم زالوي سياه شركت هاي هرمي را نابود كنيم.
اطلاعات همه شركت ها را اعلام كنيد

دفتر پي گيري ويژه هم از ابتكارات سرپرست دادسراي ويژه جرائم قاچاق كالا و ارز است. او دراين باره مي گويد: «اين دفتر را تأسيس كرده ايم تا اطلاعات همه شركت هاي هرمي را در جايي مدون كنيم. در دفتر پي گيري ويژه به محض كسب هرگونه اطلاعات از هر شركت هرمي، بلافاصله پوشه اي ويژه آن شركت تشكيل مي دهيم و به وسيله شعبه هاي بازپرسي و دادياري آنها را تحت تعقيب قرار مي دهيم.»
دادسراي ويژه رسيدگي به جرائم قاچاق كالا و ارز تاكنون توانسته سرشاخه هاي مهمي را دستگير كند، چنانچه پس از دستگيري يكي از سرشاخه هاي شرق تهران تا مدت ها فعاليت گلدكوئستي ها دراين منطقه تعطيل بوده و هست. با اين حال چون مجرميت قطعي افراد در دادگاه معلوم مي شود، نمي توانيم اسامي سرشاخه هاي دستگيرشده را اعلام كنيم. با اين حال بيخ گوش آنها كه هنوز هم تلاش مي كنند برخلاف
نص صريح قانون در گلدكوئيست، فعاليت كنند، بايد زنگ خطر را به صدا درآورد كه همين الان، همين امروز، شايد هم همين ثانيه ضابطان قضايي بر مبناي گزارش هاي مردمي، دستبند به دست هايتان بزنند و شما را راهي دادسرا يا اداره آگاهي كنند.

 




طعمه جديد گلدكوئست روستائيان و اهالي شهرهاي كوچك
دروغگويي در خرقه صداقت

اگر جوان باشي و شغل نداشته باشي و درس نخوانده باشي يا خوانده باشي و الان با يك عنوان مثل دكتر، مهندس، كارشناس، كارشناس ارشد و... بيكار بچرخي، زندگيت چه شكلي مي شود؟ بي نظم، بي هدف، عاطل و باطل، پر از اوقات بيهوده كه ثانيه ها و ساعت ها و خلاصه عمر را تباه مي كنند اما هيچ فايده اي ندارند.
اغلب جوان هايي كه اين روزها با شوق و ذوق يافتن يك شغل پردرآمد و پر سود راهي شهر مي شوند و به عضويت گلدكوئست درمي آيند، رها شدگان از چنين وضعيت يا شرايطي مشابه هستند.
بحران بيكاري در جامعه ما وجود دارد. هرچند كه آمار و ارقام حاصل از نتايج تحقيقات انجام شده در اين باره، به طور دائم از كاهش نرخ بيكاري خبر مي دهد اما خوشبختانه يا بدبختانه ما جوان ترين جمعيت دنيا را داريم و هر روز خيل تازه اي از اين جمعيت به دسته جويندگان كار مي پيوندند.
فرار جوانان از بيكاري
كمبود امكانات، نبود بازار كار مناسب و محدود بودن گستره فعاليت هاي تجاري و اقتصادي در آنها باعث شده است كه معضل بيكاري در شهرستان هاي دور از مركز، شهرهاي كوچك و محروم و روستاها عميق تر بروز كند.
اين همان نقطه ضعفي است كه گلدكوئستي ها و ديگر شركت هايي كه به صورت شبكه اي بازاريابي مي كنند، برآن دست گذاشته اند. آنها با وعده هايي بزرگ مثل شغل پردرآمد كه مي تواند تأمين كننده نيازهاي اوليه زندگي هر آدمي باشد، جوان ها را جذب مي كنند.
«كامران-ف»، جوان 29 ساله اي است كه با چهارنفر از دوست هايش، سيزده ميليون تومان در گلدكوئست سرمايه گذاري كرده اند. او مي گويد: «درسم تمام شده بود. براي يافتن كار به هر دري زده بودم، فايده اي نداشت تا به وسيله دوست هايم با گلدكوئست آشنا شدم. آنها در ابتداي راه كلي احترام به ما گذاشتند. با عزت و تمنا به جلسه هايشان راهمان دادند و چنان تصويري از انسان هاي متمول، با شخصيت اجتماعي مطلوب، داراي پرستيژ حرفه اي و اجتماعي از ما ساختند كه خودمان هم باور كرده بوديم ، اين رؤياها حقيقي است.»
وي مي افزايد: «من كه تا ديروز يك آدم بيكار بودم و صبح تا غروب كاري جز خوابيدن و در كنج خانه خزيدن نداشتم، ناگهان با يك دنياي شلوغ، پر از جلسه، پر از كتاب و آموزش و هيجان و كار روبه رو شدم. همين ها كافي بود تا فكر كنم كه گلدكوئست حقيقت دارد. افسوس كه عمر اين خيال كوتاه بود. همين كه پول را پرداختم و زيرشاخه نفر بالادستي شدم و فقط بعد از چند جلسه آموزش و ارائه هدف و عضو گيري هاي ناموفق ديگر كسي كاري به كار من نداشت.
سرگروه فقط هر ازگاه تلفن مي زد كه آيا توانستي جلسه پرزنت (عضوگيري) بگذاري يا نه يا اين كه چند عضو گرفتي؟ بعداً فهميدم كه او نگران خوابيدن دست هاي خودش است و تلفن هايش براي پي گيري هم فقط براي اطمينان از تعداد اعضاي جديدي است كه منافع او را تأمين مي كنند.»
اين جوان و دوست هايش با ابراز تأسف از اين كه در كمال ناپختگي، سرمايه زندگي شان را ازدست دادند و به دليل ناكامي دچار افسردگي شده اند، مي گويند: «تنها هنر گلدكوئست اين است كه آدم ها را به وسيله اي تبديل مي كند كه بتوانند خيلي خوب نقش پله هاي نردبان را بازي كنند.»
آخر حكايت جوان هاي تهراني و گلدكوئيست يا هريك از شركت هاي بازاريابي شبكه اي كه به صورت هرمي فعال هستند اين است كه سرخورده و غمگين مي شوند، ضرر مالي مي بينند و به نوعي گرفتار آسيب هاي روحي و رواني ناشي از آن مي شوند.
اما قصه شهرستاني ها فرق دارد.زندگي آنها به مراتب لطمات سنگين تري از عضويت ناكام در گلدكوئست مي بينند.
زندگي در هوم فيس
وقتي جوان هاي شهرستاني براي عضويت و كار در گلدكوئست به تهران مي آيند، درواقع به يك هوم فيس دعوت مي شوند. جمله معروف «پول و پتو بردار وبيا» را كه يادتان هست. كاربردش در همين هوم فيس هاست. پول براي خريد امتياز و پتو براي اين كه زيرانداز و روانداز بازارياب هاي تازه كار باشد.
يك جوان از اهالي «فسا» در استان فارس كه تجربه زندگي در هوم فيس را دارد، چنين مي گويد: «هوم فيس، آپارتمان يا اتاقي است كه يك سرشاخه پاييني با زيرشاخه هاي خود كرايه مي كند. اين مكان هم دفتر كار اين افراد مي شود و هم محل زندگي شان.»
زندگي در هوم فيس قوانين و مقررات خاص خود را دارد. نكته اول، همان اصل ثابت عضويت در گلدكوئست است كه آدم ها بايد به شكل جدي به موضوع بازاريابي براي شركت گلدكوئست به عنوان يك شغل بنگرند. اين جوان، مي افزايد: «از هشت صبح تا ده شب ساعت اداري براي كاركردن در هوم فيس است. دراين زمان هيچ كس حق خوابيدن ندارد، همه بايد لباس رسمي به تن داشته باشند، سيگار نكشند و همواره در حال انجام دادن كاري مثل عضوگيري، برپايي جلسه هاي پي گيري، آموزش، خريد اينترنتي و نظاير اين ها باشند.
كليه هزينه هاي هوم فيس مثل غذا، كرايه خانه، تلفن، آب، برق و گاز بين اعضا تقسيم مي شود و هركس تا وقتي مي تواند در هوم فيس بماند كه بتواند اين قوانين را رعايت كند.»
وي لبخند مي زند و با لذت از خاطرات شيرين روزهاي اوليه عضويت و حضورش در هوم فيس چنين مي گويد: «اوايل همه چيز به نظر عالي و مطلوب مي رسيد. اين زندگي براي جوان هايي كه دوست دارند كار كنند و پول در بياورند، شرايط ايده آلي است. زندگي ات نظم پيدا مي كند و همه كارهايت با حساب و كتاب انجام مي شود. اما...»
فروريختن ابهت آدم ها
حرفش را مي خورد، لبخند از روي لبش جمع مي شود و به جايش اخم، منظر غم انگيز خود را بر پيشاني او مي گسترد، صدايش را پايين مي آورد و زمزمه مي كند: «حيف كه ابهت هوم فيس خيلي زود در نظرها مي شكند. اگر عضوگيري هايت ناموفق باشد، كم كم پول و سرمايه اي كه با خودت آوردي به آخر برسد و بي پول بشوي، كار را ياد بگيري ولي نتواني در انجام دادن آن موفق باشي چون حاضر نيستي مثل بالاسري هايت به همه دروغ بگويي كه فلان قدر پول در مي آورم و اين قدر پورسانت مي گيرم و چنين و چنان تازه روي ديگر سكه رخ مي نمايد. وقتي پول نداري از غذا خبري نيست. بقيه مي خورند ولي تو بايد مثل يك انسان مفلوك از امتيازها محروم بشوي، امكانات مشترك مثل كامپيوتر و خط اينترنت در اختيارت قرار نگيرد و هر لحظه درد تحقير را به جان بخري. آن وقت است كه بچه ها به قرض كردن از بالاسري يا بقيه اعضا رو مي آورند و دائم بدهي روي بدهي مي گذارند. آخرسر هم اين فشارها باعث مي شود كه اعضا ببرند و از هوم فيس بيرون بزنند. در حالي كه روحشان آسيب ديده، قلبشان شكسته و آرزوهايشان به باد رفته است.»
شهرستاني ها به اين دليل در ابتداي ورود براي سرشاخه ها ارج و قرب دارند كه اميدوار هستند، بتوانند قوم و خويش خود را به صورت گروهي وارد شبكه كنند. در واقع در جلسات آموزشي بيان مي شود كه هر انسان بالغ دست كم 150 دوست و آشنا دارد كه هر يك از آنها پتانسيل ورود به سيستم را دارند و مي توانند يك زيرشاخه پورسانت ساز براي سرشاخه ها باشند.
وقتي عضو جديد نتواند اين افراد را جذب كند يا در اواسط كار به باورهايي جديد دست پيدا كند و به اصل ماجرا و احتمال بسيار بسيار ضعيف (بخوانيد در حد صفر) پولدارشدن در سيستم بازاريابي شبكه اي پي ببرد، ديگر حضورش در گروه فايده اي ندارد، پس بايد قيد او را زد و از چرخه بازي بيرونش كرد.
در لباس راستگوها، دروغ بگوييد
يكي از مراجعان به دفتر روزنامه در اين باره مي گويد: «هميشه سرشاخه ها در جلسه هاي آموزشي به اعضا مي گويند كه راستگو باشيد، مدعي هستند كه سيستم برپايه صداقت و درستي است و از اين موضوع به عنوان يك بعد مثبت قوي براي كار در شبكه گلدكوئست ياد مي كنند. اما حقيقت اين نيست. در واقع در همان جلسه هاي آموزشي فوت و فن دروغگويي را چنان به افراد مي آموزند كه در ظاهري راستگويانه، دروغ هاي شاخدار را چنان بيان كنند كه شنونده نتواند صحت يا سقم موضوع را دريابد.
آيا همين موضوع كه هيچ يك از دعوت كننده ها حاضر نيستند در دعوت هاي اوليه شان اسمي از گلدكوئست، EBL، گلدماين، تجارت الماس و... ببرند، نوعي انكار حقيقت نيست؟ آيا اين دروغ نيست كه دعوت كننده ها به افراد وعده كار پردرآمد و هميشگي مي دهند و مدعي ارزش كالاي خريداري شده معادل بهاي پرداختي آن هستند در حالي كه اين فعاليت فقط در صورتي درآمدزا خواهد بود كه ما نيز بتوانيم افراد ناآگاه ديگري را وارد سيستم كنيم و بعد آنها گروه ديگري را؟
اين حقيقت هرگز بيان نمي شود كه سرشاخه ها بعد از مدت كوتاهي از فعاليت نكردن يك زيرشاخه، او را به حال خود رها مي كنند، هيچ تعهدي در قبال سرمايه گذاري او حس نمي كنند و دستش را مي سوزانند. در حالي كه همواره در ابتداي راه مدعي مي شوند كه ما به شما كمك مي كنيم، ما شما را رها نمي كنيم. آيا به راستي اينها دروغ نيست؟»
كارتن خوابي جنتلمن ها
اوضاع شهرستاني هايي كه از هوم فيس ها اخراج مي شوند يا خودشان از ادامه كار نااميد شده و از هوم فيس بيرون مي آيند، بغرنج است. يكي از آنها كه از خانواده اي آبرومند و محترم از روستاهاي اطراف رشت است، مي گويد: «بعد از ورود من به گلدكوئست، پسرعمه ها و پسرعموهايم نيز به دنبال من به تهران آمدند. حالا من دريافته ام كه سيستم برخلاف ادعاهاي سرشاخه ها سودده نيست، منع شرعي دارد و كار كردن در آن سخت و تقريبا غيرممكن است چون جز اطرافيان درجه اول كه به اصطلاح امتياز پنج افراد محسوب مي شوند، كسي حاضر نيست يك ميليون يا يك و نيم ميليون تومان پول خود را در سيستم سرمايه گذاري كند. به اين دلايل مي خواهم برگردم ولي پسرعموهايم نمي آيند. حالا از طرفي پدرم مي گويد كه من عرضه كار كردن ندارم از طرفي هم كل فاميل عليه من شوريده اند كه اگر برگردي بايد پول همه ما را پس بدهي. مانده ام چه كنم. الان سه شب است كه در پارك مي خوابم و پايم را به هوم فيس نمي گذارم چون اگر آن جا بروم هم، گرفتار جنگ و دعوا با اعضا و اقوام خودم كه ساكن هوم فيس هستند، مي شوم.»
بغض مي كند و از ما مي خواهد بنويسيم كه گلدكوئست براي او سرابي بوده است كه كل زندگيش را بابت آن باخته است. و مي افزايد: «به عشق پول و پولدار شدن مجنون بيابانگرد شده ام. اگر در گذشته پول نداشتم حداقل خانه و سرپناه، خانواده و آبرو داشتم ولي حالا اينها را هم ندارم.»
آپارتمان هاي خيابان نواب صفوي، جردن، تهرانپارس، خيابان خليج، كاشانك و بخشي از شهرري معروف ترين مكان ها براي برپايي هوم فيس است.
با اين حال يك شكست خورده از گلدكوئست مي گويد كه كافي است به هر جاي شهر سر بزني و از هر كوچه گذر كني تا ببيني كه چطور سقف هاي پوشالي، پناهگاه جوانان ساده دل اين سرزمين شده است تا از آنها مترسك هايي بسازد كه حافظ منافع سودجويان شبكه هاي عنكبوتي گلدكوئست در ايران باشند.
راستي! از قوه قضاييه چه خبر؟

***************

طعمه جديد گلدكوئست روستائيان و اهالي شهرهاي كوچك
سرخوردگان گلدكوئست تهديدي براي امنيت رواني جامعه



طعمه جديد گلدكوئست روستائيان و اهالي شهرهاي كوچك
سرخوردگان گلدكوئست تهديدي براي امنيت رواني جامعه


ريشه گلدكوئست قطع نشده است. اين حقيقت تلخي است كه متأسفانه برخلاف تصويب قانون منع فعاليت شركت هاي هرمي در مجلس شوراي اسلامي و برخوردهاي قوه قضاييه با برخي از عوامل اين شركت در كشور بايد پذيرفت. بيش از چهار سال پيش براي اولين بار زنگ خطر را به صدا درآورديم كه دامي به گستره جهان براي فرزندان و جوانان اين مرز و بوم تدارك ديده اند و حذر داديم- هم مردم و هم مسئولان- را كه اگر دير بجنبيد سرمايه هاي ملي اين كشور به باد خواهد رفت.
بگذريم كه سه سال طول كشيد تا بالاخره چند دلسوز در مجلس پيدا و پي گير ماجرا شدند و سرانجام قانون منع فعاليت شركت هاي هرمي سال گذشته به تصويب مجلس شوراي اسلامي رسيد. با اين همه، اميدوار بوديم كه ضمانت اجرايي اين قانون چنان باشد كه ديگر كسي جرأت بازاريابي براي چنين شركت هايي نداشته باشد.
افسوس! نه تنها چنين نشد كه امروز شاهد هستيم، بازارياب هاي آموزش ديده مجموعه شركت هاي هرمي و به خصوص گلدكوئست دندان براي به دام كشيدن جوانان ساده و بي پيرايه شهرستاني و روستاييان تيز كرده اند و فارغ از قيد و بندهاي قانوني به تجارت سياه خود مشغول هستند.
گول اين ادعا را نخوريد
غمگين و درهم شكسته است. افسردگي در نحوه راه رفتن و نگاه كردنش نيز هويدا است. حرف نمي زند اما دوست همراهش كه بعدا مي فهمم پسر عموي او است، جورش را مي كشد و با لهجه شيرين جنوبي اش، از سير تا پياز قصه گلدكوئستي شدن خود را برايمان تعريف مي كند.
«بيكار بودم و كلافه. دانشگاه پيام نور شهر... درس مي خواندم اما هيچ اميدي به يافتن كار و ساختن آينده نداشتم. پدرم هم خيلي غصه من را مي خورد تا اين كه دوستش به او زنگ زد و گفت كه در تهران كاري پيدا كرده است كه فقط با يك ميليون تومان سرمايه، او را پولدار مي كند.
پدرم با عمويم مشورت كرد. او هم وسوسه شد تا پسرش را به همراه من به تهران بفرستد. آمديم و سر و گوشي آب داديم. در چند جلسه كه به ظاهر خيلي مهم مي آمد، شركت كرديم. كلي حرف هاي قشنگ قشنگ شنيديم و با يك دنيا روياهاي واهي به شهرمان رفتيم.»
بغض راه گلويش را مي بندد و تلاشش براي پنهان كردن اشك هايش بي نتيجه مي ماند. سرم را به زير مي اندازم تا راحت باشد. بعد از چند ثانيه حرف هايش را ادامه مي دهد: «همه آن چه كه شنيده بوديم براي خانواده و دوست و آشنا تعريف كرديم. بعد هم هفت ميليون پول برداشتيم و به تهران آمديم تا خودمان و دامادها و خواهرهايمان را پولدار كنيم.»
بي پول برگردي تو را مي كشم
جواني كه در سكوت تاكنون به ماجرا گوش داده بود، به اختيار خود قفل سكوتش را باز مي كند و مي گويد: «همه را بدبخت كرديم. خودمان هم بيچاره شديم. حالا نه راه پس داريم و نه راه پيش. اگر برگرديم، خانواده يا مي گويند كه عرضه نداشته ايد تا مثل بقيه كار كنيد يا ما را متهم به كلاهبرداري مي كنند. اگر برنگرديم، جايي نداريم كه زندگي كنيم.»
چشم هايش را مي بندد، سرش را به ديوار تكيه مي دهد و دوباره سكوت مي كند. راوي اوليه قصه همچنان حرف مي زند: «عمويم خيلي بداخلاق و ديرباور است. به پسر عمويم گفته است كه اگر بي پول برگردي تو را مي كشم. حالا او مي خواهد كليه اش را بفروشد تا پول اوليه را به پدرش برگرداند.»
پسرعمويش چشم هايش را باز مي كند و با عصبانيت مي گويد: «كليه ام را كه بفروشم تازه پول پدرم را داده ام. با دامادهاي خانواده چه كنم كه قبول كنند من گناهي در اين ماجرا نداشته ام.»
همراهش او را آرام مي كند و با بغض مي گويد كه همه چيز درست مي شود. و بعد با تأسف سرش را تكان مي دهد و مي افزايد: «چهار شب است كه از گروه جدا شده ايم و در پارك هاي تهران مي خوابيم و حتي پول بليط برگشت به شهرمان را هم نداريم!»
پول و پتو با خودت بياور
معمولا شهرستاني ها اين جوري به گلدكوئست دعوت مي شوند كه يك دوست صميمي يا فاميل عزيز و با اعتبار به آنها زنگ مي زند و مي خواهد كه براي نجات او از يك مشكل مالي مثل به زندان افتادن، تصادف، سرمايه گذاري در يك كار پردرآمد يا بهانه اي شبيه اينها پول و پتو بردارند و به تهران بيايند.
يك جوان بروجردي كه بيش از سه ماه عضو گلدكوئست بوده است، در مراجعه به روزنامه مي گويد: «نزديك ترين دوستم مرا به گلدكوئست دعوت و با آن آشنا كرد. گفت كه تا ته خط به من كمك مي كند اما حالا كه نتوانستم زير مجموعه اي براي خود پيدا كنم، مي گويد كه بايد هزينه خودرو خوراك و جاي زندگيم را بپردازم و بعد هر كار كه دوست دارم، انجام بدهم».
او مي افزايد: «من در گلدكوئست ياد گرفتم كه مي شود از صداقت حرف زد و اداي راستگوها را درآورد اما در عمق دلت به اين تزوير بينديشي كه چگونه آدم مقابلم را خام كنم و يك دست تازه براي خودم بسازم. من در گلدكوئست ياد گرفتم كه مي شود از پرستيژ حرفه اي حرف زد اما با بي شرافتي به اصول انسانيت پشت پا زد. در گلدكوئست بايد از حرمت دوست، فاميل و خانواده گذشت و فقط هركس وهرچيز را به صورت وسيله اي در راه تحقق اهداف شخصي ديد.»
ليدرهاي بالايي، مياني يا پاييني شركت هاي هرمي همواره تلاش مي كنند تا با جلسات هفتگي يا ماهانه خود با اعضا به آنها تلقين كنند كه مشغوليت شما، پرستيژ حرفه اي خاصي دارد، در سراسر دنيا پذيرفته شده است. يكي از اصول مورد تاكيد آنها نيز اين است كه در كار خود راستگو باشيد اما در عمل آنها كه وارد گلدكوئست شده اند، همه چيز را برخلاف اين موضوع يافته اند.
قورباغه سياه را تف كن!
يك جوان قائم شهري كه هنوز هم از ترس برخورد زيردست هايش در شبكه به صورت ظاهري فعاليت مي كند اما در واقع ديگر هيچ اعتقادي به كار خود ندارد، مي گويد: «در ابتداي راه مجموعه كتاب هايي را مثل «قورباغه را قورت بده» ، «دولت و فرزانگي» و «چه كسي پنير مرا جا به جا كرد» به اعضا معرفي مي كنند تا آنها را مطالعه كنند و رفته رفته هدفمند شدن، برنامه ريز و مديربودن و برخي اصول روانشناسي را فرا بگيرند. گام بعدي تجزيه و تحليل مطالب اين كتاب ها است. در جلسات هفتگي، همه درباره موضوعاتي كه مطالعه كرده اند، حرف مي زنند و از نظرات ديگران باخبر مي شوند.»
به نظر اين جوان، چنين برنامه هاي دسته جمعي كه به ظاهر با هدف توسعه فردي اعضا برگزارمي شود براي بسياري از جوانان كشور ما تازگي و جذابيت دارد و به همين دليل است كه اغلب تازه واردها باور مي كنند كه وارد تشكيلاتي شده اند كه قادر است نحوه زندگي آنها را تغيير بدهد.
روياي سراب در برهوت بيكاري
يكي از اعضاي گسسته گلدكوئست در اين باره مي گويد: از يك زندگي بي نظم، كسالت آور و بي برنامه كه هيچ كار و هدفي را دنبال نمي كرد، رها شده بودم و با آدم هايي ارتباط يافته بودم كه همه ايده هاي رويايي زندگي ام را عملي عنوان مي كردند، اهدافم را دور از دست نمي دانستند و حاضر بودند ساعت ها بنشينند و به آرزوهاي دور و دراز من در جلسه هاي بيان و تشريح اهداف گوش بدهند.
حس مي كردم كه من هم مهم شده ام. آرزوهايم اهميت پيدا كرده اند و به راهي رسيده ام كه سرانجامش تحقق روياها و اهدافم است.»
مي پرسم اينها كه خيلي خوب است، پس چرا يك دفعه دلزده شدي و پا پس كشيدي؟ پاسخش را در هاله اي از يك نگاه مغموم و صدايي لبريز از حسرت بيان مي كند و مي گويد: «هرچه بيشتر وارد جريان مي شدم، با حقايق بيشتر روبه رو مي شدم. كم كم در جلسه هاي آموزشي دريافتم كه ما به ظاهر به ديگران دروغ نمي گوييم اما در واقع داريم با جمله هاي زيبا، آنها را گول مي زنيم. مثلاً براي پرزنتور شدن آموزش ديديم كه در جلسه دعوت اوليه بايد چگونه رفتار كنيم تا دعوت شونده تحت تأثير بيشتر قرار بگيرد. درواقع از ما مي خواستند كه به نوعي در اين جلسه ها فيلم بازي كنيم. مثلاً در اين جلسه ها معلوم است كه هركس از ليدر بالايي، پرزنت كننده، دعوت كننده و دعوت شونده بايد در كجا بنشينند، چه حرفي بزنند، چه نكته اي را، چه زماني يادآوري كنند، يا روي چه موضوعي تأييد كنند. و همه اين ها درحالي است كه دعوت شونده بي گناه و بي خبر از همه جا، فكر مي كند كه در يك جلسه واقعي شركت كرده است و هيچ تباني براي خالي كردن مخ او بين عوامل پشت صحنه وجود ندارد.»
آنها كه از گلدكوئست مي برند، افسرده مي شوند. اغلب جوان هايي هستند كه پس از يك دوره ركود در زندگي شان با اين شركت ها آشنا مي شوند، به دوره اي از هيجان و شور قدم مي گذارند و تحت تأثير آموزش هاي پيوسته اين سيستم با نگرش تازه اي در زندگي روبه رو مي شوند. متأسفانه اين روند فقط تا زماني ادامه دارد كه اعضا بتوانند دست هايي فعال و پويا داشته باشند. اگر به هردليلي نتوانند فعاليت كنند و به اصطلاح دست هايشان بسوزد، رفته رفته از سيستم طرد مي شوند، به آنها انگ بي عرضگي مي خورد و از همه بدتر اين كه پس از دوره اي كه با تفكر و رؤياي موفقيت و ثروتمند شدن به سر كرده اند، دوباره بايد به جهان راكد گذشته خود پا بگذارند.
آسيب هايي در راه است
دكتر «انوشه صفاتي»، روانپزشك در اين باره مي گويد: «آسيب هاي اجتماعي چنين پديده خطرناكي از اين پس خود را بيش از گذشته نشان خواهد داد. اين آدم هاي شكست خورده رفته رفته به انسان هاي سرگشته و بي تعادلي تبديل مي شوند كه باتوجه به شرايط روحي و محيطي شان يا افسرده و مطرود مي شوند يا بزهكار مي شوند و به خلاف روي مي آورند و يا در معرض ديگر آسيب هاي روحي و رواني قرار مي گيرند كه هم براي خود و هم براي جامعه مضر خواهند بود.»
وي با اشاره به چندين مورد خودكشي جوانان عضو گلدكوئست، مي افزايد: «اگرچه تاكنون تحقيق علمي و مدوني درباره اين موضوع انجام نشده است اما مرور اخبار حوادث و بررسي آمار فرار، خودكشي، ضرب و جرح و اعتياد به طور قطع نشان مي دهد كه جامعه سرخوردگان گلدكوئست به زودي خطري براي بهداشت و سلامت روحي و رواني جامعه محسوب خواهند شد.»
حجت از غيب رسيد. داشتم فكر مي كردم اين حرف هاي خانم دكتر را در گزارش بياورم يا نه كه ياد ماجراي قتل يك سرشاخه گلدكوئست افتادم. همان دختر جواني كه در خودروي زانتياي خود كه از درآمد گلدكوئست به دست آورده بود، به قتل رسيد. بلافاصله هم روي سايت يكي از خبرگزاري ها اين خبر را ديدم كه چهار مرد جوان به انگيزه پس گرفتن طلب 13ميليون توماني خود از يكي از سرشاخه هاي گلدكوئست، خودروي وي را به سرقت برده اما بازداشت شده اند و جوان هايي از خانواده هايي آبرومند كه اينك داغ سرقت بر پيشاني دارند و به زودي به عنوان سارق راهي زندان خواهند شد.


 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 12:17  توسط میهن پرست  | 

به گزارش بخش خبر ام.جی.ای:چندی پیش سایت بی بی سی در باره شبکه گولد کوئست در ایران مطلبی را به نقل از یک عضو این شبکه منتشر کرد ما هم صبر کردبم تا نظر درباره این مساله زیاد شود و ارزش انتشار عمومی داشته باشد و حالا ان را منتشر میکنیم بخوانید این یک تجربه است ! د ر ضمن نظرهای پایین هم محتوای آن تحت ما کنترل دقیق نشده!جريان عضويت من در گلدکوئست از اونجايی شروع شد که يکی از بهترين دوستانم با من تماس گرفت و برای کاری با درآمد خوب از من دعوت کرد. در ابتدا خيلی کنجکاو شدم چون علی‌رغم اصرار زياد من در مورد کار توضيح نداد و فقط گفت بيا تا در جلسه ای با هم صحبت کنيم.


روز بعد با من تماس گرفت و قرار جلسه رو برای آخر هفته گذاشت.
در تمام طول جلسه چندين ساعته‌ اون روز، صحبت از کاری بود که با خريدن يک سکّه کلکسيونی و وارد کردن دو نفر از دوستانم، تا ماهی هفت ميليون تومان درآمد خواهم داشت. درآمدی که تا نود سال ادامه خواهد داشت و من فقط بايد چند ماهی وقت صرف اون کنم.

مدام صحبت از يک کمپانی معتبر بين‌المللی بود و اينکه اين کمپانی تاحالا خيلی‌ها رو از اين راه پول‌دار کرده!

با اينکه حس می کردم نقاط تاريک زيادی در اين کار هست اما دوست داشتم فقط به پول قلمبه‌ای که وعده اش رو می‌دادند فکر کنم. از طرفی معرف اين کار بهترين دوست دوران مدرسه بود که از هر جهت به او اطمينان داشتم.

يادم هست تنها سوال اون روز من مربوط به چيزهايی بود که تلويزيون و روزنامه‌ها در مورد گلدکوئست می‌گفتند و می‌نوشتند. دوستانم در پاسخ به سوالم گفتند: چون ما يک کشور جهان سومی هستيم. همه در مقابل هر پديده جديد مدتی مقاومت می‌کنند و نمونه‌هايی آوردند. مثل حرام بودن شطرنج، داشتن ويدئو و غيره که اون‌ها پس از مدتی قانونی شدند. و چون اين تجارت يک تجارت مدرن است مقاومت‌هايی در برابر آن صورت می‌گيرد و در نهايت اين تجارت در ايران هم قانونی می‌شود.

علی‌رغم اينکه هنوز هم به کاری با اين درآمد فوق‌العاده شک داشتم اما به اصرار دوستم که تقريبا همه اون روز رو با من بود و در مورد کار صحبت می‌کرد، راضی به انجامش شدم.

پول قرض کردم
يک ميليون و نيم قرض کردم و وارد شدم. به اين اميد که به زودی من هم ثروتمند خواهم شد.

روزهای اول اونقدر برای انجام کار اميدوار بودم و انرِژی داشتم که خودم هم باور نمی‌کردم. تقريبا هر روز جلسات آموزشی برگزار می‌شد و طی اون به من ياد می‌دادند که چطور با روش‌های مختلف روان‌شناسی دونفر از دوستان و يا اقوام رو به شبکه وارد کنم.


+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مرداد 1385ساعت 11:41  توسط میهن پرست  | 

خوشبختانه با توجه به اطلاع رسانی به موقع تلویزیون و مطبوعات تا حد زیادی جلوی سیل مخرب سیستمهای هرمی در ایران و سایر نقاط دیگر گرفته شد .

 

مدتی بود که فاجعه کوئست در شهرستان ملایر خوابیده بود اما با خبر شدم که کوئست در شهرستان ملایر  به کارش دارد ادامه میدهد .خبر تاسف باری است که ما هم اکنون با آن روبرو هستیم و روز به روز به تعداد مالباختگان اضافه میشود من نمیدانم چه چیزی باعث شده که کوئست در شهر ملایر به کارش هنوز ادامه میدهد  و سر شاخه ها و عاملین اصلی آن بدون هیچ پیگرد قانونی آزادانه در شهر ملایر میگردند .

به راستی عمق این فاجعه در شهر ملایر به چه حد باید برسد که مسئولان ملایر به فکر  چاره اندیشی با فتند ؟

سر کیسه کردن مردم ,نشر اکاذیب ,زیر سئوال بردن نظام مقدس جمهوری اسلامی ,پایمال کردن خون شهدا فاجعه بزرگی نیست که مسئولان را به فکر چاره اندیشی بیاندازد؟

من هم اکنون از مسئولان نظام از جمله رئیس جمهور محترم آقای احمدی نژاد  می خواهم که با چاره اندیشی به موقعشان در حل این معضل بزرگ در شهر ملایر ما را یاری کنند و با تشکیل کمیته های ضد سیستمهای هرمی در هر شهر و در هر استان موافقت کنند شاید با اینکار ندای مالباخته گان کوئست در ملایر و سایر نقاط ایران  به گوش مسئولین برسد و کسانی که از مقابله با اینگونه سیستمها سر باز میزنند  اینرا بدانند در دولت جدید آقای احمدی نژاد  جایی نخواهند داشت.

شما هم اگر خواهان بر قراری عدالت هستید ازهمین الان  مبارزات خود را علیه این سیستمها شروع کنید و از هیچ چیزی نترسید چرا که اینکار کمتر از جهاد در را خدا نیست.                                                                                                                           

                   خرداد 1385

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 20:59  توسط میهن پرست  | 

ملایر در آتش کوست

دستگیری چند کوئستی در اسفراین

 

 

 اعدام برای مدیران گلدکوئست ، گلدماین و EBL

 مرجع : ایلنا

آفتاب : نايب رئيس كميسيون حقوقي و قضايي مجلس هفتم گفت: با مصوبه كميسيون حقوقي و قضايي، مديران شركت‌‏هاي گلدگوئيست و EBL به عنوان اخلالگران در امر اقتصاد كشور شناخته شدند . وی همچنین از مجازات اعدام برای برخی از این افراد خبر داد.

 
 

عزت‌‏الله يوسفيان مولا  همچنین  از الحاق ماده واحده شركت‌‏هايي با ساختار هرمي به قانون مجازات اخلالگران امر اقتصادي كشور خبر داد و گفت: به لحاظ مشكلاتي كه شركت‌‏هايي مانند گلدكوئيست، ebl ، گلدماين و ... در نظام اقتصادي كشور ايجاد كرده‌‏اند، اين شركت‌‏ها نيز در زمره اخلالگران در امر اقتصاد جمهوري اسلامي ايران گنجانده شدند. 

وي افزود: مجازات اعدام بخشي از قانون مجازات‌‏هاي اخلالگران اقتصادي كشور است كه در خصوص گردانندگان اين شركت‌‏ها نيز اجرا خواهد شد. 

نايب رئيس كميسيون حقوقي و قضايي مجلس هفتم تصريح كرد: دعوت از مديران كانون سردفتران سازمان ثبت و اسناد كشور و سردار انصاري، رئيس راهنمايي و رانندگي كل كشور براي بررسي چالش هاي اين دو نهاد در امر ثبت نقل و انتقالات بخش خودرو ديگر دستور كاري كميسيون حقوقي و قضايي در جلسه روز سه شنبه بود كه براساس آن مقرر شد كميسيون با تصويب ماده واحده اي اين چالش را حل كند .

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 18:26  توسط میهن پرست  | 

 

جزييات جنايت دلخراش  قتل و عام  یک خانواده توسط سرشاخه ی کوئست


شنبه 19 فروردين ماه 1385   23:40
 
images/20060408/kill.jpg
 
تحقيقات کارآگاهان پليس استان تهران نشان مي دهد جنايت خونين خانوادگي که در آن 4 عضو يک خانواده قتل عام شده اند ، با انگيزه اختلاف مالي 2 ميليون توماني شبکه گلدکوئست بوقوع پيوسته است.
در اين جنايت خونين که 16 فروردين بوقوع پيوست ، هنگامي که يک نقاش ساختمان به نام ذبيح الله در ساعت 19 به خانه مسکوني خود در خيابان هشت متري شورا بازگشت با اجساد خونين 4 عضو خانواده خود روبه رو شد.سردار رضا زارعي روز گذشته درنشست خبري با خبرنگاران در توضيح اين جنايت خونين که چهارشنبه گذشته بوقوع پيوسته گفت : ماجراي اين جنايت هنگامي فاش شد که بعد از ظهر 16 فروردين مرد ميانسالي به نام «ذبيح الله» با مراجعه به ماموران پليس از وقوع جنايتي وحشتناک در داخل خانه اش خبر داد. با اطلاعاتي که اين مرد در اختيار پليس قرار داد ، ماموران به محل وقوع حادثه در محدوده قلعه حسن خان رفتند و با اجساد غرق به خون 2 زن و 2 مرد مواجه شدند که در ادامه مشخص شد مقتولان «شمسي 40 ساله» مادر و «معصومه 18 ساله» دختر و دو پسر خانواده به نامهاي «محمود 26 ساله» و «محمد 17 ساله» هستند که به دليل وارد آمدن ضربات مرگبار توسط جسمي سخت به سرشان به طرز وحشتناکي به قتل رسيده اند. بدين ترتيب کارآگاهان پليس به بازجويي از پدر خانواده پرداختند که وي مدعي شد صبح روز جنايت با يکي از دخترانش از خانه خارج شده و پس از بازگشت به خانه ، هنگامي که خانواده اش در را باز نکرده اند مشکوک شده و با کمک قفل ساز در را باز کرده و بلافاصله بعد از ورود به خانه با اجساد خانواده اش که در رختخواب قتل عام شده بودند روبه رو شده است.
کارآگاهان در ادامه تحقيقات خود و با بررسي دقيق صحنه جنايت ، متوجه نوشته هايي شدند که طبق امضاي آن در ساعت 7:30 دقيقه روز جنايت و توسط فردي به نام علي با ماژيک روي ديوار اتاق محل جنايت نوشته شده و با ابراز تنفر نسبت به مقتولان انگيزه خود را از اين جنايت رهايي از تحقيرهاي دائمي اعضاي خانواده عنوان کرده است.
در ادامه بررسي هاي پليسي مشخص شد پدر خانواده برادر 28 ساله اي به نام علي دارد که از اعضاي گلدکوئست بوده و شب قبل از جنايت به خاطر اختلافات مالي با پسر بزرگ خانواده برادرش درگيري شديدي پيدا کرده است.
با اين اطلاعات کارآگاهان اين فرضيه را مطرح کردند که ممکن است علي مظنون اصلي اين پرونده باشد و به انگيزه انتقام گيري دست به قتل عام خانوادگي زده باشد. تحقيقات کارآگاهان پليس درباره علي نشان مي داد که وي از 15 سال پيش با خانواده برادرش زندگي مي کرده و طي چند سال اخير با پسر بزرگتر برادرش وارد شبکه گلدکوئست شده اند و حدود 20 ميليون تومان هم در اين زمينه سرمايه گذاري کرده است ، اين در حالي است که مدتي قبل و پس از آنکه 2 ميليون تومان ضرر کرده است بين وي و برادر زاده اش اختلاف شديدي بوجود آمده که شدت اين درگيري به حدي بوده است که يک شب قبل از جنايت يعني در شب 15 فروردين متهم به قتل و برادر زاده اش با يکديگر درگيري فيزيکي پيدا کرده اند و براساس فرضيه هاي پليسي احتمالا از همان زمان متهم کينه مقتول را به دل گرفته و درصدد انتقامگيري از اعضاي خانواده برآمده است و روز حادثه بعد از خروج برادرش از خانه با پتک به اطاقي که مقتولان در آنجا خواب بوده اند رفته و آنها را با ضربات پتک و به طرز فجيع به قتل رسانده و سپس از محل جنايت گريخته است.
سردار زارعي در ادامه افزود: با توجه به شواهد و قرائن موجود ، «علي» به عنوان مظنون اصلي اين پرونده تحت تعقيب کارآگاهان پليس است و فعاليتهاي شبانه روزي براي دستگيري وي همچنان ادامه دارد.

حسادت انگيزه قتل خانواده ام بود

در همين حال روز گذشته پدر خانواده با بيان اين که حسادت مهمترين انگيزه برادرش براي ارتکاب جنايت بوده است گفت: برادرم جوان بسيار گوشه گير و منزوي اي بود که از طريق پسر بزرگم فهميدم او به تازگي معتاد به مخدر کراک شده است. پسرم عمويش را براي درمان و ترک اعتياد پيش يک متخصص مي برد و چون پسرم موقعيت هاي خوبي پيدا کرده بود برادرم به او حسادت مي کرد.
 
ما جرای قتلهای سریالی گلدکوئست

چهره نگاري عاملان قتلهاي سريالي سرشاخه هاي گلدکوئست
با احضار 2زن که پيش از اين عاملان قتلهاي سريالي گلدکوئست در يک قدمي قتل آنها بودند، تحقيقات پليس آگاهي وارد مرحله تازه اي شد.
>>>
 
اقدام ناموفق براي قتل 2 سرشاخه ديگر گلدکوئست
عاملان قتلهاي سريالي گلدکوئست پيش از ارتکاب 2 جنايت ديگر در شرق و شمال تهران با حضور بموقع همسايه ها از محل متواري شدند پيش بيني اين بود که افسران زبده و فعال پيشتر مطرح کرده بودند ، تحت اين عنوان که قتل هاي سريالي سرشاخه ها به اين زودي ها پايان نمي يابد.
>>>
 
3 بازپرس ويژه ، مامور پرونده قتل هاي سريالي گلدکوئست
صبح ديروز 3 بازپرس ويژه قتل تهران ، پس از حضور در دادسراي جنايي به همراه رئيس شعبه 10 پليس آگاهي ، آخرين جزييات مربوط به قتل سرشاخه هاي گلدکوئست را تحليل و ارزيابي کردند.
>>>
 
سرقت «کيس رايانه» سرشاخه گلدکوئست
فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ از نتيجه تحقيقات پليس آگاهي درباره قتلهاي مرموز 3 زن در تهران پرده برداشت.
>>>
 
قتل هاي سريالي سرشاخه هاي گلدکوئست
اين سومين قتل مشابه است که در آن رد طناب قرمز ديده مي شود قتلهايي که از نظر افسران زبده جنايي به دليل اوجگيري اختلافات درون تشکيلاتي گلدکوئست اتفاق افتاده و پيش بيني مي شود که اين جنايت ها بزودي پايان نيابد.
>>>
 
مصوبه مجلس درباره فعاليت شرکتهاي هرمي مبهم تشخيص داده شد
اعضاي شوراي نگهبان مصوبه مجلس را درخصوص طرح الحاق يک بند و يک تبصره به ماده (1) قانون مجازات اخلالگران در نظام اقتصادي کشور ، مصوب 1369 و اصلاح تبصره (1) در خصوص ممنوعيت فعاليت شرکتهاي هرمي داراي ابهام دانست.
>>>
 
مجلس و شوراي عالي امنيت ملي وارد عمل شوند
قاضي ويژه رسيدگي به پرونده گلدکوئست ، خواستار همکاري هر چه سريعتر مجلس ، وزارت امور خارجه ، وزارت اطلاعات ، شوراي عالي امنيت ملي و ساير ارگان هاي مرتبط با اين پرونده شد.
>>>
 

نماينده گلدکوئست در ايران متواري شد
نماينده شرکت گلدکوئست وقتي خسارت 150 هزار دلاري را از مسوولان شرکت دريافت کرد ، متواري شد.
>>>

 

وست ویژن: سرمایه مردم را پس نمی دهیم/ دفتر آیت الله مکارم فعالیت ما را حرام دانسته، اما ما با خود ایشان در ارتباطیم!
 
کد مطلب: 404
تاريخ: پنجشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۴
منبع: انتخاب
درجه: عادی

يادداشت: یک مقام مسئول در مرکز اطلاع رسانی در ناجا در گفت و گو با «انتخاب» ضمن بیان مطلب فوق گفت: وسایل و امکانات شرکت هرمی «وست ویژن» توقیف شده و طی چند روز آینده، حکم پلپ این شرکت از سوی قاضی صادر خواهد شد.
   
 
متن اين خبر هيچ گونه ارتباطي با NMS ندارد و انتشار آن در NMS به معناي تاييد و يا تكذيب آن نمي باشد.

 
 

یک مقام مسئول در مرکز اطلاع رسانی ناجا در گفت و گو با «انتخاب» ضمن بیان مطلب فوق گفت: وسایل و امکانات شرکت هرمی «وست ویژن» توقیف شده و طی چند روز آینده، حکم پلپ این شرکت از سوی قاضی صادر خواهد شد.



وی ضمن تاکید بر غیرقانونی بودن فعالیت شرکت «وست ویژن» گفت: بدون شک، طی چند روز آینده، فعالیت این شرکت به حالت تعلیق در خواهد آمد.



این درحالیست که مسئولان این شرکت هرمی، ضمن تکذیب جلوگیری از فعالیت «وست ویژن» از پس دادن سرمایه مردم، خودداری می کنند.



از سوی دیگر، یکی از فعالان شرکت وست ویژن طی ارسال پیامی به «انتخاب»، از مراجعه خود به مسئولان این شرکت برای دریافت سرمایه خود و عدم پرداخت آن از سوی این افراد خبر داد.



وی در این پیام آورده است: اینجانب همراه دخترم (صاحب سرمايه) و نسخه اي از خبر (انتخاب) درباره پلمب شدن به شرکت (وست ویژن) واقع در برج سرو ساعی امروز مراجعه کردم (جهت پس گرفتن یکصد هزار تومان خرید دو عدد کارت توسط دخترم از ان شرکت ) مراجعه نمودم.



جر و بحث شد.آنان مدعی شده اند که مورد تایید شورای نگهبان و مراجع عظام قم از جمله آیت الله مکارم شیرازی هستند.



وي ادامه داده است: اعتراض کردم و گفتم که مراجع عظام فعالیت شرکت های هرمی را هرچه باشد حرام دانسته و شورای اسلامی مخالف کار شما می باشد.و آیت الله مکارم شرکت های هرمی را مفسد اعلام فرموده اند.



مسئولان شرکت مدعی شده ا ند ما با شخص ایت الله مکارم شیرازی در ارتباطیم نه با دفتر ایشان. پول شما را هم نمی دهیم.هرجا می خواهید برو شکایت کن شرکت ما هرمی نیست (نت وورک است).



گفتم به دادسرای کارکنان دولت شکایت می کنم. گفتند الان با اقای (ط) مسئول شعبه سوم صحبت می کنیم و به شما خواهند گفت کار ما قانونی است.



وی در پایان پیام خود آورده است: قرار است شنبه به همان شعبه شکایت کنم زیرا این شرکت هرمی از نام مراجع عظام و شورای نگهبان و دادسرای کارکنان دولت به کلاهبرداری ادامه می دهد و قصد پس دادن پول دختر اینجانب ندارد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 18:22  توسط میهن پرست  | 

قاضي پرونده گلدكوئست در واكنش به انتخاب وكيل براي اين شركت:

دفاع وكيل فقط در صورت حضور مدير عامل گلدكوئست قابل رسيدگي است

خبرگزاري فارس: رئيس شعبه سوم دادسراي كاركنان دولت در خصوص امكان حضور وكيل شركت گلدكوئست براي دفاع از اين شركت در دادسرا گفت: حضور وكيل فقط در صورت وجود متهمان كه همان اعضاي هئيت مديره و يا مدير عامل شركت است قابل رسيدگي خواهد بود.

قاضي حميدرضا طايفي در گفت و گو با خبرنگار اجتماعي فارس افزود: چنانچه وكيل شركت گلدكوئست بخواهد دفاعي از اين شركت انجام دهد اين دفاع بدون حضور متهمان پرونده كه همان اعضاي هئيت مديره و يا مدير عامل شركت است براي قوه قضائيه پذيرفتني نيست و بنابراين براي دفاع بايد حتما اعضاي هئيت مديره و يا مدير عامل اين شركت به عنوان متهم در دادسرا حاضر شوند.
رئيس شعبه سوم دادسراي كاركنان دولت در ادامه با اشاره به مسدود شدن تمامي سايت‌هاي اين شركت در ايران گفت: بعد از مسدود شدن سايت‌هاي اين شركت ، عوامل آن 7 سايت ديگر را راه‌اندازي كردند كه تمامي اين سايت‌هاي جديد نيز شناسايي و دستور فيلتر شدن آن به شركت مخابرات داده شد.

دستگيري يكي از گلدكوئستي‌ها در كازرون

خبرگزاري فارس: مركز اطلاع‌رساني پليس فارس از دستگيري يكي از اعضاي شركت گلدكوئست در شهرستان كازرون خبر داد.

به گزارش خبرنگار فارس از شيراز به نقل از مركز اطلاع‌رساني فرماندهي انتظامي فارس، روز گذشته بر اساس اطلاعات مردمي، فردي كه در سطح شهرستان كازرون به عضوگيري و تبليغات گسترده براي سرمايه‌گذاري در شركت گلدكوئست اقدام مي‌كرد، توسط پليس دستگير شد.
برپايه اين خبر در بازرسي از منزل فرد يادشده، 9 حلقه سي‌دي آموزشي و اسناد و مدارك شركت گلدكوئست به همراه يك دستگاه گيرنده ماهواره كشف و ضبط شد.
متهم به همراه اين وسائل، براي تحقيقات بيش‌تر به آگاهي كازرون منتقل شد.
انتهاي پيام/م

سرکرده باند سياه خوفناک بار ديگر دستگير شد

يکشنبه 2 بهمن ماه 1384   00:55

سرکرده باند موسوم به "باند سياه خوفناک" که سال گذشته به اتهام آزار و اذيت 14 پسر نوجوان به اتهام افساد في الارض محاکمه و سپس آزاد شده بود ، بار ديگر به اتهام ربودن دختر نوجواني از سوي کارآگاهان پايگاه ششم اطلاعات پليس تهران دستگير شد.
سرهنگ ناصر اميريان ، رئيس کلانتري 132 نبرد جنوبي روز گذشته با اعلام خبر دستگيري مجدد سعيد لره ، متهم اصلي پرونده "باند سياه" به ايسنا گفت : اين جوان خلافکار سال گذشته در پي ربوده شدن 2 نوجوان از مقابل مدرسه و شکايت والدين آنها تحت تعقيب قرار گرفته و مشخص شد وي به اتفاق جوان ديگري به نام عباس به شکار نوجوانان در شرق تهران پرداخته است ؛ بررسي هاي پليسي نشان داد که شگرد کار آنها به اين صورت است که با انتخاب طعمه خود و طرح اين ادعا که وي مزاحم خواهر آنها شده است ، وي را با تهديد چاقو و اسلحه به کارگاهي کشانده و مورد آزار و اذيت قرار مي دادند اما در حالي که وي سال گذشته با اعتراف به 14 فقره لواط ، به اتهام افساد في الارض محاکمه شده بود هفته گذشته بار ديگر به همراه همدستان خود دستگير شد. رئيس کلانتري 132 نبرد جنوبي در توضيح شيوه دستگيري مجدد اين متهم گفت : مدتي قبل فردي با مراجعه به ماموران از متهم 24 ساله اي به نام بهشاد معروف به گاوکش به اتهام ضرب و جرح عمدي و کيف قاپي از دختر جوان وي و شکستن فکش شکايت کرد که به اين ترتيب پليس به تعقيب اين متهم پرداخت.
وي افزود: در حالي که فعاليت پليس جهت دستگيري متهم ادامه داشت ، 15 دي ماه زني به نام مريم با مراجعه به پليس اظهار کرد پس از آن که با پسر جواني به نام بهشاد در جلسات گلدکوئست آشنا شده ، به مدت 8 ماه با وي در خانه اي در تهرانپارس زندگي کرده است ، اما بهشاد دائما وي را مورد ضرب و جرح قرار داده و هنگامي که به وي اعتراض کرده است با سلاح گرمي که در اختيار داشته وي را تهديد کرده است.
با شکايت اين زن جوان کارآگاهان پليس به تحقيق در اين باره پرداختند و متوجه شدند بهشاد گاوکش با متهم ديگري به نام محمد عرب در مخفيگاهي در خيابان نبرد زندگي مي کنند و به اين ترتيب کارآگاهان در عملياتي ضربتي اين 2 متهم را در حالي که قصد فرار با موتورسيکلت را داشتند ، دستگير کردند. با توجه به پيدا شدن يک اسلحه در داخل کمد مخفيگاه آنها هر 2 متهم براي بازجويي هاي فني و پليسي روانه پايگاه ششم اطلاعات شدند. در بازجويي هاي صورت گرفته متهمان اعتراف کردند مدتي قبل پس از خروج از زندان ، با همدستي سعيد لره اقدام به ربودن دختر جواني با يک خودروي پرايد کرده و او را مورد آزار و اذيت قرار داده اند که با اين اعترافات ، کارآگاهان به تعقيب سعيد لره پرداخته و او را در يک عمليات پليسي در مخفيگاهش دستگير کردند.
سرهنگ اميريان در ادامه گفت : روز گذشته براساس دستور شعبه شش دادياري دادسراي ناحيه 14 دادگاه محلاتي ، هر 3 متهم در سطح منطقه محل ارتکاب جرم متهمان گردانده شدند تا در صورتي که افرادي از متهمان شکايت دارند به پايگاه ششم اطلاعات پليس مراجعه کنند.

فريب کلاهبرداران اشياي عتيقه و گلدکوئست را نخوريد

سه شنبه 21 تير ماه 1384   22:39
جمال کريمي راد، سخنگوي قوه قضاييه در گفتگو با جام جم از دستگيري برخي دلالان اشياي عتيقه و کلاهبرداري آنان خبر داد و از مردم خواست در مقابل انواع کلاهبرداري ها و فعاليت گروهها و افراد کلاهبردار هوشياري به خرج دهند.
سخنگوي قوه قضاييه با اشاره به پيگيري و جديت دستگاه قضايي در مقابله با انواع کلاهبرداري ها و سوئاستفاده هاي مالي ، از مردم خواست براي جلوگيري از تضييع حقوق خود فريب افراد کلاهبردار را نخورند و با دقت و وسواس درباره فعاليت شرکتهايي مانند گلدکوئست عمل کنند. جمال کريمي راد تاکيد کرد: قوه قضاييه با شرکتهايي که به صورت غيرقانوني براي بردن مال مردم اقدام مي کنند، برخورد مي کند اما مردم نبايد پس از ضرر و زيان به دادگستري مراجعه کنند؛ چون در اين صورت هم به خودشان جفا مي کنند و هم ظرفيت هاي دستگاه قضايي براي رسيدگي به امور مهمتر را به خود اختصاص مي دهند. کريمي راد از تشکيل پرونده اي درباره شرکت گلدکوئيست در مشهد خبر داد و افزود: تاکنون 130 نفر در اين زمينه تحت پيگرد قرار گرفته اند. سخنگوي قوه قضاييه همچنين نسبت به فعاليت باندهاي فريب مردم و کلاهبرداري به بهانه کشف و خريدوفروش اشياي عتيقه در برخي استان هاي کشور از جمله استان گيلان هشدار و از دستگيري تعدادي از دلالان اشياي عتيقه در اين استان خبر داد. وي گفت : تاکنون شکايت هايي به محاکم قضايي شده است که موضوع اين شکايت ها عليه فعاليت برخي افراد و گروهها در زمينه اشياي عتيقه بوده است.
کريمي راد درباره شگرد اين باندهاي کلاهبرداري افزود: برخي افراد چندي است با عنوان دلال عتيقه با فريب مردم و به بهانه خريدوفروش اشياي عتيقه و نشان دادن برخي اشياي به ظاهر عتيقه و کشف اين اشيا آنها را به استان هاي شمالي کشور بويژه گيلان مي کشانند و در اطراف روستاها و شهرهاي اين استان ها ، آنها را رها مي کنند ، در حالي که قبلا پول هنگفتي از آنها اخاذي کرده اند.

سرقت «کيس رايانه» سرشاخه گلدکوئست

سه شنبه 13 دی ماه 1384   23:53
 
images/20060103/talaei.jpg فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ از نتيجه تحقيقات پليس آگاهي درباره قتلهاي مرموز 3 زن در تهران پرده برداشت.
سردار مرتضي طلايي ، فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ روز گذشته در جمع خبرنگاران - که در مراسم معارفه رئيس پليس جديد آگاهي شرکت کرده بودند - گفت : تحقيقات اوليه نشان مي دهد ، عاملان جنايت به صورت هدفمند ، مرتکب قتل شده اند. سردار طلايي در ادامه گفت : چند موضوع مهم در اين جنايتها و از جمله قتل دختر دانشجويي به نام ميترا - که جسد او در قزوين پيدا شد - نشان مي دهد که 3 نفر از آنها از اعضاي شبکه گلدکوئست بوده اند و 3 زن مقتول که اجساد آنها در تهران کشف شده است ، اقدام به درج آگهي در روزنامه کرده بودند.

سرقت کيس

فرمانده انتظامي تهران بزرگ افزود: در اين جنايت ها ، سرقت نيز صورت گرفته است که از جمله مي توان به سرقت کيس رايانه يکي از مقتولان سرشاخه گلدکوئست اشاره کرد و تحقيقات اوليه نشان مي دهد عاملان جنايت 2 نفر هستند و آنها در يک مرحله به منزل قربانيان مراجعه کرده و در مرحله بعد مرتکب قتل شده اند. سردار طلايي بار ديگر با هشدار به مردم از آنها خواست به توصيه هاي پليس قضايي درباره عدم عضويت در شرکتهاي هرمي از جمله شبکه گلدکوئست به طور جدي توجه کنند.وي افزود: فعاليت هاي شبکه هاي هرمي ، 3 لايه جامعه را هدف قرار داده است خانواده ، دانشجويان و اقتصاد. فرمانده انتظامي تهران افزود: تمامي احتمالات مربوط به قتلها در نظر گرفته شده و هر روز که مي گذرد ، ردپاي سران شبکه در اين جنايت ها و حذف سرشاخه ها روشن تر به نظر مي رسد

جمعه، 4 آذر 1384 - 14:51


 

دیسكوهای گلدكوئیستی در تهران


 


 

قاضی پرونده گلدكوئیست گفت: در برخی دیسكوها كه عموما در شمال تهران برگزار می‌شود، سر شاخه‌های گلدكوئیست با جمع كردن دختران و پسران، ضمن جذب زیر شاخه، با وعده‌های ازدواج مبادرت به تعرض به آنها كرده‌اند كه پرونده شكایت این دختران جوان به دادسرا واصل شده است. 
حمیدرضا طائفی در گفت و گو با فارس، در خصوص شكایات مطرح شده از سوی این دختران گفت: فعالان و سر شاخه‌های گلدكوئیست با برگزاری این جلسات كه به صورت مختلط و نیمه عریان برگزار می‌شود ضمن زیر شاخه قرار دادن دختران جوان با فریب آنها و دادن وعدهای ازدواج به آنها تعرض كرده و سپس این افراد را رها می‌كنند.
رئیس شعبه سوم دادسرای كاركنان دولت افزود: در این مراسم‌ از دختران خواسته می‌شود تا حجاب خود را برداشته، به صورت به اصطلاح آزاد در مجلس حضور داشته باشند كه در این خصوص به خانواده‌ها هشدار داده می‌شود تا از رفت آمد فرزندان به اینگونه مراسم‌ها به شدت جلوگیری كنند.
قاضی رسیدگی كننده به پرونده گلدكوئیست با اشاره به ترفند دیگر سرشاخه‌ها در جذب دختران زیبا جهت بازار یابی گفت: به تمامی بازاریابان گلدكوئیست تاكید شده تا در هنگام حضور در مراسم‌ این شركت حتما از اتومبیل‌های گران قیمت استفاده كنند و در این خصوصا نیز بیشتر طعمه‌های این افراد دختران زیبا هستند.
رئیس شعبه سوم دادسرای كاركنان دولت در ادامه از بروز درگیری‌های منجر به قتل در بین اعضای این شركت خبر داد و گفت: پرونده‌هایی در خصوص درگیری‌های منجر به قتل اعضای این شركت به دلیل عدم تحویل پورسانت‌، در دادسرا تشكیل شده است.
وی تصریح كرد: سر شاخه‌ها از پرداخت پورسانت حواله شده به زیر مجموعه‌های خود خوداری می‌كنند كه این موضوع باعث بروز اختلاف و گاهی منجر به قتل شده است.


 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 18:19  توسط میهن پرست  | 

قاضي پرونده گلدكوئست در گفت و گو با فارس خبر داد:

گلدكوئست باعث فروپاشي بسياري از خانواده‌ها شده است

خبرگزاري فارس: قاضي رسيدگي كننده به پرونده گلدكوئست گفت: گزارشات زيادي در رابطه با از هم پاشيدگي خانواده‌هايي كه شبكه غير قانوني گلدكوئست عضو شده‌اند به دادسرا واصل مي‌شود كه متاسفانه اين گزارشات رو به افزايش است.

قاضي حميدرضا طائفي در گفت و گو با خبرنگار اجتماعي فارس با بيان اينكه اگر توجهي به اين موضوع نشود خانواده‌ها با بحران روبرو خواهند شد، افزود: بسياري از خانواده‌هايي كه همسران آنها عضو اين شبكه غير قانوني شده‌اند با اقدامات كلاهبرداري اقدام به جمع‌آوري پول از افراد ساده لو تحت عنوان زير شاخه مي‌كنند كه گاهي اين مبالغ هنگفت بوده و باعث بروز فساد در خانواده‌ها شده است.
طائفي خاطر نشان كرد: پولهاي نامشروع كه از طريق كلاهبرداري بدست آمده باعث شده تا همسران خانواده‌هايي كه از اين راه درآمد نامشرع كسب كرده‌اند اقدام به خيانت در زندگي كنند كه در اين خصوص پرونده‌هاي زيادي در دادسرا مطرح شده است.
رئيس شعبه سوم دادسراي كاركنان دولت خاطر نشان كرد: در شبكه گلدكوئيست افراد به صورت مخفيانه اقدام به آموزش در مكان‌هايي مانند دفاتر شركت‌‌ها و يا خانه‌هاي شخصي مي‌كند در اين مكانها دختران و پسران بصورت مختلط و مداوم تحت آموزش قرار مي‌گيرند كه همين مكانها باعث بروز آشنايي و بسترسازي خيانت همسران و ازهم پاشيدگي كانون خانواده‌ مي‌شود.

دستگيري بيش از 160نفر مرتبط با گلدكوئست در مشهد

خبرگزاري فارس: با تلاش ماموران كلانتري 13 شهيد هاشمي نژاد مشهد، 167 نفر از اعضاي گلدكوئست در يكي از تالارهاي اين شهر دستگير شدند.

به گزارش خبرنگار فارس به نقل از مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي مشهد، اين تعداد شامل 99 مرد و 68 زن بودند كه درصدد عضو گيري براي شبكه هرمي غيرقانوني ياد شده بودند.
دستگير شدگان پس از تشكيل پرونده جهت سير مراحل قانوني در اختيار مراجع ذي ربط قرار گرفتند.
انتهاي پيام/ز

دادگاه متهمان گلدکوئست بزودي برگزار خواهد شد

دوشنبه 3 مرداد ماه 1384   23:32
بازپرس شعبه 3 دادسراي ويژه کارکنان دولت ، تعداد شاکيان پرونده شرکت گلدکوئست را 4 هزار نفر اعلام کرد.
حميدرضا طايفي ، روز گذشته با اعلام اين خبر افزود: در حال حاضر فعاليت اين شرکت در ايران به واسطه غيرقانوني بودن متوقف شده اما دفاتر آن صرفا به منظور جلب رضايت شاکيان فعال است.
وي ادامه داد: تمامي افراد فعال در اين شرکت اعم از مسوولان رده بالا يا سرگروه ها به واسطه آن که باعث بسط و گسترش شبکه اي غيرقانوني و خروج ارز از کشور مي شوند ، محاکمه خواهند شد. وي با بيان اين که براساس توافق نامه اي که پيش از عيد به امضاي نمايندگان دادستان و شرکت گلدکوئست رسيده است ، مسوولان شرکت متعهد به جلب رضايت همه شکات شدند ، اظهار کرد: در حال حاضر ، مسوولان شرکت با دفع الوقت سعي در تعويق زمان رسيدگي به پرونده را دارند اما به آنها تذکر داده شده و به احتمال قوي دادگاه متهمان پرونده ظرف ماه هاي آينده برگزار خواهد شد. طايفي با بيان اين که متهمان پرونده با سپردن وثيقه هاي سنگين آزاد هستند ، از نمايندگان مجلس تقاضا کرد هر چه سريع تر طرح مربوط به چگونگي فعاليت شرکتهاي شبکه اي را تصويب کنند. وي همچنين اضافه کرد: از مردم تقاضا مي کنيم در اعمال مجرمانه شرکت نکنند و مانع اشغال بيش از حد ظرفيت دستگاه قضايي شوند


+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 18:18  توسط میهن پرست  | 

حوادث کوئست به نقل از وبلاگ نهضت مبارزه علیه کوئست
دوشنبه، 9 خرداد، 1384

رئيس شعبه سوم دادسراي كاركنان دولت:
عوامل فعال در شركت اي بي ال تحت پيگرد قرار مي گيرند

با تمامي عوامل فعال در شركت اي بي ال و شركت هاي مشابه برخورد قانوني مي شود.
رئيس شعبه سوم دادسراي كاركنان دولت اعلام كرد: با تمامي عوامل اعم از بازاريابان، فروشندگان و مسئولان شركت هاي غيرقانوني «اي بي ال» و مشابه آن برخورد مي شود و در اين راستا دستورات لازم به نيروي انتظامي داده شده است.
قاضي حميدرضا طايفي به خبرگزاري فارس گفت: با توجه به اخبار منتشر شده، در خصوص غيرقانوني بودن فعاليت شركت هاي گلدكوئيست، متاسفانه اخيرا مشاهده شده كه افراد سودجو با نام شركت هاي جديد مانند «اي بي ال» و نام هاي ديگر اقدام به عضوگيري و بازاريابي كرده اند كه در اين خصوص اعلام می‌شود هرگونه فعاليت در اين گونه شركت ها جرم تلقي شده و با تمامي عوامل آن برخورد قضايي می‌شود.
طايفي اضافه كرد: در آينده نزديك دفاتر تمام شركت هاي غيرقانوني پلمپ می‌شود.


تهران‎ ـ قاچاقچياني‎ كه‎‎ محموله گلدكوئيسـت‎ را غيرقانوني‎‎ وارد ايـران‎ مـي كردنـد در رويارويي‎ با ماموران‎‎ اين محمـولـه‎ را به‎ دريا ريختند.
سخنگوي‎ ستاد مبارزه‎ با قاچـاق‎ كــالا و ارز گفت‎: هم‎ اكنون‎‎‎ كار خارج‎ كـردن ايـن محمـولـه‎ از دريـا در حـال‎ انجـام‎ اسـت‎ و تاكنــون‎‎ نيــز مقـداري‎ از آن از زيـر آب‎ خارج‎ شده‎ است‎.
وي‎ مكان‎‎ كشف‎ اين محمـولـه‎ را بـنـدر لنگه‎ ذكر كرد و گفت‎: مطابق‎ گزارش‎ نـيـروي‎ انتظامي‎‎ يـك‎ مـحمـولـه‎ ديگـر در يـكـي از بنــادر جنــوب‎ كشــف‎ شـده‎‎ اسـت‎ كـه ايـن‎ محمولـه‎‎‎ بـه صـورت‎‎ سـالـم‎ توقيف‎ شده است.
سخنگوي‎ ستاد مبارزه‎ با قاچـاق‎ كــالا و ارز گفت‎: مـحمـولـه‎‎‎ هـاي‎ فـوق‎ كـه بــه صـورت‎ غيرقانوني‎ در حال‎ واردشدن‎ به‎ كشـور بود به‎‎ مقصد شيراز در حال‎‎ حمل بوده است‎.
وي‎ افزود: قرار بود طي‎‎ مـراسـمـي از سوي‎ اين‎ شركت‎ محموله‎‎‎ ها به افراد سرشاخـه خـود در شيراز تحويل‎ شود.

منبع: واحد مرکزی خبر (IRIBNEWS) - کليک کنيد...


مجلس‌يك فوريت طرح ممنوعيت فعاليت شركتهايي مانند "گلدكوئيست" را تصويب كرد

به نقل از خبرگزاری ايرنا:

نمايندگان مجلس شوراي اسلامي روز چهارشنبه به يك فوريت طرحي راي مثبت دادند كه در صورت تصويب نهايي آن ، فعاليت شركتها و موسسات با ساختار هرمي با شبكه بي‌انتها ،از قبيل گلدكوئيست، ممنوع مي‌شود.

به گزارش خبرنگار پارلماني ايرنا، اين طرح به امضاي ۵۰نفر از نمايندگان رسيده است .

در صورت تصويب نهايي اين طرح، "هرگونه فعاليت موسساتي كه با ايجاد ساختار هرمي، زنجيره‌اي بي‌انتها از افراد را براي جذب افراد ديگر و مشاركت آنها در جذب سرمايه، بدون استخدام و بدون پرداخت حق‌الزحمه و تنها با دريافت حق عضويت يا اجبار به خريد كالا به كار مي‌گيرند تحت هر عنوان جرم محسوب شده و ممنوع مي‌باشد.

همچنين در صورت تصويب نهايي اين طرح ، بكارگيري افراد دراين موسسات تحت موضع عقد جعاله و عناوين مشابه نيز ممنوع است .

يك فوريت اين طرح را حميدرضا كاتوزيان نماينده تهران درجلسه علني روز چهارشنبه مطرح كرد.

طراحان معتقدند" فعاليتهاي شركتها و موسسات غالبا غير ايراني از قبيل گلدكوئيست با انجام فعاليتهاي ناسالم اقتصادي منشاء ضرر و زيان اقشار مختلف مردم مي‌شوند و با روال غيرشرعي مبادرت به ارايه فعاليتهاي غير توليدي كرده، مقادير هنگفتي از ثروت ملي كشور را بصورت ارز از ايران خارج مي‌كنند و زيانهاي جبران ناپذيري را به بدنه اقتصادي كشور وارد مي سازند.

 

منبع: خبرگزاري ايرنا مورخ 4/3/1384 كليك كنيد...

 

----------------- به نقل از خبرگزاري مهر: -----------------

با موافقت مجلس

فعالیت شرکت گلدگوئیست در ایران ممنوع میشود

نمایندگان مجلس شورای اسلامی با تصویب فوریت طرحی ، فعالیت شرکت ها و موسسات با ساختار هرمی در شبکه بی انتها از جمله گلدگوئیست را ممنوع کردند.

به گزارش خبرنگار پارلمانی "مهر" در مقدمه این طرح یک فوریتی که به امضای 50 نماینده مجلس رسیده است، چنین آمده است: با توجه به اینکه توسعه فعالیت های شرکت ها و موسسات غالبا غیر ایرانی از قبیل گلدگوئیست که با انجام فعالیتهای ناسالم اقتصادی منشاء ضرر و زیان اقشار مختلف مردم شده و با روال غیر شرعی مبادرت به ارایه فعالیت های غیر تولیدی کرده و مقادیر هنگفتی از ثروت ملی کشور را به صورت ارز از ایران خارج نموده و زیانهای جبران ناپذیری  را به بدنه اقتصادی کشور وارد می سازد و به منظور صیانت از فعالیت های اقتصاد سالم و حمایت از رقابت منصفانه این ماده واحده به مجلس شورای اسلامی تقدیم می شود.

بر اساس این ماده واحده که به تصویب 134 نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی رسید هرگونه فعالیت موسساتی که با ایجاد و ساختار هرمی ، زنجیره ای بی انتها از افراد برای جذب افراد دیگر و مشارکت آنها در جذب سرمایه بدون استخدام و بدون پرداخت حق الزحمه و تنها با دریافت حق عضویت یا احیاء به خرید کالا به کار می گیرند ، تحت هر عنوان جرم محسوب شده و ممنوع می باشد.

همچنین بر اساس تبصره این ماده واحده کارگری افراد در این موسسات تحت موضوع عقد جعاله و عناوین مشابه نیز ممنوع است.

 

**************************************************************

، بسياري از آنهايي که اسير اين شبکه اختاپوسي شده بودند، حالشان گرفته شد. خيلي از آنها ميليون ها تومان در اين شبکه سرمايه گذاري کرده بودند و حالا با بسته شدن شبکه يک شبه پولشان دود شده و رفته بود به هوا.
متاسفانه آنها همگي اغفال شدگان تبليغات نادرست و توخالي يک شبکه کلاهبرداري هنگ کنگي شده اند و البته خودشان هم ديگراني را اغفال کرده اند، تا به سودهاي رويايي دست پيدا کنند.
اين گزارشي است از شبکه گلدکوئست که در حال حاضر، مهمترين شبکه کلاهبرداري اينترنتي به حساب مي آيد و در يک سال گذشته توانسته است جاي شبکه قدرتمند دياموندز و سه قلوي ديگر او يعني پرايم بانک ، ان پيراميد ، کيمبرلي و شبکه هاي داخلي مشابه آنها را بگيرد.
احتمالا کارتون پينوکيو را ديده ايد و لابد يادتان هست که در قسمتي از ماجراهاي اين کارتون گربه نره و روباه مکار عروسک ساده لوح ژپتوي نجار را گول مي زنند و به او مي گويند اگر سکه هاي خود را در جنگل طلا بکارد، بعد از مدتي کوتاه درختي خواهد روييد که ميوه اش سکه هاي طلا خواهد بود.
عروسک بيچاره هم حرفهاي اين دو موجود حيله گر را باور مي کند و طلاي خود را در جنگل مي کارد و بقيه داستان را هم که خودتان در جريان هستيد. پينوکيوي بيچاره هشتپلکومي شود و در حالي که به يک دراز گوش تبديل شده ، از يک سيرک سردرمي آورد.
حالا اگر شنيديد به جاي روباه مکار و گربه نره شرکتهايي پيدا شده اند که همين ادعا را دارند؛ يعني ادعا مي کنند درخت طلا و الماس دارند و خيلي ها هم در جنگل آنها ميليون ها تومان ريال و دلار کاشته اند، با خودتان نگوييد چه همه پينوکيو، چرا که پينوکيودر آخر فيلم آدم شد، اما حالا آدمهايي هستند که در آخر فيلم معلوم مي شود پينوکيو شده اند؛ فريب خوردگان بهشت خيالي گلدکوئست.


گلدکوئست ، قمار کثيف قديمي
اگر چه خيلي ها فکر مي کنند گلدکوئست و شرکتهاي مشابه آن با رونق اينترنت و چت و اين طور حرفها سبز شده اند، اما در حقيقت آنها نوع امروزي يک نوع قمار قديمي هستند، اما براي حفظ کلاس خودشان و اين که جوانان ممالک جهان سومي راحت تر به آن اعتماد کنند، اسمش را گذاشته اند بازاريابي چند سطحي (Multi level marketing)يا هرمي اين ترتيب که شرکت کننده در ازاي پرداخت مقدار مشخصي پول چندين کارت دريافت مي کند که بايد آنها را به ديگران بفروشد و پولش را به حساب شرکت يا شخص فروشنده کارتها بريزد.
خريداران بعدي هم که زير مجموعه فروشنده قبل از خودشان قرار مي گيرند بايد اين کارتها را به ديگران که به آنها اصطلاحا پايين دستي مي گويند، بفروشند و باز پولش را به حساب شرکت فروشنده اصلي بريزند، تا خودشان سرگروه مجموعه ديگري بشوند.
هر چقدر فروشندگان يا زير مجموعه هاي آنها بتوانند افراد بيشتري را براي سرمايه گذاري به شرکت اصلي معرفي کنند و زير مجموعه گسترده تري داشته باشند،به صورت هرمي در جدول بالاتر مي روند، تا زماني که به نزديکي نوک هرم برسند و آن وقت پول زيادي گيرشان مي آيد. ياد گرفتيد؟
به همين سادگي ، بدون آن که لازم باشد زيادفکر کنيد.با گسترش اينترنت و افزايش کاربران آن ، اين قمار هم به اينترنت راه يافت و شرکتهاي بزرگي در اين زمينه شروع به فعاليت کردند. با کمک اينترنت محدوده خدمت رساني! آنها گسترش يافت و جهاني شد.
حالا آنها در اينترنت آگهي مي دهند و وعده قطعه هاي درخشان الماس يا سکه هاي طلا هم البته طعمه بسيار جذابي براي نوک قلاب است.
بيشتر اين شرکتها بازارياباني از نوع وطني و غير وطني استخدام کرده اند، تا به دوستاني که در کشورهايي که مشتريان احتمالي آنها به اينترنت دسترسي ندارند ، نيز خدمت رساني کنند.
بازاريابان برخي از آنها مانند شرکت گلدکوئست حتي کارتهاي اعتباري 400، 800 و 1000 دلاري را از طريق دبي وارد کشور کرده اند که خريدار مي تواند با خريد آنها و وارد کردن کد و رمز عبور شرکت و مشخصات خودش در اين قمار شرکت کند.
به اين ترتيب شرکت از حساب کارت اعتباري خريداري شده از سوي متقاضي پول برمي دارد و فرد جزو شرکت کنندگان اين قمار درمي آيد.
بعد از سرمايه گذاري اوليه هر يک از اعضا، به ازاي هر دونفري که از سوي عضو يا زير مجموعه او براي سرمايه گذاري معرفي شوند، مبلغي به عنوان پورسانت دريافت مي کند که اين پورسانت معمولا به صورت سکه يا گردنبند طلا براي عضو فرستاده مي شود.


شما بايدبقيه را گول بزنيد
براي شرکت در گلد کوئيست ابتدا بايد از طريق يک معرف يا بالادستي مبلغي معادل 600تا 900هزار تومان به حساب شرکت واريز کنيد و بعد از دريافت يک شماره بايد خود شما 2 نفر ديگر را که معمولا هم از آشنايان و اقوام هستند، به شرکت معرفي کنيد و کمکشان کنيد پولشان را بريزند توي شکم مسوولان گلدکوئست.
با فريب دادن اين دو نفر بيچاره ، خودتان هي پشت سر هم در هرم مي رويد بالا و بالاتر و يک قران و ده شاهي گيرتان مي آيد.
البته براي اين که زياد هم عذاب وجدان نداشته باشيد، اسم کار خودتان را مي توانيد بگذاريد «ويزيتور سکه و گردنبند گلدکوئست» ، اما حقيقت اين است که خودتان هم مي دانيد داريد سرآن بنده خدا را کلاه مي گذاريد، تا روي شانه هايش سوار شويد و برويد بالاتر.
خودتان هم مي دانيد که فروش کارتها خريدهاي بي جهتي است که بدون آن که چيزي رد وبدل شود، صورت مي گيرد و شما تنها سعي کرده ايد ديگران را در اين قمار وارد کنيد، تا خودتان در جدول در رديف بالاتري قرار بگيريد.در اين نوع مثلا تجارت تا زماني که به حد کافي در هرم بالا نرفته ايد و به راس مشخصي نرسيده ايد، سود يا پورسانتي به شما پرداخت نمي شود.
کارت - يا امتياز ياهر چيز ديگري که مي خواهيد اسمش را بگذاريد - هر چند از زمان خريد آن مدت طولاني گذشته باشد، به قيمت بالاتري خريداري نمي شود. شهره. م يک نويسنده ادبيات کودک است.
او بالا دستي شبکه است که تا کنون تعداد زيادي از دوستان نويسنده و مطبوعاتي خود را به سرمايه گذاري در اين شبکه ترغيب کرده است.
او در اين باره مي گويد: چند ماه قبل يکي از دوستان که رابطه خانوادگي زيادي با هم داشتيم ، با من تماس گرفت و گفت امشب در خانه ما ميهماني است و تعدادي از دوستانمان جمع شده اند و از من خواست همراه همسرم در مهماني شرکت کنيم.
در ميهماني من و همسرم با زن و مردي آشنا شديم که ظاهرشان نشان مي داد بايد وضعشان توپ توپ باشد. آنها توضيحات کاملي درباره شرکتي به نام گلدکوئست دادند و من و همسرم را وسوسه کردند در اين شرکت سرمايه گذاري کنيم.
آنها سکه هاي طلايي را نشان دادند که روي برخي از آنها تصويري نيز نقش بسته بود و گفتند با سرمايه گذاري در اين شرکت مي توانيد از درآمد روزانه 7200 دلاري به عنوان پورسانت و عايدي روزانه حداقل هزار دلاري تا پايان عمر برخوردار شويد.
اين زن و شوهر که مهارت خيلي زيادي هم در صحبت کردن داشتند در مقابل گفته ما درباره غير مجاز بودن اين نوع شرکتها گفتند که اين شرکت با بقيه فرق دارد و از مراجع فتوا گرفته اندو حتي عکس امام خميني هم با مجوز روي سکه هاي اين شرکت ضرب شده و نشان مي دهد ايراد شرعي و قانوني ندارد.
با اين توضيحات آنها من و همسرم وسوسه شديم و پس انداز چند ساله مان را به حساب شرکت ريختيم و بعد از مدتي افتاديم دنبال ويزيتوري و خيلي از دوستان و اقوام را به شرکت معرفي کرديم.
ما هر چند وقت يکبار با بالادستي ها و پايين دستي ها جلساتي داشتيم و دستورهايي را از بالادستي ها مي گرفتيم و به پايين دستي ها ارائه مي کرديم.
کم کم دوستان بالا و پايين دستي جاي دوستان واقعي مان را گرفتند و ما بيشتر از آن که به فکر ديد وبازديد از اقوام باشيم ، به آنها به چشم يک مشتري جديد نگاه مي کرديم.
اوايل خيلي خوب بود و با فروش سکه ها و گردنبندهاي ارسالي شرکت درآمد خوبي گيرمان مي آمد، اما از زمان بسته شدن سايت بسياري از اقوام که خيال مي کنند ما با مسوولان شرکت تماس مستقيم داريم ، ما را تحت فشار گذاشته اند، تا پولشان را برگردانيم ، اما اين پولها که دست ما نيست. ماهم خودمان اغفال شده ايم.
افشين هم که از طريق يکي از همکلاسي هايش با اين شرکت آشنا شده ، مي گويد: من به خاطر رشته درسي ام که مديريت بازرگاني است ، آشنايي نسبي با تجارت الکترونيک داشتم و زماني که اين دوستم از من خواست ، با پرداخت مبلغي به عضويت اين شرکت دربيايم ، ترغيب شدم تا در اين باره اطلاعات بيشتري به دست بياورم.
اين دوستم در جلسات کلاس هميشه سکه هاي طلايي را که شرکت برايش فرستاده بود، به ما نشان مي داد و از آنجا که او از لحاظ مادي فرد موفقي بود، من وبعضي ازبچه هاي کلاس هم وسوسه شديم تا در اين شرکت عضو شويم و به اين طريق وارد اين شبکه شدم.


يک کلاهبرداري برنامه ريزي شده
اگر چه در سالهاي اخير شرکتهاي زيادي از اين نوع در ايران سبز شده اند و بعد پاييزشان فرا رسيده و پولهاي آدمهاي بسياري با نابودي آنها دود شده است ،اما گلدکوئستي ها نسبت به ديگران از همه با برنامه تر و حرفه اي تر عمل کرده اند.
آنها با استفاده از تجربه هاي گرانقيمت 4 غول همترازشان يعني ان پير اميد ، پريم بانک ، ماي سون دياموندز ، و شرکت کيمبرلي که اين آخري ها با شرکت دياموندز ادغام شد و همين طور شرکتهاي پيش از آن يعني پنتاگونو متوجه شدند که مهمترين مشکل فعاليت اين نوع شرکتها درايران نه فقط مشکلات مالياتي که مشکلات شرعي است که در زمينه فعاليتشان با آن مواجه هستند.
به اين طريق آنها براي مشروعيت بخشيدن به قمار خود به سراغ برخي مراجع رفتند و بدون توضيح کامل در باره نوع فعاليت خودشان ازبرخي مراجع در باره مشروع بودن فعاليتشان فتوا گرفتند و يا بعضاخودشان اقدام به جعل فتوا کردند، که جعل فتوا از قول آيت الله مکارم شيرازي از جمله اين موارد است.
علاوه بر آن نمايندگان اين شرکت اقدام به ضرب سکه اي با تصوير امام خميني (ره) کردند و اين سکه را در فهرست کالاهاي گلد کوئيست قرار دادند و به اين ترتيب فعاليت خود را در ايران براي مشتريان بي اطلاع ، موجه و مشروع نشان دادند، آنها حتي در مواردي با سوء استفاده از نام افراد معروف و مشهور و عنوان کردن اين که فلان شخصيت معروف هم در اين زمينه سرمايه گذاري کرده است ،اقدام به کلاهبرداري کرده اند، که 32 زن و مرد کارگردان سينما، تلويزيون ، خواننده ، و... تا کنون جزو شکايت کنندگان ازاين شرکت هستند.


دلارهاي حرام در حرام
مراجع تقليد با قاطعيت ، درآمدهاي ناشي از گلدکوئست را حرام اعلام کرده اند، چه اسم پورسانت بر آن گذاشته شود و چه سود و بهره و سرمايه گذاري نام بگيرد و يا در قالب مشارکت اقتصادي با هر هدف ديگري مطرح شود.
در استفتايي که از چند تن از مراجع عظام گرفته شد،اکثر مراجع به صورت قاطع حرام بودن اين معامله را اعلام کرده اند.يکي از مسوولان دفتر آيت الله مکارم شيرازي با بيان حکم شرعي شرکت گلدکوئست و اقدام اين شرکت در انتشار فتواي مجعول ايشان در اين مورد اعلام کرد: به طور قطع شرکت در گلدکوئست شرکت در لاتاري و حرام است و در پول آن نمي شود دخل و تصرف کرد.
مسوولان دفتر آيت الله فاضل لنکراني نيز ، نظر ايشان را در باره شرکت در برنامه هاي گلدکوئست و شرکتهاي مشابه حرام دانسته و اعلام کردند نظر ايشان بر اين است که شرکت در گلدکوئست به لحاظ ضررهاي آن حرام است.


تنبل خانه شاه عباسي
تجارت گلدکوئست و شرکتهاي مشابه آن به نوعي ترويج روحيه تن پروري و کلاهبرداري به جاي شرکت در کارهاي توليدي و فعاليت هاي اقتصادي است ، بسياري از کارشناسان به اين دليل سرمايه گذاري در گلدکوئست را داراي مضرات بسياري از لحاظ اجتماعي مي دانند.
دکتر اميرميربها کارشناس IT در باره آسيبهاي اين نوع شرکتها مي گويد: در کشوري که 70درصد جمعيت آن زير 30سال هستند صدمات فرهنگي اين روشها جبران ناپذير است.
اين نوع بسترها سراب دلپذيري است که عاقبت خوشي براي جوانان ندارد.وي معتقد است اين گونه فعاليت ها سبب مي شود سرمايه ها به جاي اين که در بسترهاي اقتصادي داخل کشور سرمايه گذاري شود در اين سياهچاله ها فرو بروند و منابع مالي کشورخارج شود.
دکتر علي صنايعي استاد تجارت الکترونيک و مجري طرح IT و اشتغال در استانها نيز اين تجارت را عليه سيستم پولي کشور و باعث از بين رفتن ارز مي داند و معتقد است دولت موظف است تا جلوي اين تجارت و معامله را بگيرد؛ چرا که هر گونه عملياتي که عليه سيستم پولي مملکت و باعث از بين رفتن ارز کشور باشد، مخالف قانون بازرگاني مملکت تلقي مي شود.علاوه بر اين صاحبنظران و متخصصان صنف طلا و جواهر معتقدند ارزش طلاي سکه هاي گلدکوئست يک سوم مبلغي است که شرکت هنگ کنگي از مشتريان ايراني خود دريافت مي کند.
به عبارت ديگر، با اين فرض خوشبينانه که هر خريدار گلدکوئست ، پس از واريز وجه ، حتما محصول درخواستي خود را دريافت مي کند - موارد خلاف اين به دفعات از طريق تماس گيرندگان مطرح شده است - بايد بپذيريم که دو برابر رقمي که به عنوان محصول گلدکوئست به کشور وارد مي شود، به صورت ارز از کشور خارج مي شود و اين ضربه اي بزرگ بر پيکره اقتصاد ملي است.
کارشناسان معتقدند، حتي نمونه هاي داخلي گلدکوئست نيز که هر از گاه از گوشه و کنار چهره مي نمايانند، باعث خروج نقدينگي از بخشهاي صنعتي و توليدي مي شوند و اقتصاد کشور را دستخوش مشکل مي کنند.


وقتي بي کلاهي پيدا نشود
يکي از ايرادات مهمي که به اين نوع مثلا تجارت وارد مي شود آن است که اگرچه اين شرکتها ممکن ست در ابتداي فعاليت خود سودهاي کلان نصيب کساني کنند که زودتر از همه به عضويت اين شبکه درآمده اند ، اما بالاخره زماني مي رسد که ديگر در يک منطقه جغرافيايي خريداري که بخواهد آنها را بخرد وجود نداشته باشد و وقتي کار به اينجا برسد، يعني جريان قفل شده است و آنهايي که کارتها راخريده اند، ديگر پايين دستي اي ندارند، تا سرش را کلاه بگذارند وبه خريد ترغيب کنند و به اين ترتيب ،کارتها روي دست آدمها باد مي کند و اين يعني دلار پر!


يک بار براي هميشه
هفته گذشته دادستاني تهران در پي شکايت 2 هزار نفر به مسدود کردن سايت شرکت گلدکوئست اقدام کرد وبازپرس دادسراي کارکنان دولت نيز دستور شناسايي و بازداشت برخي رابطان و عوامل اصلي دو شرکت اينترنتي گلدکوئست و ماي سون دياموندز را به اتهام کلاهبرداري واخلال در نظم اقتصادي در جامعه صادر کرد و دستور داد تا افرادي را که به عنوان سرشاخه و يا سرگروه و يا رابطان اين تشکيلات از افراد کلاهبرداري مي کنند شناسايي و دستگير شوند.
دادستاني تهران نيز با صدور اطلاعيه اي از کساني که از شرکت گلدکوئست و رابطان آن شکايت دارند در خواست کرد براي پيگيري شکايت خود به شعبه سوم بازپرسي دادسراي کارکنان دولت مراجعه کنند.
با انتشار اين خبرها در مطبوعات براي چندمين بار بحث توقيف گلدکوئست و شرکتهاي مشابه آن با خبر بسته شدن سايت گلدکوئست بار ديگر به بحث روز مردم در تاکسي و صف اتوبوس تبديل شد و بسياري از کساني که در اين قمار افتاده بودند، احساس کردند پولهايشان به هوا رفته است.
متاسفانه اين گونه مبارزه و برخورد با شرکتهاي قمارگونه اين چنيني بارها تجربه شده و بعد از مدتي اين شرکتها دوباره سربرآورده اند و رشد قارچ گونه خود را آغاز کرده اند.
سال گذشته وزارت اطلاعات تعدادي از مراکز قمار اين گونه را تعطيل کرد و چندنفر از اعضاي اصلي باندها را در داخل کشور دستگير و حتي اقدام به دستگيري سرکرده ايراني باند دياموند (الماس) در ايران کرد، اما متاسفانه اين فعاليت بار ديگر از سوي شرکت گلدکوئست و حتي شرکت دياموندز پيگيري شد.
اگر چه طولاني تر شدن فعاليت هر يک از اين شرکتها باعث مي شود آمار فريب خوردگان بالا و بالاتر برود ،اما بستن يکباره آنها و مبارزه مقطعي با آنها به سود مسوولان شرکت است که پول خريداران ايراني خود را به دليل عدم معرفي پايين دستي بلوکه مي کنند و تنها ضرر آن به فريب خوردگان اين شرکتها در داخل کشور مي رسد و بعد از مدتي باز شرکتي با نام ديگر و تبليغات مجدد سبز مي شود و باز فريب خوردگان بعدي ،در حالي که اگر قرار بر مبارزه و برخورد با اين نوع کلاهبرداري است ، بايد با تصويب قانوني جلوي تمامي شبکه هاي مشابه آنها براي هميشه گرفته شود.


طلا هم طلاهاي قديم
بابا اين همه طلا طلا کرديد گند اين طلاهاي گلدکوئستي هم که درآمد، مدير روابط عمومي دادسراي عمومي و انقلاب تهران همين چند روز پيش اعلام کرده که بيش از ده کيلو طلاي تقلبي قاچاق متعلق به شرکت خارجي گلدکوئست در گمرکات مهرآباد کشف شده است.
از قرار معلوم اين طلاها از دبي آمده اند به اين طرف آب و قرار بوده در ميان اعضاي شرکت در داخل کشور توزيع شوند.
با آزمايش عيار اين طلاها مشخص شده که قطعات نقره با روکش طلا در آنها به کار رفته و بعضي از آنها با عيار 18به جاي عيار 24 به اعضا هديه شده است!


شايد پولتان برگردد
اين روزهاي آخري بعضي خبرهاي خوبي هم از پيگيري اين پرونده توسط دادسراي تهران به گوش مي رسد از قرار معلوم نماينده شرکت گلدکوئست به دادسرا احضار شده و به اين وسيله به رئيس اين شرکت در هنگ کنگ براي روشن شدن وضع اعضاي شبکه اخطار داده شده است که اگر وضع پولهايي را که بالا کشيده مشخص نکند از طريق پليس بين الملل تحت تعقيب قرار خواهد گرفت.
علاوه بر اين به گفته مدير روابط عمومي دادسراي عمومي و انقلاب تهران ، شرکت گلدکوئست موظف شده است پولهاي گرفته شده را برگرداند و در عين حال يک چک ضمانت در دادسرا بسپارد تا ضرر و زيان افراد مغبون از آن تامين شود.


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 19:4  توسط میهن پرست  | 

استمرار فعالیت گلدکوئیست اقتدار تصميم گيري ها را زير سؤال برده است مسئولان نظام خود را درگير كنند -

 دوشنبه 3 مرداد 1384

از گروه گزارش
همه چيز حكايت از آن دارد كه قوه قضاييه برخلاف تمام شعارهايي كه تاكنون داده است، قاطعيت لازم براي برخورد با پديده شناخته شده فروش اينترنتي سكه هاي طلا يا انواع كالاهاي مربوط به شركت «گلدكوئيست» در ايران را ندارد. عوامل «گلدكوئيست»، چه در ايران و چه در خارج شناخته شده هستند. برخي از آنها تحت تعقيب قراردارند و برخي ديگر با سپردن وثيقه آزاد ند اما هيچ يك از اين اتفاقات مانع از ادامه فعاليت اعضاي اين شبكه در ايران نشده است. اگر چه همه چهارصد هزارعضو ايراني «گلدكوئيست» فعال، نيستند اما همان 20تا 25هزار عضو فعال ، آن قدر بوده و هستند كه تاكنون بيش از ميليون ها دلار را از كشور خارج كنند. اين حرف ها تكراري است و ما در 13شماره گزارش روز كه تاكنون در اين باره نوشته ايم بارها و بارها آنها را گفته ايم. حالا آن چه اهميت دارد اين است كه چرا تاكنون جز چند رسانه گروهي بقيه سازمان ها و نهادها به خصوص سازمان هايي كه قدرت قانوني برخورد با عوامل فساد اقتصادي در كشور را دارند، اين گونه بي تفاوت از كنار «گلدكوئيست» مي گذرند.
بهانه دوباره نوشتن از «گلدكوئيست» اتفاقي است كه صبح روز چهارشنبه 29تيرماه براي من مي افتد. ساعت 5/9صبح به دفتر روزنامه مي رسم و مي بينم يازده نفر از جوان ها- دختر و پسر- كه روي هم 5/14ميليون تومان از شركت گلدكوئيست خريد كرده اند به دفتر روزنامه آمده اند. بيشتر آنها دانشجوهاي دانشگاه تهران هستند، عده اي دانشجوهاي دانشگاه هاي ديگر و يك نفر هم كاسب است.
دانشگاه ها همچنان در قرق گلدكوئيست
«الهه»، دانشجوي كارشناسي ارشد فيزيك فضا مي گويد: «دانشگاه تهران با عوامل اين شركت قرق شده است و هر روز تعداد بيشتري به زير مجموعه هاي گلدكوئيست مي پيوندند». او كه
5/1ميليون تومان براي يك خريد به ارزش 3امتياز (
UV) انجام داده و تاكنون سكه اش را دريافت نكرده است، مي گويد: «برخلاف مخالفت خانواده وارد اين شبكه شده ام و بعد از ورود ، تازه به فكر تحليل سيستم آن پرداختم. به دليل اجحاف و ظلمي كه در حق لايه هاي زيرين شبكه روا مي شود، براي ترك سيستم تصميم گرفتم اما هيچ فايده اي نداشت.»
سرشاخه «الهه» حاضر نشده است كه پول او را پس بدهد و مدعي شده كه در ازاي پولش براي او از شركت خريد كرده است. اما بعد از حدود سه ماه هنوز هيچ سكه اي به دست «الهه» نرسيده است.
«رضوانه» دوست «الهه» است و به اعتماد او قدم به شبكه بازاريابي اينترنتي گلدكوئيست گذاشته است. او كه برادر و پسر عمه اش را برخلاف وضع نه چندان مناسب مالي به خريد از شركت ترغيب كرده نيز همين شرايط را دارد. يعني نه سود برده، نه سكه اي به دستش رسيده است و نه مي تواند پولش را پس بگيرد. «رضوانه» در اوائل كار آن قدر تحت تأثير القائات جلسه هاي پرزنت (عضو گيري)، هدف و مشاركت سيستم قرارگرفته كه كارش را در سازمان زمين شناسي از دست داده است. او مي گويد: «اين كار را بعد از ماه ها دوندگي به دست آورده بودم و برايم اهميت داشت اما سرشاخه مان دائم من را به وقت گذاشتن بيشتر براي بازاريابي سكه هاي گلدكوئيست تشويق مي كرد و همواره مي گفت كه براي رسيدن به موفقيت چشمگير (شما بخوانيد به دست آوردن پول قلمبه وچشمگير) بايد بها داد. همين ها باعث شد كه شغل خوب خود را از دست بدهم و الان دوباره درپي كاري تازه باشم.» حرف زدن «رضوانه» درباره سرنوشت شغلش «محمد-ن» و «مرتضي» را هم به حرف مي آورد. «محمد» اعتراف مي كند كه با دوندگي پدرش توانسته بود يك شغل با آينده و خوب در ايران خودرو به دست بياورد كه قطعي شدن آن كار هم زمان شده با ورودش به سيستم گلدكوئيست. او مي گويد: «وقتي پدرم گفت كه از فردا بايد به ايران خودرو بروي، بزرگ ترين اشتباه زندگي ام را مرتكب شدم و پاسخ دادم كه كار بهتري پيدا كردم... او سكوت مي كند و با لبخند مضحكي ادامه مي دهد: «اين كار بهتر باعث شد 5/1 ميليون پس انداز را از دست بدهم و موقعيت داشتن يك شغل با درآمد دائمي و مناسب كه آرزوي هر جواني است را هم به باد بدهم.»
شغلم را از دست دادم
قصه «مرتضي» تقريباً شبيه «رضوانه» است چون او هم مثل «رضوانه» وقتي وارد شبكه گلدكوئيست شده داراي شغل بوده و در يك شركت كامپيوتري فعاليت مي كرده است. «مرتضي» خيلي بيشتر از بقيه ناراحت است چون در واقع او بقيه را با سيستم آشنا كرده است. «مرتضي» به عنوان بازوي راست خانمي به نام «پروانه-ش» وارد شبكه مي شود و بعد راه ورود بقيه دوست هايش را هموار مي كند. «محمد» زيرشاخه او است و هر از گاه با خنده از «مرتضي» با عنوان مقصر اصلي ياد مي كند ولي اينها شوخي است و همه بچه ها يك صدا معتقد هستند كه سر شاخه هاي دو رده بالاتر از آنها يعني «پروانه» و «محبوبه» كه با دريافت پورسانت هاي معادل 5-4 ميليون براي يك نفر و حدود 5/1 ميليون براي نفر ديگر و خريد يك تلفن همراه و يك خودروي پرايد، زير شاخه هايشان را به همراه آرزوهاي بلند و دور دستي كه خودشان براي آنها تصوير كرده بودند به امان خدا رها كرده اند، مقصرهاي اصلي هستند.
همه مجرم هستند
همين انگيزه باعث شده است تا اين جوان ها براي ارائه شكايت از سرشاخه هايشان به دادسرا مراجعه كنند اما افسوس «محمد» مي گويد: «من چند روز قبل براي شكايت كردن از بالا دستي هايم به شعبه سوم دادسرا مراجعه كردم ولي افرادي كه بايد برگه دادخواست را به من مي دادند يا آنها كه ميز كارشان كنار ميز بازپرس اصلي پرونده قرار داشت مرا به شدت ترساندند و گفتند كه اگر شكايت كني، پاي خودت هم گير است چون خود تو هم به دو- سه نفر ديگر سكه فروخته اي و به نوعي آنها را با سيستم آشنا كرده اي.»
حرف هاي «محمد» را بقيه تاييد مي كنند. يكي مي گويد: «من بعد از مراجعه به شعبه رسيدگي به پرونده گلدكوئيست و مشاهده چنين برخوردي به فكر افتادم كه اگر قرار است از سرشاخه ام كه برادرم است، شكايت كنم و تازه خودم هم به نوعي مجرم شناخته شوم، بهتر است براي رسيدن به پولي كه از دست داده ام، تلاش كنم تا چند نفر ديگر را وارد سيستم كنم و بعد آن را رها كنم.»
شايد اين روند از نظر قضايي درست باشد. چرا كه بعد از اعلام رسمي غيرقانوني بودن فعاليت شبكه گلدكوئيست در ايران در تاريخ 31 شهريورماه سال گذشته و تبيين اين موضوع كه هركس به نوعي در راستاي گسترش فعاليت اين شركت تلاش كند، كار غيرقانوني انجام داده و مجرم شناخته مي شود، همه افرادي كه بعد از آن تاريخ وارد شبكه شده اند به نوعي مرتكب كار غيرقانوني يا در مراحل بعدي جرم شده اند. اما از منظر ديگر من اين حقيقت را در ميان جمع جوانان مراجعه كننده به روزنامه لمس كردم كه اين نوع برخورد در دادسرا با افرادي كه مي خواهند به جمع شدن بساط غيرقانوني و غيرشرعي گلدكوئيست در ايران كمك كنند و براي معرفي سرشاخه هايشان به دادسرا اقدام مي كنند، باعث مي شود كه آنها از پيگيري ماجرا منصرف شوند. به اين ترتيب هم حق اين عده تضييع مي شود و هم افراد اصلي و سرشاخه هايي كه به ازاي خروج ميليون ها دلار ارز از كشور در هر روز صاحب سرمايه هاي بادآورده و به نظر مراجع عظام تقليد حرام مي شوند، آزادانه بچرخند و به ريش بقيه بخندند.
حرف هاي تكراري آقاي بازپرس
امروز (چهارشنبه) رگ روزنامه نگاري بدجوري در وجود من تند و پرنفس مي زند كه درست سر ظهر و زماني كه دماي هوا بيش از 6-45 درجه است به همراه اكيپ شكست خوردگان از گلدكوئيست راهي دادسراي ويژه رسيدگي به جرائم كاركنان دولت در ميدان ارك تهران مي شوم تا همگي در طبقه سوم آن ساختمان به ديدار «حميدرضا طايفي» بازپرس ويژه شعبه سوم برويم. آقايي كه فكر كنم منشي شعبه است مي خواهد كه همگي ما باهم وارد شعبه نشويم اما من مي خواهم كه نحوه مواجهه عوامل دادسرا با شاكيان پرونده كذايي شده گلدكوئيست را از نزديك ببينم. بالاخره هم خواست من عملي مي شود. همه ما در صندلي هاي مقابل ميز بازپرس مي نشينيم و من سؤال اول را اين طور مي پرسم: «موضع مشخص دادسرا در برابر عوامل گلدكوئيست در ايران چيست؟»
«حميدرضا طايفي» به جاي ارائه پاسخ، اطلاعيه اي را نشان مي دهد كه هفته گذشته به وسيله روابط عمومي دادسراي عمومي و انقلاب تهران به رسانه هاي گروهي و سازمان هاي مربوط به موضوع ابلاغ شده است. متن اين اعلاميه به شرح زير است:
«با عنايت به اين كه فعاليت شركت هاي اينترنتي كه با تشكيلاتي هرمي و شاخه اي از قبيل شركت گلدكوئيست بطور غيرشرعي و غيرقانوني فعاليت مي نمايند و در نتيجه اقدامات آنان نوعي كلاهبرداري بوده و موجب خروج غيرقانوني ارز نيز از كشور شده و به چرخه اقتصادي و پولي كشور لطمات فراواني وارد مي سازند، علي رغم دستورات اكيدي كه به مراجع انتظامي جهت شناسايي و معرفي اين گونه شركت ها و افرادي كه در اين خصوص فعاليت مي نمايند صادر و اقداماتي نيز صورت گرفته است، متاسفانه گزارشات واصله حاكي از آن است كه افراد سودجو تحت پوشش هاي فريبكارانه نسبت به بازاريابي و عضو گيري جديد همچنان در حال فعاليت هستند، لذا پيرو اطلاعيه هاي قبلي مجددا ضمن اخطار به اين قبيل شركت ها و اشخاص، موكدا به مردم عزيز و شهروندان گرامي هشدار داده مي شود دقت و مراقبت كنند تا گرفتار اينگونه شركت ها نشوند زيرا شركت در اين گونه فعاليت ها از مصاديق كسب درآمد نامشروع و اعمال مجرمانه و غيرقانوني و مشاركت در كلاهبرداري و خروج غيرقانوني ارز از كشور و ورود كالاي قاچاق است كه مراجع قضايي و انتظامي در ايفاي وظايف قانوني خود با اين قبيل شركت ها و كساني كه با ورود به اين قبيل شركت ها زمينه ارتكاب جرم را فراهم مي سازند برخورد جدي و قانوني داشته و از مردم عزيز و شهروندان محترم كه اطلاع از فعاليت هاي مخفيانه و تحت پوشش اين گونه شركت ها دارند تقاضا مي شود اطلاعات خود را به دادسراي عمومي و انقلاب تهران- دادسراي ناحيه 28 كاركنان دولت ارسال دارند و در شهرستان ها نيز به دادسراي عمومي و انقلاب شهرستان هاي مربوطه اعلام تا مراجع مذكور نسبت به پيگيري و رسيدگي اقدام لازم مبذول نمايند.»
اين پاسخ براي ما كافي نيست. مي پرسم: «بيش از دو- سه سال است كه اين حرف ها گفته مي شود و پي در پي اين اطلاعيه ها صادر مي شود. آيا به راستي قوه قضائيه با عوامل آن -به جز اطلاعيه صادر كردن- قدرت برخورد از نوع ديگري كه بتواند قاطعانه بساط حضور يك شركت بيگانه و عوامل خائن به وطن كه در لواي آن سرمايه هاي ملي را به باد مي دهند، جمع كند را ندارد؟» بازپرس پرونده لبخند مي زند. با وجودي كه حس مي كنم حرف هاي زيادي براي گفتن دارد اما به همين بسنده مي كند: «ما طرح هاي زيادي داريم. به فكر برخورد با اين عوامل هستيم به طور دائم هم به مردم تذكر و هشدار مي دهيم كه جذب اين سيستم نشوند و پيوسته تكرار مي كنيم با هر كس كه بعد از 31 شهريور پارسال وارد سيستم گلدكوئيست شده است همچون يك مجرم برخورد مي شود تا بتوانيم ورودي اين شبكه را به صفر برسانيم.»
پاسخ هايش قانع كننده نيست. «محمد» قبل از من مي پرسد: «ولي در تمام اين مدت كه شما اين كارها را انجام داده و مي دهيد، آنها هم به فعاليت خود ادامه داده و خواهند داد. نوع برخورد با چنين پديده اي بايد ضربتي و قاطع باشد.»
حرفش را قبول دارم و صحبت هايش را اين طور ادامه مي دهم: «آقاي طايفي! بر سر در ورودي دفتر ميرداماد كه طبق ادعاي شما براي جلب نظر شاكيان بوده است تابلويي نصب شده است كه رويش نوشته اند: «شركت گلدكوئيست- دفتر نمايندگي تهران» چه توجيهي براي اين اقدام داريد؟»
اين همه مماشات، چرا؟
پاسخش باز هم تكراري است: «هيچ كس در آن دفتر حق تبليغ براي گلدكوئيست، اقدام براي عضوگيري يا هر فعاليت ديگري كه در راستاي گسترش شبكه بازاريابي اينترنتي «گلدكوئيست در ايران باشد را ندارد.»
در پي پاسخي قاطع و صريح مي گردم. پس مي پرسم: «عوامل گلدكوئيست در ايران شناخته شده هستند، چرا آنها را دستگير نمي كنيد؟»
قبل از اين كه بازپرس پرونده شركت گلدكوئيست در ايران براي پاسخ دادن لب بگشايد، منشي شعبه، يك كارتن پر از كاغذ هاي
A4 كه حاوي مشخصات همه زيرشاخه هاي گلدكوئيست در ايران است را روي ميز مقابل ما مي گذارد و مي گويد: «اينها فقط بخشي از گلدكوئيستي ها هستند. ما همه اطلاعات را داريم.» و من مي گويم، «ديگر بدتر! پس چرا دست روي دست گذاشته ايد؟»
طايفي كه انگار از حركت همكارش چندان راضي نيست، پاسخ مي دهد: «داريم پيگيري مي كنيم، همين روزها به وسيله كارگزار شركت گلدكوئيست براي آنها پيغام رسمي مي فرستيم كه روند فعاليت هايتان در ايران طبق توافقنامه ما نيست و اگر همين روند ادامه پيدا كند، با شما برخورد مي كنيم.»
دلم نمي خواهد اين را بنويسم اما در فاصله اي كه جوان هاي همراهم سؤال و جواب هاي خودشان را از «طايفي» مي پرسند، شايعه اي كه مبني بر وجود دست هايي در پشت پرده براي ادامه حيات گلدكوئيست است، در ذهنم تداعي مي شود. به نظر مي رسد با گلدكوئيستي ها تا همين الان هم بسيار مماشات شده است، ديگر وقت آن است كه با صراحت بيشتري بپرسيم، چرا؟ اين همه وقت كشي براي برچيدن غائله اي كه مي دانيم اگر بخواهيم مي توانيم ظرف مدت بسيار كوتاهي آن را به آخر برسانيم، چرا رخ داده و مي دهد؟
باور شايعه ها در ذهن افراد با ايمان غيرممكن است، اما پاسخ اين سؤال را بايد به اذهان عمومي داد كه وقتي همه چيز واضح و روشن است، همه كس از مجرم بودن فعالان گلدكوئيستي در ايران دم مي زنند و مسئولان ارشد، اصل و اساس حضور اين شركت در كشور را غيرقانوني مي شناسند، چنين فرصت هاي گشاده اي براي ادامه حيات به بيگانگان خائن به هويت يك ملت چرا اعطا مي شود؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 18:55  توسط میهن پرست  | 

دفتر شركت پلمب شد هشدار دادگستری به اعضاي شبكه گلدکوئیست -

یکشنبه 3 مهر 1384

رئيس شعبه سوم دادسراي كاركنان دولت گفت: دفتر شركت گلدكوئيست در ايران به دستور مقامات قضايي و توسط مركز عملياتي دادستاني تهران پلمب و دستور فيلتر شدن تمامي سايت هاي اين شركت نيز به مخابرات داده شد.
قاضي حميدرضا طائفي در گفت وگو با خبرگزاري فارس ضمن هشدار به افرادي كه به نوعي با اين شبكه در ارتباط هستند افزود: به تمامي افرادي كه به نوعي با اين شبكه غيرقانوني در ارتباط هستند هشدار داده مي شود كه بلافاصله از طريق ايميل تقاضاي انصراف و مسدود كردن پي سي خود را به شركت اعلام كنند تادر صورت دستگيري مجازات نشوند.
وي اضافه كرد: در صورتي كه افرادي در اين شبكه غيرقانوني مبادرت به خريد سكه و زير مجموعه قراردادن افرادي براي گروه خود كنند از سوي مقامات قضائي به شدت با آنها برخورد مي شود.
طائفي در پاسخ به سؤالي در خصوص چگونگي وضعيت پرداخت خسارات وارده به شاكيان اين پرونده گفت: طي چند ماهه اخير شركت هيچگونه پرداختي نداشته است ولي در صورتي كه مطابق تفاهم نامه اقدام به پرداخت 2ميليون دلار به صورت يكجا كند روند پرداخت خسارات دنبال مي شود.
رئيس شعبه سوم دادسراي كاركنان دولت در پاسخ به سؤال ديگري مبني بر اعلام وكالت يك وكيل دادگستري در پرونده گلدكوئيست گفت: تاكنون هيچ وكيلي در خصوص اين پرونده اعلام وكالت نكرده است.
در پي تفاهم نامه شركت گلدكوئيست با قوه قضائيه اين شركت متعهد شد تا از طريق نماينده خود در ايران نسبت به جبران خسارت وارده و اخذ رضايت شاكيان اين پرونده اقدام كند كه در اين راستا طي چندين نوبت مقداري سكه و ساعت طلا و پول به كشور ارسال شد كه ارسال تدريجي خسارت از طريق شركت گلدكوئيست مورد اعتراض قوه قضائيه قرار گرفت و قوه قضائيه طي اخطاري به اين شركت اعلام كرد كه پرداخت خسارت به شاكيان بايد به صورت يكجا انجام شود كه اين درخواست تاكنون مورد قبول شركت قرار نگرفته است.
همچنين چندي پيش به دستور رئيس شعبه سوم دادسراي كاركنان دولت، 5/2تن از محصولات شركت گلدكوئيست در فرودگاه مهرآباد تهران توقيف شده و تحويل سازمان اموال تمليكي شد.


+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 18:54  توسط میهن پرست  | 

گفت وگو با محمدرضا قديمى كارشناس تجارت الكترونيك
بازاريابى هرمى ، شكست يا پيروزى
رضا جوالچى
131418.jpg
اين روزها كمتر اتفاق مى افتد كه موضوع گلدكوئيست و بازاريابى شبكه اى، بخشى از اخبار و گزارشات روزانه رسانه هاى مختلف، از صدا و سيما گرفته، تا رسانه هاى الكترونيك و نشريات را به خود اختصاص ندهد كه اين موضوع خود نشان دهنده اهميت مسئله در سطح كشور است. به همين علت ما نيز در همين رابطه گفت وگويى با محمدرضا قديمى كارشناس مسائل اقتصادى و تجارت الكترونيك داشته ايم كه شما را به خواندن آن دعوت مى كنيم.
• • •
•بازاريابى شبكه اى را چگونه تعريف مى كنيد و اين بازاريابى داراى چه ويژگى هايى است؟
براى اينكه با بازاريابى شبكه اى آشنا شويم ضرورى است ابتدا اشاره اى به سيستم هاى سنتى داشته باشيم. در يك سيستم سنتى، معمولاً توليدكنندگان كالاى خود را به عمده فروشان عرضه مى كنند و عمده فروشان آن را به خرده فروشان و آنها نيز آن را به مصرف كنندگان نهايى مى فروشند. در اين ميان سهم عمده اى از قيمت كالا و خدمات پرداخت شده توسط مشترى نهايى، نصيب واسطه ها مى شود. اما اگر يك توليدكننده، بتواند مستقيماً كالا يا خدمات خود را به مصرف كننده نهايى برساند، قطعاً مى تواند كالاى خود را با قيمت پائين تر به فروش برساند. به همين دليل بسيارى از شركت ها به طور مستقيم از سيستم سنتى، اقدام به راه اندازى بخش هاى بازاريابى مى كنند. اما از آنجايى كه تعداد بازاريابان در اين سيستم محدود است، هيچ گاه نمى توان در چنين شرايطى محصول شركت را در سطح گسترده به فروش رساند. اينجا است كه بازاريابى شبكه اى به عنوان يك ابزار مفيد نقش خود را ايفا مى كند. در يك سيستم بازاريابى شبكه اى، شركت مقررات خاصى را تعيين مى كند مانند درصد پورسانت، قيمت محصول و... سپس افراد مى توانند به عنوان بازارياب مستقل اقدام به بازاريابى براى محصولات شركت بكنند. براى اينكه تعداد بازاريابان گسترش يابد، به هر بازارياب اين امكان داده مى شود كه بازاريابان ديگرى را در زير مجموعه خود معرفى كند و آموزش دهد. از تلاش تيم بازارياب زيرمجموعه افراد نيز، پورسانتى براى فرد معرف درنظر گرفته مى شود. در واقع اين انگيزه اى مى شود كه هر فرد، بازارياب ديگرى را در زيرمجموعه خود تعريف كند. به اين ترتيب، تعداد بازاريابان بسيار زياد و بازار فروش محصولات شركت بسيار گسترده مى شود. بازاريابان همگى تحت يك چارچوب خاص بازاريابى مى كنند و حق بازاريابى خود را به طور سيستماتيك دريافت مى نمايند. تحقق اين شرايط در يك سيستم سنتى امكان پذير نيست، چرا كه اصلاً ارتباط مستقيم با اين تعداد بازارياب در دنياى واقعى امكان پذير نيست و در اين ميان اينترنت كمك مى كند كه افراد حقوق خود را كه در واقع حق بازاريابى خودشان و تيم زيرمجموعه شان است، به راحتى بررسى و دريافت كنند، بدون آنكه هيچ گونه رابطه استخدامى بين بازاريابان مستقل و شركت وجود داشته باشد.
•يكى از مواردى كه مجلس در طرح خود براى جلوگيرى از فعاليت شركت هاى مشابه گلدكوئيست مطرح كرده در مورد رابطه استخدامى بين افراد و شركت ها است شما در اين زمينه چه نظرى داريد؟
اساساً رابطه استخدامى بين شركت و بازاريابان، چه در سيستم هاى سنتى و معمول و چه در بازاريابى شبكه اى معمولاً وجود ندارد. اگر شركت هايى را كه در حال حاضر در ايران فعاليت مى كنند و همگى بازارياب در خدمت خود دارند، بررسى كنيم، متوجه مى شويم كه معمولاً بازاريابان به صورت پورسانتى كار مى كنند. يعنى شركت مى گويد اگر كالا را فروختى، X درصد قيمت كالا به عنوان پورسانت به شما پرداخت مى شود. چون اگر غير از اين باشد و شركت ها بخواهند به هر بازارياب فارغ از ميزان فروش آن حقوق پرداخت كنند، هيچ گاه نمى توانند كارايى لازم را از افراد مشاهده كنند. اين موضوعى است كه اصولاً بازاريابان، چه سنتى و چه مدرن آن را پذيرفته اند. در بازاريابى شبكه اى نيز موضوع مشابه است، با اين تفاوت كه در اين سيستم به دليل تعداد زياد بازاريابان موضوع بسيار حادتر است. بنابراين اگر بازاريابى شبكه اى را به عنوان يك روش نوين و مفيد بازاريابى بپذيريم، اصولاً نمى توانيم انتظار داشته باشيم اين افراد به استخدام شركت درآيند.
•چگونه مى توانيم زمينه هاى سوءاستفاده از بازاريابى شبكه اى را شناسايى كنيم و بدون آنكه اصل آن را زير سئوال ببريم با آن برخورد داشته باشيم؟
مسئله اى كه منتقدان معمولاً به آن اشاره مى كنند، اين است كه در يك شبكه ناسالم، افرادى كه در انتهاى هرم قرار مى گيرند متضرر مى شوند. چون اين افراد مبالغى را براى كالا يا خدماتى مى پردازند كه ارزش آن بسيار كمتر از رقم پرداخت شده است. از آنجايى كه اين افراد نمى توانند فردى را پيدا كنند كه در زيرمجموعه خود قرار دهند، لذا پورسانتى نمى گيرد و متضرر مى شود. نكته دقيقاً همين جا است. در يك بازاريابى شبكه اى صحيح و قانونى، اولين اصل اين است كه كالا و يا خدمات مورد بازاريابى بايد باارزش واقعى و يا قيمت بازار آن برابر باشد. به اين ترتيب اگر افراد در يك سيستم بازاريابى شبكه اى وجهى براى كالايى بپردازند كه مورد نياز آنها است و قيمت آن نيز با قيمت بازار كالا و خدمات برابر است، اصولاً ديگر ضررى وجود ندارد، كه پايين يا بالاى هرم آن متحمل شوند. حتى آخرين نفر نيز، وجهى را پرداخت كرده و كالا و خدماتى را متناسب با قيمت پرداخت شده دريافت كرده است. از اين رو هيچ گاه احساس غبن نمى كند. البته ويژگى هاى ديگرى هم وجود دارد كه درجه اهميت آن نسبت به اصل مطرح شده بسيار كمتر است.
•پس از اينكه در طرح مجلس فعاليت شركت هايى كه از ساختار هرمى برخوردار هستند ممنوع اعلام بشود آيا اين ممنوعيت به بازاريابى صحيح شبكه اى نيز لطمه خواهد زد؟
براى اظهار نظر راجع به اين موضوع ضرورى است كه طرح مجلس را به طور كامل مطالعه كنيم. متاسفانه من از جزئيات طرح خبر ندارم. اگر مفاد طرح مذكور فقط همان باشد كه در اخبار مطرح شده است، بايد عرض كنم در آنجا بر چند نكته تاكيد شده بود: ۱- هرمى بودن ۲- زنجيره اى و بى انتها بودن ۳- عدم وجود رابطه استخدامى بين شركت و بازاريابان.
بايد گفت كه يك بازاريابى شبكه اى صحيح و قانونى نيز اين سه ويژگى را به احتمال بسيار زياد دارد. بنابراين يا بايد كلمات طرح مذكور اصلاح شوند و يا تبصره اى وجود داشته باشد. و يا اساساً در قانون مذكور، تشخيص قانونى يا غيرقانونى بودن يك بازاريابى شبكه اى را به يك كميته كارشناسى در دستگاه هاى اجرايى كشور سپرد. كارشناسان مى توانند با استفاده از ويژگى هاى استاندارد و پذيرفته شده در دنيا كه به مهمترين آنها اشاره كردم به راحتى تشخيص دهند كه يك شبكه با ساختار هرمى قانونى است يا خير؟ حتى افراد عادى هم مى توانند اين تشخيص را بدهند. اگر قيمت كالا و يا خدمات فروخته شده توسط يك شركت از قيمت بازار، يا قيمت كارشناسى آن بالاتر باشد، بازاريابى شبكه اى آن شركت محل سئوال است.
•به عنوان آخرين سئوال نظر شما راجع به خروج ارز توسط شركت هايى چون گلدكوئيست و شركت هاى خارجى مشابه چيست؟
از آنجايى كه ارز براى كشورهاى در حال توسعه از اهميت ويژه اى برخوردار است، هر فعاليتى كه منجر به خروج بى رويه ارز از كشور شود حساسيت زا خواهد بود. در كشور خودمان دوره هايى را به خاطر داريم كه ورود برخى از اقلام به كشور ممنوع بود. يعنى ما براى از دست ندادن ارز، حتى ورود كالا را به عنوان يك امر تجارى ممنوع كرده ايم. بنابراين مسئله خروج ارز را بايد به طور مجزا از بحث بازاريابى شبكه اى بررسى كنيم. يعنى حتى ممكن است يك بازاريابى شبكه اى تمام ويژگى هاى لازم را نيز داشته باشد ولى به دليل اينكه مبدأ آن يك شركت خارجى است و ارز زيادى از كشور خارج مى كند، دولت و مجلس آن را غيرقانونى اعلام كنند. چه برسد به اينكه در حال حاضر ارز هنگفتى براى ورود كالايى كه اساساً به اقتصاد كشور ما هيچ گونه كمكى نمى كند و ارزش واقعى آن نيز بسيار كمتر از ارقام پرداخت شده است از كشور خارج مى شود. بديهى است معضل در اين حالت چندين برابر است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 18:53  توسط میهن پرست  | 

قاضي پرونده گلدكوئيست در گفت‌وگو با فارس:

هيچگونه مجوزي براي فعاليت گلدكوئيست در ايران صادر نخواهد شد

خبرگزاري فارس: رئيس شعبه سوم دادسراي كاركنان دولت گفت: با توجه به ساختار شركت گلدكوئيست اين شركت هيچگونه مشروعيتي در ايران ندارد و هيچگونه مجوزي نيز جهت فعاليت آن در ايران صادر نخواهد شد.

قاضي حميدرضا طايفي در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس افزود: انتشار اخباري مبني بر سفر نمايندگان شركت گلدكوئيست به ايران ترفندهايي است كه به منظور اعتمادسازي كاذب صورت گفته است كه در اين خصوص جا دارد تا رسانه‌ها در خصوص اينگونه اقدامات هوشياري لازم را داشته باشند.
وي اضافه كرد: انتشار چنين شايعه‌هايي در جامعه صرفا جهت مشروعيت بخشيدن كاذب به اين شركت غيرقانوني است و هيچ نماينده‌اي هم از اين شركت به ايران سفر نكرده است

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 18:52  توسط میهن پرست  | 

قاضی پرونده فعالیت شرکت های هرمی شکل در ایران اعلام کرد:
درآمد حاصل از فعالیت گلدکوئیست از نظر شرعی حرام است/ تشکیل 4 هزار پرونده و دستگیری 30 نفر درباره فعالیت گلدکوئیست
قاضی پرونده فعالیت شرکت های هرمی شکل در ایران از بررسی طرحی در قوه قضاییه خبر داد که در صورت تصویب آن، با هر شرکت با فعالیت هرمی شکل داخلی و خارجی برخورد شدیدی خواهد شد.

به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری"مهر"، حمید رضا طائفی در میزگردد خبری "بررسی فعالیتهای شرکتهای هرمی در ایران" در ابتدا گفت: در فعالیت  شرکت های هرمی شکل همچون گلدکوئیست و در شرایط مساوی، افراد موجود در راس هرم که عمدتا نیز یهودی هستند، درآمد بالایی بدست می آورند.

وی افزود: این شرکت ها که بدون مجوز بانک مرکزی ، وزارت امور اقتصادی و دارایی و شورای پول و اعتبار در ایران فعالیت می کنند، با فعالیت های مالی ارزهای بسیاری بدون نظارت از کشور خارج کرده اند که در نهایت آن نیز به اقتصاد کشور آسیب خواهد رساند.

طائفی تصریح کرد: براساس تصویب مجلس، فعالیت در این شرکت های هرمی شکل نظیر گلدکوئیست جرم محسوب می شود.

به گفته وی، براساس این قانون، افراد بالاسری موجود در شبکه، دوبرابر درامدی که نصیبشان شده جریمه خواهند شد.

قاضی پرونده فعالیت شرکت های هرمی شکل در ایران از تشکیل پرونده های فعالیت شرکت های هرمی شکل داخلی از جمله وست ویژن در قوه قضاییه خبر داد و گفت: قوه قضاییه نیز رسیدگی به این پرونده ها را آغاز کرده است.

وی بیشترین شکایات را از شرکت گلدکوئیست اعلام کرد و گفت: در روزهای آینده لیست کامل آنها نیز منتشر خواهد شد.

طائفی همچنین اعلام کرد: تاکنون برای فعالیت شرکت گلدکوئیست در ایران چهار هزار پرونده در قوه قضاییه تشکیل شده و 30 نفر از متولیان اصلی این شرکت نیزدر ایران دستگیر و با قرار وثیقه بسیار سنگین آزاد شده اند.

وی به نحوه صدور حکم در این خصوص اشاره و تصریح کرد: پس از انجام تحقیقات اولیه، اعلام قرار مجرمیت و صدورکیفر خواست ، حکم نهایی صادر می شود.

وی تاکید کرد: به هیچ وجه شرکت های با فعالیت هرمی شکل داخلی به تایید قوه قضاییه نرسیده است. به عبارت دیگر شاید این شرکت ها ثبت شده باشند ولی بدون مجوز اقدام به فعالیت های مالی در کشور می کنند.

وی خاطرنشان کرد: درآمدی که از طریق فعالیت در این گونه شرکت ها نیز نصیب افراد می شود از نظر شرعی حرام است و از نظر قانونی نیز جرم محسوب می شود.

وی از ثبت 20 شرکت با فعالیت هرمی شکل داخلی و خارجی در کشور خبر داد که بدون مجوز فعالیت مالی در کشور انجام می دهند.


امانت داری و اخلاق مداری
استفاده از اين خبر فقط با ذکر منبع " خبرگزاری مهر " مجاز می باشد.  

درهمین زمینه بخوانید:
  طرح مرکز پژوهشهای مجلس برای هدایت فعالیت شبکه ای به بورس
  فعالیت شرکت گلدکوئیست در ایران به 10 درصد کاهش یافت//فعالیت گلدکوئیست در ایران 240 میلیون دلار ارز از کشور خارج کرد
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 18:52  توسط میهن پرست  |